غرور خود را نگهدار اما

غرور خود را نگهدار، اما براي آن زندگي نكن. (نامشخص)

عيب كار اينجاست كه در

عيب كار اينجاست كه در دانشكده انتظار دارند آدم همه چيز را بداند. (جين وبستر)

عمر زيادي كردم و نگران

عمر زيادي كردم و نگران دشواري‌ها و دردسرهاي زيادي بودم كه بيشتر آن‌ها هرگز روي نداد. (مارك تواين)

علاج واقعه قبل از وقوع

علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد. (نامشخص)

عشقي كه در ازاي خود

عشقي كه در ازاي خود، خواهان عشق است، از اين داد و ستد، جز رنج بهره‌اي نخواهد بُرد. (نامشخص)

عشق يعني اراده به توسعه

عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري، در جهت پيشرفت رشد دومي. (اسكات پك)

عشق و صميميت پخته تهي

عشق و صميميت پخته، تهي از هرگونه چشمداشت است. (لئوبوسكاليا)

عشق همان جوهره و هويت

عشق، همان جوهره و هويت راستين شما است . (باربارا دي آنجليس)

عشق نمي‌ورزيم كه به ما

عشق نمي‌ورزيم كه به ما عشق بورزند؛ عشق مي‌ورزيم كه عشق ورزيده باشيم. (لئوبوسكاليا)

عشق مثل ويلون مي ماند

عشق مثل ويلون مي ماند؛ نواي آن اوج و فرود دارد، اما سيم هايش هميشه ماندني است. (باخ من)

عشق كمال طلب نيست ما

عشق، كمال طلب نيست؛ ما هم نبايد باشيم. (لئوبوسكاليا)

عشق شبنمي است كه از

عشق، شبنمي است كه از آسمان به غنچه ي قلب انسان مي نشيند. (نامشخص)

عشق زماني است كه براده

عشق، زماني است كه براده هاي انديشه ي ما مثل آهن ربا به درون دل ديگري بشتابد. (كريستين بوبن)

عشق راستين به طور رايج

عشق راستين، به طور رايج، زماني به سراغ ما مي آيد كه هرگز چشم داشت آن را نداريم. (نامشخص)

عشق دوستانه – وابسته به

عشق دوستانه – وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع متقابل – در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشد. صميمانه و…

عشق حقيقي اجازه مي دهد

عشق حقيقي اجازه مي دهد كه هر كس راه خود را در پيش بگيرد. (پائولو كوئيلو)

عشق تنها نيرويي‌ست كه

عشق، تنها نيرويي‌ست كه دشمني را به دوستي تبديل مي‌كند. (مارتين لوتركينگ)

عشق پرورده‌ي خوشبيني‌ست

عشق، پرورده‌ي خوشبيني‌ست. (لئوبوسكاليا)

عشق به همنوع در مقايسه

عشق به همنوع در مقايسه با هراس از همنوع پيوسته امري بي اهميت، تا حدودي قراردادي و ظاهري بوده است. (نيچه)

عشق بايد شادي آور باشد

عشق بايد شادي آور باشد نه رنج آور. (ناپلئون بناپارت)

عشق امري كاملاً باطني و

عشق، امري كاملاً باطني و ذاتي و مربوط به نفس خود ما است و ما موجوداتي را كه حقيقي باشند دوست نداريم، بلكه موجوداتي را…

عشق آخرين پاسخ به همه ي

عشق، آخرين پاسخ به همه ي مسائل و دشواري هاي بشري است. (جك كانفيلد)

عدالت قابل تربيت براي

عدالت قابل تربيت [ براي منافع خودمان ] نيست. هر كاري كه انجام دهيم نتيجه آن را مي بينيم و خطاهايي كه از ما سر…

عاشق هر كه هستيد با

عاشق هر كه هستيد، با وفاداري به او عشق بورزيد. (باربارا دي آنجليس)

