هر کو به جهان راه قلندر

هر کو به جهان راه قلندر گیرد باید که دل از کون و مکان برگیرد در راه قلندری مهیا باید آلودگی جهان نه در برگیرد…

Continue Reading...

هجر تو خوشست اگر چه زارم

هجر تو خوشست اگر چه زارم دارد وصل تو بتر که بی‌قرارم دارد هجر تو عزیز و وصل خوارم دارد این نیز مزاج روزگارم دارد…

Continue Reading...

منگر تو بدانکه ذوفنون

منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد در عهد وفا نگر که چون آید مرد از عهدهٔ عهد اگر برون آید مرد از هر چه گمان…

Continue Reading...

گیرم که غم هجر وصالم

گیرم که غم هجر وصالم نخوری نه نیز به چشم رحم در من نگری این مایه توانی که بر دشمن و دوست آبم نبری و…

Continue Reading...

گفتم که مگر دل ز تو

گفتم که مگر دل ز تو برداشته‌ایم معلوم شد ای صنم که پنداشته‌ایم امروز که بی روی تو بگذاشته‌ایم دل را به بهانه‌ها فرو داشته‌ایم…

Continue Reading...

گر تو به صلاح خویش کم

گر تو به صلاح خویش کم نازی به با حالت نقد وقت در سازی به در صومعه سر ز زهد نفرازی به بتخانه اگر ز…

Continue Reading...

غمهای تو در میان جان

غمهای تو در میان جان دارم من شادی ز غم تو یک جهان دارم من از غایت غیرتت چنان دارم من کز خویشتنت نیز نهان…

Continue Reading...

شب گشت ز هجران دل فروزم

شب گشت ز هجران دل فروزم روز شب تیز شد از آه جهانسوزم روز شد روشنی و تیرگی از روز و شبم اکنون نه شبم…

Continue Reading...

زان چشم چو نرگس که به من

زان چشم چو نرگس که به من در نگری چون نرگس تیر ماه خوابم ببری نرگس چشمی چو نرگس ای رشک پری هر چند شکفته‌تر…

Continue Reading...

دی آمدنی به حیرت از منزل

دی آمدنی به حیرت از منزل خویش امروز قراری نه به کار دل خویش فردا شدنی به چیزی از حاصل خویش پس من چه دهم…

Continue Reading...