من هميشه تمايل دارم كه

من هميشه تمايل دارم كه از اشخاص نجيب پيروي كرده و از آنان چيز بياموزم. (ويليام شكسپير)

من نه به رنگ پوست تعصب

من نه به رنگ پوست تعصب دارم، نه به طبقه و نه به كيش. تنها چيزي كه به آن اهميت مي دهم اين است كه…

من مي دانم كه زيباترين

من مي دانم كه زيباترين عشق خود را در يك كتابخانه ديدار خواهم كرد. (نامشخص)

من مثل يك آشپز وقتي كه

من مثل يك آشپز وقتي كه فيلمي را تهيه كردم، مي نشينم و ديگران را تماشا مي كنم ببينم به آنها مزه مي دهد؟ (نامشخص)

من فكر مي كنم كه

من فكر مي كنم كه هنرمندان غالباً نمي دانند بهترين استعداد آنها در كجاست، زيرا بسيار پر مدعا هستند و براي مثال با مشاهده گياهان…

من زماني كامياب هستم و

من زماني كامياب هستم و توانگر مي‌شوم كه احساس كنم دارم كاري فراگير و جهاني انجام مي‌دهم. (آنتوني رابينز)

من در زندگيم حتي يك روز

من در زندگيم حتي يك روز هم كار نكرده ام. آنچه انجام داده ام، تفريح بوده است. (توماس اديسون)

من حقيقت را نمي دانم و

من حقيقت را نمي دانم و از راه مباحثه با اشخاص مي خواهم آن را كشف كنم و كسب دانش نمايم. (سقراط)

من به همان شدت از ورزش

من به همان شدت از ورزش بيزارم كه دوستداران ورزش از عقل سليم. (نامشخص)

من باور ندارم كه رنج

من باور ندارم كه رنج تنها، آموزنده است. اگر رنج به تنهايي آموزنده بود، مي‌بايست همه‌ي مردم دنيا خردمند مي‌شدند؛ چون هر كسي به گونه‌اي…

من اغلب نادانسته به همه

من اغلب نادانسته به همه چيز شك مي كنم، اغلب در جست و جوي خط مستقيمي هستم كه با هستي من برابري كند و آن…

من از سودمند بودن دست

من از سودمند بودن دست نمي‌كشم. (لئوناردو داوينچي)

من تماميت يك چيز را

من، “تماميت” يك چيز را زماني مي توانم ببينم كه “انديشه” در آن دخالتي نداشته باشد. (كريشنا مورتي)

ممكن است آماده شدن

ممكن است آماده شدن تضميني براي پيروزي نباشد، اما بي شك شما را در اين موقعيت قرار مي دهد. (جان ماكسول)

مقام و منصب قدرت رهبري

مقام و منصب، قدرت رهبري ندارد، بلكه رهبر عامل ايجاد مقام و منصب است. (ناشناس)

مغز بشر در زمان خود مي

مغز بشر در زمان خود مي تواند بهشتي از جهنم و دوزخي از بهشت به وجود بياورد. (آيزاك نيوتن)

معناي هر چيز در خودش

معناي هر چيز در خودش نيست، بلكه در نوع برداشت ما از آن نهفته است. (آنتوان دوسنت اگزوپري)

معشوق كسي بودن به شما

معشوق كسي بودن، به شما نيرو مي‌بخشد و عاشق كسي بودن، بي‌باكي و جسارت. (لائوتسه)

مطالعه انسان را كامل مي

مطالعه، انسان را كامل مي كند، سخنراني به او حضور ذهن و سرعت انتقال مي دهد، اما نوشتن، انسان را دقيق مي كند. (فرانسيس بيكن)

مشكلي كه خوب بيان و

مشكلي كه خوب بيان و موشكافي شده باشد، نيمي از آن حل شده است. (ديل كارنگي)

مشت زني كه پاي خود را در

مشت زني كه پاي خود را در بند نهد، بدين اعتبار كه اگر عمل مشت زني منحصراً شامل بازوها و پنجه ها باشد، مقامي پاك…

مسلم بدانيد كه باورهاي

مسلم بدانيد كه باورهاي انسان بر نگرش او مؤثر است؛ حتي اگر آن باورها درست نباشند. (جان ماكسول)

مرور زمان به خودي خود

مرور زمان به خودي خود بسياري از نگراني ها را از بين مي برد. (ديل كارنگي)

مرگ دشواري نيست زيرا

مرگ، دشواري نيست، زيرا زماني كه ما هستيم، مرگ از راه نرسيده است و چون از راه رسيد، ديگر ما نيستيم. (اپيكور)

مرگ از پيري نمي آيد

مرگ از پيري نمي آيد، بلكه با فراموشي مي آيد. (گابريل گارسيا ماركز)

