قاموس سخن
بياموزيد بي آنكه شما را
بياموزيد بي آنكه شما را آموزنده بدانند. (ديل كارنگي)
بي خيالي در صدر چيزهايي
بي خيالي در صدر چيزهايي است كه رهبران بايد از آن بترسند. (جان ماكسول)
بهره ي ما از جامعه ي
بهره ي ما از جامعه ي بشري، بيماري روحخراش تكنيك و ملي گرايي است. (هرمان هسه)
بهترين نشانه ترقي يك
بهترين نشانه ترقي يك ملت، آزادي گفتار است. (نامشخص)
بهترين كار آن است كه از
بهترين كار آن است كه از انجام آن لذت مي بريم. (جان ماكسول)
بهترين راه شناخت و
بهترين راه شناخت و نابودي يك دشمن اين است كه خود را دوست او بدانيم. (پائولو كوئيلو)
بهترين راه احساس نه با
بهترين راه احساس، نه با دست سودن، بلكه در راه دل پيش رفتن است. (كريستين بوبن)
بهترين چيزها سخت ترين
بهترين چيزها سخت ترين آنها است. (مثل يوناني)
بهترين انسان از همه
بهترين [ انسان ] از همه چيز براي يك چيز دست مي كشد. (هراكليت)
بهتر است بپذيريد كه
بهتر است بپذيريد كه هميشه چيزهايي وجود دارند كه غير قابل درك اند و آنها را رها كنيد؛ چقدر آسان است. (ريچارد تمپلر)
به يكديگر مهر بورزيد
به يكديگر مهر بورزيد، اما از مهر، بند نسازيد. (جبران خليل جبران)
به ياد داشته باشيد پيش
به ياد داشته باشيد، پيش از آنكه بكوشيد با كسي ارتباط بهتري داشته باشيد، با خودتان بهتر ارتباط برقرار كنيد. (آنتوني رابينز)
به هيچ دسته كليدي اعتماد
به هيچ دسته كليدي اعتماد نكنيد بلكه كليد سازي را فرا بگيريد. (آنتوني رابينز)
به هرچه بينديشيم
به هرچه بينديشيم، آيندهي ما را ميآفريند. (نامشخص)
به نعمت دنيا دل مبند كه
به نعمت دنيا دل مبند كه مثل خود دنيا فاني است. (نامشخص)
به نتيجه رسيدنِ امور
به نتيجه رسيدنِ امور مهم، اغلب به انجام يافتن يا نيافتن امري به ظاهر كوچك بستگي دارد. (نامشخص)
به مرگ راضي شدن به
به مرگ راضي شدن، به پيروزي دست يافتن است. (ويكتور هوگو)
به گونه ي بنيادي هم از
به گونه ي بنيادي، هم از شكست و هم از كاميابي مي شود درس گرفت. (پاول فريزر)
به كارهاي زشت عادت مكن
به كارهاي زشت عادت مكن، زيرا ترك آن دشوار است. (نامشخص)
تنها يك شادماني در زندگي
تنها يك شادماني در زندگي وجود دارد، دوست بداري و دوستت بدارند. (نامشخص)
دانش كلي مانند خليجي است
دانش كلي مانند خليجي است كه من و همكارانم تنها چند دانه ريگ جالب از اين پهناي گسترده برداشته ايم. (آيزاك نيوتن)
دانش پژوه چندان به خوشيِ
دانش پژوه چندان به خوشيِ تن نمي پردازد. (نامشخص)
دانش از بهر دين پروردن
دانش، از بهر دين پروردن است نه از بهر دنيا خوردن. (مثل فارسي)
دانستن اينكه چگونه
دانستن اينكه چگونه ميتوان آبديده شد، كليد بنيادين خردمندي و يكي از دشوارترين بخشهاي هنر درست زيستن است. (نامشخص)
داشتن يك دوست خوب
داشتن يك دوست خوب، نابترين هديهي زندگي است؛ چرا كه در دوستي، هيچ داد و ستد و دستمزدي در كار نيست. (نامشخص)
داشتن استعداد چندان
داشتن استعداد، چندان باارزش نيست، مگر اين كه بدانيد با آن، چه بكنيد و چگونه از اين استعداد، بهرهمند شويد و همهي اينها، به نگرش…
دارايي و پريشاني جدا از
دارايي و پريشاني، جدا از يكديگر نيستند، مگر اينكه انسان توانگر، خردمند و منطقي باشد. (پرمودا باترا)
خيرخواهي انسان نيك خواه
خيرخواهي انسان نيك خواه، پيرامون او، هاله اي بزرگ از پشتيباني مي آفريند. (فلورانس اسكاول شين)
خوشبين كسي است كه همه
خوشبين كسي است كه همه جا چراغ سبز ميبيند. بدبين كسي است كه تنها چراغ قرمز ميبيند. ولي خردمند راستين كسي است كه رنگ نميبيند….