عادتهاي ما در منش

عادتهاي ما در منش، تندرستي و كمابيش، همه ي جنبه هاي زندگي مان تاثير مي گذارند. (نامشخص)

طغيان سركشي شرف

طغيان [ =سركشي ] شرف برده است. (نيچه)

طبيعت حتي به حيوانات

طبيعت حتي به حيوانات زبان بسته هم آزادي بخشيده است. (نامشخص)

صورت بايد مطالعه شود

صورت بايد مطالعه شود، همچنان كه كتابي مطالعه مي شود؛ رنگ صرفاً مي تواند تجربه يا دريافت شود. (اريك نيوتن)

صاحب اراده تنها پيش مرگ

صاحب اراده تنها پيش مرگ زانو مي زند و آنهم در تمام طول عمرش بيش از يك مرتبه نيست. (نامشخص)

شيرين‌ترين مرگ‌ها از آنِ

شيرين‌ترين مرگ‌ها از آنِ كساني است كه كارهاي بزگ از آنها سرزده و آرزوهاي بزرگ آنها برآورده شده است. (سقراط)

شوخي روشي براي جانبداري

شوخي، روشي براي جانبداري از خود در برابر پوچي زندگي است و اين كار با ساده انديشيدن درباره‌ي آنها انجام مي‌شود. (نامشخص)

شنيدم مردي از امام صادق

شنيدم مردي از امام صادق عليه السلام مي پرسيد :«كسي مي گويد كه دوستت دارم . من از كجا بدانم كه [واقعا] دوستم دارد ؟»….

شما يك ستاره را به دو

شما يك ستاره را به دو دليل مي‌نگريد: براي آنكه درخشان است و براي آنكه نفوذناپذير است. نزديك به خود درخشندگي‌اي دلنوازتر و رازي بزر‌تر…

شما هرگز از فردي ديگر

شما هرگز از فردي ديگر بيم نداشته‌ايد. تنها چيزي كه هميشه شما را مي‌ترسانده، ديدگاههاي خودتان در مورد آن فرد بوده است. (گاي فينلي)

شما نمي توانيد با تنفر

شما نمي توانيد با تنفر داشتن از ديگري خودتان را به خدا نزديكتر كنيد، چه باور داشته باشيد كه اين خشمي بجاست و يا نه….

شما مي توانيد همه ي

شما مي توانيد همه ي آدمهاي دنيا را با تمام انديشه هاي گوناگون بيازماييد، اما خواهيد ديد كه دوستي آدم هاي خداشناس پايدارتر است. (گوته)

شما فرزانگان نامدار

شما فرزانگان نامدار خدمتگزار مردم و خرافات مردم بوده ايد ؛ نه خدمتگزار حقيقت! و ايشان درست به همين دليل شما را بزرگ مي دارند….

شما بيشتر از آنچه مي

شما بيشتر از آنچه مي انديشيد، باهوش هستيد. (نامشخص)

شما با گذشت چيزي را از

شما با گذشت، چيزي را از دست نمي دهيد، بلكه به دست مي آوريد. (ارد بزرگ)

شگفتا كه از مرگ

شگفتا كه از مرگ مي‌هراسيم، ولي آرزوي خفتن و روياهاي زيبا را داريم. (جبران خليل جبران)

شكستي در كار نيست مگر

شكستي در كار نيست، مگر آنكه دست از تلاش برداريد. شكستي در كار نيست، مگر آنكه از درون سرچشمه بگيرد. (آلبرت هاباردد)

شكست خوردن بيشتر وقتها

شكست خوردن، بيشتر وقتها حالتي موقتي است، اما تسليم شدن چيزي است كه آن را هميشگي مي سازد. (نامشخص)

شكرگزاري قدر همه نعمت

شكرگزاري، قدر همه نعمت هاي خدا را دانستن است. (نامشخص)

شعر راستين انكار بيداد

شعر راستين، انكار بيداد است. (بودلر)