مردي كه خصلت نيك دارد

مردي كه خصلت نيك دارد، هرگز تنها نمي ماند؛ زيرا هميشه دوستاني براي خود پيدا مي كند. (كنفسيوس)

مردن در حال ايستادن بهتر

مردن در حال ايستادن بهتر از زيستن در حالت زانو زدن است. (نامشخص)

مردمان توانمند در ميان

مردمان توانمند در ميان جشن و بزم نيستند. آنها هر دم به آرماني بزرگتر مي انديشند و براي رسيدن به آن در حال پيكارند. (ارد…

مردم متوحش مردم سخت

مردم متوحش مردم سخت گيرند. (برتراند راسل)

مردم را شاد كنيد و آن

مردم را شاد كنيد و آن زمان، نيمي از كشمكش‌ها يا يك دهم شرارتي كه هم اكنون وجود دارد، ديگر وجود نخواهد داشت. (نامشخص)

مردم پست و دون به سراب

مردم پست و دون به سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي، به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند….

مردم اشتباهات زندگي خود

مردم اشتباهات زندگي خود را روي هم مي ريزند و از آنها غولي به وجود مي آورند كه نامش تقدير است. (نامشخص)

مردان شجاع فرصت مي

مردان شجاع فرصت مي آفرينند، ترسوها و ضعيف ها منتظر فرصت مي نشينند. (ويليام جيمز)

مرداب راكد چيزي فراتر از

مرداب راكد چيزي فراتر از خودش را نمي شناسد، زيرا هرگز از چارچوب خودش فراتر نمي رود. (اشو)

مرد عاقل كسي است كه كم

مرد عاقل كسي است كه كم گويد و زياد شنود. (سقراط)

مرد بي‌خرد و ديوانه

مرد بي‌خرد و ديوانه، آهنگ آن مي‌كند كه هم بر آدميزاد و هم بر خدايان حاكم شود و چنين مي‌پندارد كه اين توانايي در او…

مرد براي جنگ آفريده شده

مرد براي جنگ آفريده شده است و زن براي فراهم كردن آسايش مرد جنگاور. (نامشخص)

مراقب باش كه نيروهايت را

مراقب باش كه نيروهايت را بر سر مسايل پراكنده از دست ندهي. هميشه تلاش كن كه آنها را متمركز كني. (گوته)

مديران خوب شمشيرهاي خود

مديران خوب، شمشيرهاي خود را تاب مي‌دهند، ولي دشمني‌هايشان را نيز كنار مي‌گذارند. (جفري كروكشنك)

مداخله‌ها دست‌اندازي

مداخله‌ها [=دست‌اندازي]، مخاطره‌ [=به خطر انداختن] كردن‌ها و آهنگِ كار سياستمداران، اموري تكنيكي است – و نه سلحشورانه. (والتر بنيامين)

محبت را به هيچ چيز تشبيه

محبت را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد، زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از محبت نيست. (نامشخص)

مجازات كردن كسي كه نمي

مجازات كردن كسي كه نمي داند چه مي كند، نشانه ي توحش است. (ميلان كوندرا)

مايه ي خوشبختي انسانيت

مايه ي خوشبختي انسانيت است كه هر انساني فقط آني هست كه هست. (فرناندو پسوا)

مالكيت زمين از اهميت

مالكيت زمين از اهميت ويژه اي برخوردار است. چنانچه مقرر گردد كه زمين متعلق به هيچ كس نباشد، مگر آن كس كه روي آن كار…

مادام كه مجلات ادبي

مادام كه مجلات ادبي، معلومات مختصر و پيش پا افتاده ي مردمان معمولي را چاپ مي كنند، به ويژه ابزار مكارانه اي براي سرقت وقت…

ما هميشه شجاع نيستيم

ما هميشه شجاع نيستيم. (نيچه)

ما هم توانايي و هم

ما، هم توانايي و هم مسئوليت داريم تا بهترين گزينه‌ها را براي آغاز امروز برگزينيم. (جيم رآن)

ما نسلي گمشده هستيم

ما نسلي گمشده هستيم. صبح تا شب بدون هدف سگ دو مي زنيم و هميشه به دلار چشم دوخته ايم كه جهت را به ما…

ما مشاهده مي كنيم كه هر

ما مشاهده مي كنيم كه هر چيزي كه بر سر ما آمده هميشه به نفع ما تمام شده است. (نيچه)

ما فقير هستيم اما خوش

ما فقير هستيم، اما خوش سليقه ايم. (فرانسوا ولتر)

ما در همه ي سستي هايمان

ما در همه ي سستي هايمان، گوهري از توان داريم كه اي كاش آن را بشناسيم. در اين زمينه نيز مانند ديگر چيزها، آگاهي از…

ما در اين جهان حال

ما در اين جهان، حال ارادي يا غير ارادي، مسافران ميان هيچ و هيچ ايم، يا ميان همه و همه ي مسافران مخالف سفر، حق…