خوشبختي لذت مشتركي است
خوشبختي، لذت مشتركي است كه حاصل ياري بدون چشم داشت به ديگران است. (هلن كلر)
خوشبختي چيزي نيست كه آن
خوشبختي چيزي نيست كه آن را حس كنيم، تنها بايد آن را به ياد آوريم. (اسكار وايلد)
خوشبخت كسي است كه راه
خوشبخت كسي است كه راه قدرداني از خدمت ديگران را مي داند و شادي ديگران را به قدر شادي خود حس مي كند. (گوته)
خوش بين باش
خوش بين باش. اندازهي مداد عادي، هفت اينچ است كه تنها يك پاكن نيم اينچي دارد. (نامشخص)
خودخواهي راهها را مي
خودخواهي، راهها را مي بندد و خير و خوشي را دور مي كند. حال آنكه، هر انديشه ي مهرآميز به دور از خودخواهي، نطفه ي…
خودبيني و رشك بردن
خودبيني و رشك بردن، هزاران ويژگي خوب را مي پوشاند. (كنفوسيوس)
خود را قرباني سرنوشتي
خود را قرباني سرنوشتي شوم پنداشتن، آسانتر از پذيرفتن سهم خود در به وجود آمدن مسآله است. (لئوبوسكاليا)
خود را از آنچه مانع مي
خود را از آنچه مانع مي شود تا كسي شوي كه مي خواهي، رها ساز. (نامشخص)
خواهان پرداخت بهاي آنچه
خواهان پرداخت بهاي آنچه ميخواهيد، باشيد. (جك كانفيلد)
خواسته اي كه از دل بيرون
خواسته اي كه از دل بيرون نرود، آن آرزوي نيرومند كه خواسته اي است فرو ننشسته، بذري است كه در ذهن ريشه دارد، زنده است…
خندهي عميق زندگي عميق
خندهي عميق، زندگي عميق است. (نامشخص)
خنده اي كه با ديگران
خنده اي كه با ديگران شريك ميشوي، عشقي است كه شنيده ميشود. (نامشخص)
خطاهاي ديگران را چون
خطاهاي ديگران را، چون خطاهاي خود تحمل كن. (نامشخص)
خشنود بودن نسبت به هر
خشنود بودن نسبت به هر آنچه انسان دريافت مي كند، شيوه ي تفكر بردگان است. (فرناندو پسوا)
خسيس براي ثروت خود
خسيس براي ثروت خود نگهبان است و براي وراث، انباردار. (بوذرجمهر)
خردمندانهترين
خردمندانهترين انديشههاي ما (اگر بتوان واژهي خرد را به بشر نسبت داد)، آلوده به اميدها و ترسهايمان هستند. (نامشخص)
خردمند با بيدار كردن
خردمند با بيدار كردن خوداشتياقي و خويشتنداري، تواند براي خويش جزيرهاي سازد كه هيچ سيلي آن را غرق نتواند كرد. (بودا)
خرد كيفيتي نيست كه بايد
خرد، كيفيتي نيست كه بايد به آن رسيد، بلكه كيفيتي است كه بايد به ياد آورده شود. (شري كارتر اسكات)
خرد بايد نخستين خواست
خرد بايد نخستين خواست آدميان باشد؛ چرا كه بي خرد، چيزي براي خود ندارد. (ارد بزرگ)
خدمت به وطن نيمي از
خدمت به وطن نيمي از وظيفه است و خدمت به انسانيت، نيم ديگر آن. (ويكتور هوگو)
خداوند زماني مي آيد كه
خداوند زماني مي آيد كه او را دورتر از هميشه تصور مي كنيم. (نامشخص)
خدا كاغذ را براي طراحي
خدا كاغذ را براي طراحي معماري آفريد؛ هرگونه استفاده ي ديگر ـ دست كم براي من ـ [ به معني ] تباه كردن آن است….