شرط زنده بودن تكاپو و

شرط زنده بودن، تكاپو و جنبش است و تكاپو، نشان دهنده‌ي زنده بودن شماست. (كيم وو چونگ)

شر در آن چيزي نيست كه از

شر در آن چيزي نيست كه از دهان به درون مي رود، شر در آن چيزي است كه از دهان بيرون مي آيد. (پائولو كوئيلو)

شخص لايق بايد ذهن توان

شخص لايق، بايد ذهن، توان و هشياري داشته باشد، ولي بدون شور و دلبستگي، حتي باهوش‌ترين فرد نيز كامياب نخواهد بود. (پرمودا باترا)

شجاعت بزرگترين فضيلت

شجاعت، بزرگترين فضيلت براي كسي است كه در جستجوي “زبان جهان” است. (پائولو كوئيلو)

شايد هميشه نتوانيم

شايد هميشه نتوانيم انديشه هايمان را مهار كنيم، ولي سخن خود را مي توانيم. (فلورانس اسكاول شين)

شايد دانشمندان با از بر

شايد دانشمندان با از بر كردن آموخته باشند، ولي خردمندان نه. (نامشخص)

شاهين لانه‌ي خود را با

شاهين، لانه‌ي خود را با خود نمي‌برد، بلكه تنها پرواز مي‌كند و در آسمان، اوج مي‌گيرد. (جبران خليل جبران)

شاعران پرتوبخش درخشنده

شاعران، پرتوبخش درخشنده ترين نورها نيستند، ولي، هم اينان، نوري زيباتر از سروده ديده اند. (كريستين بوبن)

شادي زماني فرا مي رسد كه

شادي زماني فرا مي رسد كه دوستي، در زندگي وجود داشته باشد. (نامشخص)

شادماني و عشق راههايي

شادماني و عشق، راههايي ارادي‌اند و بس. (لئوبوسكاليا)

شادمانه ترين لحظه هاي

شادمانه ترين لحظه هاي من، لحظه هايي است كه نمي انديشم، چيزي نمي خواهم و حتا غرق رويا هم نمي شوم. (فرناندو پسوا)

شاد بودن بهتر از خردمند

شاد بودن بهتر از خردمند بودن است. (نامشخص)

سوءتفاهم ميان افراد

سوءتفاهم ميان افراد، هنگامي رخ مي‌دهد كه، در دو دنياي بسيار ديگرگون زندگي كنند. (آنتوني رابينز)

سنگي كه مي غلتد نمي

سنگي كه مي غلتد، نمي تواند خزه اي گرد آورد. (نامشخص)

سگ همان روحي را دارد كه

سگ، همان روحي را دارد كه فيلسوف. (افلاطون)

سفر راستين براي كشف

سفر راستين براي كشف كردن، رفتن به مكان‌هاي تازه نيست، بلكه يافتن نگاهي تازه است. (مارسل پروست)

سعادت يعني افتخار به

سعادت يعني افتخار به گذشته و تلاش براي حال و اميد به آينده. (آلبرت انيشتين)

سعادت بسته به كار و

سعادت بسته به كار و جسارت است. (اونوره دو بالزاك)

سروده زبان دل است نه

سروده، زبان دل است، نه گونه‌اي سرگرمي و يا چيزي كه مي‌بايست در مدرسه آموخته شود. (وين داير)

سرگرمي مي‌تواند انسان

سرگرمي، مي‌تواند انسان را سرخورده كند، ولي شادماني، هرگز. (سورن كي ير كگارد)

سرچشمه‌ي عشق احساس

سرچشمه‌ي عشق، احساس تنهايي است. (لئوبوسكاليا)

سرآغاز بهروزي اين است كه

سرآغاز بهروزي اين است كه بدانيم باورهاي ما ارادي است. (آنتوني رابينز)

سخنوري كاري هنرمندانه

سخنوري، كاري هنرمندانه است و گوش فرا دادن، كاري خردمندانه. (نامشخص)