ما تنها زماني از مردم

ما تنها زماني از مردم سير مي شويم كه ديگر نتوانيم آنها را هضم كنيم. (نيچه)

ما به گونه‌اي بي‌پايان

ما به گونه‌اي بي‌پايان، براي هر چيزي در زندگي به يكديگر وابسته‌‌ايم. (كيم وو چونگ)

ما بايد در زندگي داراي

ما بايد در زندگي داراي هدف عالي بوده و افق بالاتري را بنگريم زيرا بدون هدف زيستن ثمره اي جز خستگي ندارد. (فرانسوا ولتر)

ما بايد استعدادهايمان را

ما بايد استعدادهايمان را در راه رسيدن به پيشرفت، به كار گيريم. (پرمودا باترا)

ما اشتباهات جديدي را

ما اشتباهات جديدي را مرتكب نمي شويم؛ تنها اشتباهات گذشته را تكرار مي كنيم. (نامشخص)

لطف زن مانند ماسه خطرناك

لطف زن مانند ماسه خطرناك است. (ويكتور هوگو)

لذت بردن از زيبايي

لذت بردن از زيبايي، ماهيت احساسي خاص، ملايم و سرمست كننده اي دارد. (زيگموند فرويد)

لبخند بيش از چند لحظه

لبخند، بيش از چند لحظه دوام ندارد، اما خاطره ي آن جاوداني است. (آبراهام لينكلن)

گوش رهبر بايد صداي مردم

گوش رهبر بايد صداي مردم را بشنود. (وودرو ويلسون)

گمان مي‌كنم در دنيا چيزي

گمان مي‌كنم در دنيا چيزي وحشتناك‌تر از اين نيست كه انسان، فرزندي از آن خود داشته باشد و با اين حال به گونه ي رازآلودي…

گشودن راههاي تازه نياز

گشودن راههاي تازه نياز به نيرويي اسرارآميز و جادويي ندارد. ابتكار، ارثي نيست، بلكه نظمي است كه مي توان آن را ياد گرفت. (پيتر دراكر)

گرگ پير تا زماني كه قدرت

گرگ پير تا زماني كه قدرت آن را دارد كه طعمه اي به چنگ آورد و آن را از هم بدرد مورد احترام [ =بزرگ…

گربه را آزار مده او نمي

گربه را آزار مده، او نمي تواند به تو وفادار بماند؛ اين هنجار عاطفي اوست. (ارد بزرگ)

گذشته مرده است

گذشته مرده است. اگر لاشه گذشته را به دنبال خويش بكشيم توان حركت به سوي آينده را از دست مي دهيم. (نامشخص)

گدا هر قدر گردنش را كج

گدا هر قدر گردنش را كج تر نگاه دارد، بيشتر دروغ مي گويد. (مثل اسكاتلندي)

گاهي سكوتم دشمن را

گاهي سكوتم دشمن را فرسنگها از مرزهاي خودش نيز به عقب مي نشاند. (نادر شاه افشار)

گاهي برخلاف شكست و

گاهي برخلاف شكست و نابوديِ كمابيش قطعي، بايد نابخرد و بزدل باشيم كه در آستانه ي بزرگترين پيروزي نهفته مان، ميدان را ترك كنيم. (جان…

گاه در عشق مي آموزيم كه

گاه در عشق مي آموزيم كه رعايت حال ديگري بهتر از پافشاري در اثبات عقيده است. (لئوبوسكاليا)

كينه‌ور كينه دار به

كينه‌ور [ =كينه دار ] به كينه‌ور و دشمن به دشمن، آن بد نتواند كرد كه انديشه‌ي نيك راهنمون شده به كَس كند. (بودا)

كوشش نخستين وظيفه ي

كوشش، نخستين وظيفه ي انسان است. (گوته)

كوچك‌ترين نگراني در مورد

كوچك‌ترين نگراني در مورد خود به دل راه ندهيد و همه چيز را به خدا بسپاريد. (گاندي)

كمك گرفتن از ديگران در

كمك گرفتن از ديگران در امر تصميم گيري، كاري بي فايده و غير عقلاني است. (اسمايلز)

كمابيش هر چيزي كه وجود

كمابيش هر چيزي كه وجود دارد در معرض نابودي است؛ زندگي، خود چيزي جز ستيزه و جدال ارزشها و مبارزه براي نابودي انديشه ها و…

كليد سعادت و خوشبختي ما

كليد سعادت و خوشبختي ما در اختيار پندار و گفتار و كردار ماست. (نامشخص)

كل زندگي روان انسان

كل زندگي روان انسان تلاشي در سايه روشن است. (فرناندو پسوا)

كسي نمي تواند ما را از

كسي نمي تواند ما را از آنچه كه مايل به انجامش هستيم بازدارد. (ريچارد باخ)