خانه بدلي براي بطن
خانه، بدلي براي بطن مادر؛ مسكني كه زماني براي انسان امن ترين و آسايش بخش ترين مكان بوده است و براي هميشه آرزوي آن را…
حياتمان بدون زنان آغازش
حياتمان بدون زنان، آغازش بي پناهي؛ شبابش عاري از لذت و پايانش بدون دلداري مي بود. (نامشخص)
حكومت كشوري كه در آن
حكومت كشوري كه در آن گدايي به صورت حرفه در آيد، بد و فاسد است. (فرانسوا ولتر)
حقيقت و گل سرخ هر دو خار
حقيقت و گل سرخ هر دو خار دارند. (ضرب المثل اسپانيايي)
حقيقت را همانطور که هست
حقيقت را همانطور که هست، بپذير. (ويليام شكسپير)
حقيقت انكارناپذير است
حقيقت، انكارناپذير است. بدخواهي ممكن است به آن حمله كند. ممكن است ناداني آن را به مسخره بگيرد، اما سرانجام حقيقت پايدار خواهد بود. (وينستون…
حسود را آزار مده كه خود
حسود را آزار مده كه خود در آتشي بي پايان مي سوزد. هر چيزي كه مطابق ميل و آرزوي ماست، حقيقت محض به نظرمان مي…
حرف كساني كه مي گويند
حرف كساني كه مي گويند عشق به دور از خودخواهي است خنده دار است؛ زيرا همه چيز طبق خواست قدرت ما است. (نيچه)
حتي زماني هم كه بدون
حتي زماني هم كه بدون اميد زندگي مي كنيم، آرزوهايي داريم. (دانته)
حتي از يك لحظه دَم هم
حتي از يك لحظه [=دَم] هم بيخبر نمانيد؛ چرا كه همه چيز از انباشته شدن لحظه [=دَم] ها ساخته ميشود. (كيم وو چونگ)
حاضرم به هر كاري دست
حاضرم به هر كاري دست بزنم. براي من رنج و ناراحتي گذرا به هيچ روي مسئله اي نيست، به شرط آنكه احساس كنم اين تجربه…
چيزي كه در زن مرا تسخير
چيزي كه در زن مرا تسخير مي كند مهرباني اوست، نه روي زيبايش؛ من زني را بيشتر دوست دارم كه مهربانتر باشد. (ويليام شكسپير)
چيزي در شماست كه چيزهايي
چيزي در شماست كه چيزهايي مي داند كه شما نمي دانيد. (نامشخص)
چيزهاي ساده خارق العاده
چيزهاي ساده خارق العاده ترين چيزها هستند و تنها خردمندان مي توانند آنها را ببينند. (پائولو كوئيلو)
چون راه رفتن آموختم به
چون راه رفتن آموختم، به دويدن پرداختم. چون پرواز كردن آموختم، ديگر براي جنبيدن نياز به هيچ فشاري ندارم. (نيچه)
چهره ي طبيعي درختان را
چهره ي طبيعي درختان را كه در زمين ريشه كرده اند ببينيد؛ گياهان، جانوران و دلبستگي هاي دروني آنها به يكديگر را در نظر آوريد….
چه كسي را بد مي داني؟ آن
چه كسي را بد مي داني؟ آن كس كه هميشه مي خواهد ديگران را شرمسار مي سازد. (نيچه)
چه خانه باشد چه ستاره
چه خانه باشد، چه ستاره، چه كوير، چيزي كه اسباب زيبايي اش مي شود نامرئي است. (آنتوان دوسنت اگزوپري)
چه بسيار گردن كشاني كه
چه بسيار گردن كشاني كه به آني دچار زبوني شدند. (ارد بزرگ)
چنانچه هميشه از چيزي
چنانچه هميشه از چيزي خوشمان بيايد يا بدمان بيايد، همان چيزهايي را به دست ميآوريم كه هميشه به دست ميآورديم. (آنتوني رابينز)
چنانچه مي خواهي منش كسي
چنانچه مي خواهي منش كسي را بسنجي، به او قدرت بده. (آبراهام لينكلن)
چنانچه بياموزيم كه از
چنانچه بياموزيم كه از ترديد و دودلي لذت ببريم و از آن به سود خود بهره بگيريم، زندگي به مراتب، سادهتر و زيباتر خواهد شد….