كسي كه هر چه دارد مي

كسي كه هر چه دارد مي بخشد، براستي، بسيار توانگر است. (لائو تزو)

كسي كه كار خود را تنها

كسي كه كار خود را تنها زماني انجام مي دهد كه سر حال باشد يا انجام آن راحت باشد، توفيقي پيدا نخواهد كرد. (جان ماكسول)

مهم‌ترين بخش تجسم پويا

مهم‌ترين بخش تجسم پويا، نه تنها دستيابي به روياست، بلكه ايجاد آن دگرگوني‌هايي است كه نخست در درون انسان روي مي‌دهد. (استيو چندلر)

مهم نيست در كجاي جهان

مهم نيست در كجاي جهان ايستاده ايم، مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم. (نامشخص)

مهارت و چيرگي پيدا كردن

مهارت و چيرگي پيدا كردن در هر كاري، زمان مي‌خواهد؛ بايد تمرين كنيد، تمرين كنيد و تمرين كنيد. (جك كانفيلد)

من يك مادر عادي نبودم

من يك مادر عادي نبودم. البته هيچ‌گاه با فرستادن بچه‌هايم به مدارس شبانه‌روزي، آنها را از سر‌ِ خودم باز نكردم يا براي نمونه، هيچ‌گاه برايشان…

من هميشه باور داشته ام

من هميشه باور داشته ام كه در طبيعت، زيباتر از زن وجود ندارد. (گابريل گارسيا ماركز)

من نمي‌دانستم كه تو را

من نمي‌دانستم كه تو را دوست دارم، تا اينكه آن را از زبان خودم شنيدم. براي لحظه‌اي انديشيدم: “خدايا من چه گفتم؟” و سپس فهميدم…

من مي خواهم بدانم خدا

من مي خواهم بدانم (خدا) چگونه اين جهان را آفريده است. علاقه اي به اين يا آن پديده ندارم. در (طيف) اين يا آن عنصر…

من مثل كسي هستم كه در

من مثل كسي هستم كه در روي زمين در جستجوي خوشبختي است و نمي داند اين وسيله كجا پنهان شده است و چيزي از آن…

من فكر مي كنم آدم بايد

من فكر مي كنم آدم بايد وقت خود را تنها صرف خواندن كتاب هايي نمايد كه با چنگ و دندان دل خواننده را ريش مي…

من زماني كه روي حل يك

من زماني كه روي حل يك مسأله كار مي كنم، هرگز به زيبايي راه‎حل آن نمي انديشم. من تنها به اين مي‎انديشم كه چگونه مسأله…

من در جهان يك دوست داشتم

من در جهان يك دوست داشتم و آن هم خودم بوده ام. (ناپلئون بناپارت)

من چيزهايي را كه در دنيا

من چيزهايي را كه در دنيا وجود ندارند، چيزهايي را كه اندكي فراتر از دنيا شناورند، ترجيح [=برتري] مي‌دهم. من ترجيح مي‌دهم وارد دنيا نشوم،…

من به راه‌هاي خشونت‌بار

من به راه‌هاي خشونت‌بار، اعتراض دارم؛ حتي اگر در مسير نيكي، اين راه‌ها به كار گرفته شود، نيكي برآمده از آن، موقتي و گذراست؛ ولي…

من بر اين باورم دشواري

من بر اين باورم، دشواري، تنها درسي است كه از ما مي‌خواهد هرچه زودتر و باشتاب‌تر، آن را بياموزيم تا ديگر رفوزه نشويم و ناگزير…

من افتخار نمي خواهم

من افتخار نمي خواهم؛ آرزوي رهبري ندارم؛ فقط مي خواهم آنچه را يافته ام با ديگران در ميان بگذارم و افق هاي آينده را كه…

من از خاكسپاري ها

من از خاكسپاري ها بيزارم؛ اين مراسم براي شخص مرده نيست، بلكه براي كساني است كه زنده مي مانند و از عزاداري لذت مي برند….

ممكن است مقداري زهر در

ممكن است مقداري زهر در كوزه اي ريخت و آن كوزه را شست و اثرات زهر را از بين برد، ولي چيزي را كه در…

ممكن است كوشش براي

ممكن است “كوشش” براي آنچه كه آدمي بايد باشد، به خوبي آنچه كه آدمي به راستي هست و خود را بيان مي‌كند، نباشد، بلكه نوميدي…

مقصر كسي نيست كه مرتكب

مقصر كسي نيست كه مرتكب گناه شده، بلكه كسي است كه او را در تيرگي جهل باقي گذارد. (نامشخص)

مغز انسان به ماهيچه‌ي

مغز انسان به ماهيچه‌ي بازو بسيار شباهت دارد. اگر با آنها كار شود، آشكار است كه نيرومند و ورزيده مي‌شوند، وگرنه، سست و از كار…