چنان كه سنگ استوار را
چنان كه سنگ استوار را باد نلرزاند، خردمندان نيز از سرزنش و ستايش، ترديد به دل راه ندهند. (بودا)
چگونه اين پيشامد رخ
چگونه اين پيشامد رخ ميدهد كه هر اندازه بيشتر در خويشتن به عنوان موجودي ويژه و بيهمتا فرو رفته و در پي هويت خويش ميرويم،…
چشمانم را ميبندم تا
چشمانم را ميبندم تا ببينم. (نامشخص)
چشم انداز راستين چشم
چشم انداز راستين، چشم اندازي است كه خود مي آفرينيم. (فرناندو پسوا)
چپاول در گذشته بسي
چپاول، در گذشته بسي لشكرها را به نابودي رسانيده است. (افلاطون)
جوهر شجاعت در اين نيست
جوهر شجاعت در اين نيست كه شما نترسيد، بلكه در آن است كه كسي نفهمد كه ترسيده ايد. (نامشخص)
جواني خود مستي بي شراب
جواني، خود، مستي بي شراب است. (گوته)
جهت تحقق آرزو خواه امير
جهت تحقق آرزو، خواه امير باشي خواه گدا، در برابر طبيعت فرقي ندارد و براي همه يك بها معين شده است و آن، فداكاري و…
جهان گرچه پر از چيزهاي
جهان گرچه پر از چيزهاي زيباست، اما در ارائه لحظات زيبا و بهره برداري از چيزهاي زيبا بسيار بخيل است. شايد همين بُخل، بزرگترين لطف…
جنگ قوانين را خاموش مي
جنگ، قوانين را خاموش مي كند. (سيسرو)
جمهوري ها در نتيجه تجمل
جمهوري ها در نتيجه تجمل و پادشاهي ها در اثر فقر سقوط مي كنند. (منتسكيو)
جستجوي حقيقت ديوانگي
جستجوي حقيقت ديوانگي مطلق است، زيرا زماني كه به حقيقت رسيديد، امكان ندارد به كسي بگوييد و دشمن شما نشود. (نامشخص)
جرأت پيشروي داشته باشيد
جرأت پيشروي داشته باشيد، حتي زماني كه ميترسيد. (گاي فينلي)
جايي كه آموزش پاكدامني و
جايي كه آموزش پاكدامني و ايمان به سادگي انجام پذير نيست، آموزش مذهب به مراتب دشوارتر است. (نامشخص)
جان آدمي چه اندوهگين
جان آدمي چه اندوهگين است، هنگامي كه اندوهاش از عشق است. (ويكتور هوگو)
ثروتهاي وجودي هر كدام از
ثروتهاي وجودي هر كدام از ما از گنجهاي افسانه اي علي بابا بيشتر است. (ديل كارنگي)
تيمها همواره منعكس كننده
تيمها همواره منعكس كننده ي رهبرانشان هستند. (جان ماكسول)
توانمندي و قدرتِ هنر از
توانمندي و قدرتِ هنر از محدوديت زاده مي شود و در آزادي مي ميرد. (لئوناردو داوينچي)
توانايي شما در به تعويق
توانايي شما در به تعويق انداختن خوشي هاي كوتاه مدت، تعيين كننده ميزان پيشرفت مالي شما در دراز مدت است. (برايان تريسي)
تو نيكي را از دست مده
تو نيكي را از دست مده، ديگران نيز خوب خواهند شد. وجود نيكان همچون باد و [ وجود ] بدان همچون گياه است. هرجا باد…
تو جدا از ديگران نيستي
تو جدا از ديگران نيستي؛ قضاوت در مورد كارهاي خوب ديگران هم دست كمي از قضاوت در مورد كارهاي بدشان ندارد. (وين داير)
تهيدستي مايهي ننگ آدمي
تهيدستي، مايهي ننگ آدمي نيست، ولي بينهايت، دردسر ساز است. (نامشخص)
تنها نيكبختي راستين آن
تنها نيكبختي راستين، آن است كه پايان و سرانجامي را گردن نهيم. (نامشخص)
تنها كسي كه مي تواند شما
تنها كسي كه مي تواند شما را در رسيدن به روياها و آرزوهايتان كمك كند، خودتان هستيد. وقتي اين نكته را خوب بفهميد و آنرا…
تنها كاري كه مي توانم
تنها كاري كه مي توانم بكنم آن است كه كمك كنم تا شما به ياد آوريد و نه چيز ديگر. (نيچه)
تنها زندگي اي ارزشمند
تنها زندگي اي ارزشمند است كه صرف ديگران شود. (آلبرت انيشتين)
تنها راه كاميابي در هر
تنها راه كاميابي در هر چيز اين است كه نخست به اندازه ي كافي، نادان، شكست خورده و ناكامروا باشيم. (باربارا دي آنجليس)