سخن تو روشنايي تو است

سخن تو، روشنايي تو است. (فلورانس اسكاول شين)

سحرخيزي يك گنج است

سحرخيزي يك گنج است. (بنجامين فرانكلين)

سبك نوشتار بر آن است كه

سبك نوشتار بر آن است كه با كمترين ابزار، خواننده را به همان دريافتي برساند كه سبك گفتار مي رساند. (نيچه)

سال آينده دهه‌ي آينده

سال آينده، دهه‌ي آينده، شايد نسل آينده، بيشتر از هر دوره‌ي ديگر تاريخ به دليري و خردمندي نياز خواهد داشت. هر روز و در هر…

زينت خانه به دوستاني است

زينت خانه به دوستاني است كه در آنجا تردد مي كنند. (رالف والدو امرسون)

زيبايي كه با دانش همراه

زيبايي كه با دانش همراه نباشد، به گلي بي‌عطر و بو مي‌ماند. (ويكتور هوگو)

زيبايي چنان با بي بند و

زيبايي، چنان با بي بند و باري به بيرون برمي جهد كه ممكن است لگدكوب شود. (كريستين بوبن)

زياني كه از بيان حقي

زياني كه از بيان حقي متوجه من گردد به مراتب مرا گوارا و دلپذيرتر است تا آنكه پنهان كردن مطلبي، ضرري به حقي برساند. (لودويگ…

زود خوابيدن و زود

زود خوابيدن و زود برخاستن، مرد را سلامت، ثروتمند و عاقل مي كند. (بنجامين فرانكلين)

زنده‌ترين زمانهاي ما

زنده‌ترين زمانهاي ما، زمانهايي هستند كه عاشقيم. (نامشخص)

زندگي يعني چيزي از خود

زندگي يعني چيزي از خود ندانستن، از خود كم دانستن، يعني انديشيدن، به خود آگاه بودن، آن هم ناگهاني مثل اين لحظه ي آرام، يعني…

زندگي همان چيزي است كه

زندگي، همان چيزي است كه هنگامي كه سرگرم انجام آن هستيد، رخ دهد. (نامشخص)

زندگي مي تواند براي

زندگي مي تواند براي آنهايي كه در جستجوي دانش هستند يك تجربه باشد و نه يك وظيفه. (نيچه)

زندگي مان زماني صاف و

زندگي مان، زماني صاف و هموارتر مي شود كه به پيام هاي درون خود توجه كنيم. (شري كارتر اسكات)

زندگي كلافي است كه كسي

زندگي كلافي است كه كسي آن را در هم ريخته است. كلافي كه باز و كشيده شده و يا خوب جمع شده، ثمري ندارد. (فرناندو…

زندگي شما به همان

زندگي شما به همان درجه‌اي برايتان نتيجه مي‌دهد كه نسبت به پيمان خود وفادار هستيد. (ورنر ارهارد)

زندگي راستين است زندگي

زندگي راستين است، زندگي بازي نيست؛ و گور، هدف نهايي آن نيست؛ درباره ي تن گفته اند، نه روان كه: “تو خاكي و به خاك…

زندگي در بهترين شكل آن

زندگي در بهترين شكل آن چيزي جز يك هتل نيست و ما مسافران آن. (نامشخص)

زندگي چشمه ي لذت است

زندگي چشمه ي لذت است. اما آنجا كه فرومايه نيز آب مي نوشد، چاهها همه زهرآگين اند. (نيچه)

زندگي به وجود آوردن

زندگي، به وجود آوردن اثري جاودان است. (وينه)

زندگي بسيار فريب دهنده

زندگي بسيار فريب دهنده است؛ فقط بايد با عينك مناسبي به آن نگريست. (نامشخص)

زندگي بدون پيشگويي هاي

زندگي بدون پيشگويي هاي خود يكنواخت است، مرتب بايد خورد و خوابيد، واي به روزي كه انسان همه چيز را بداند و هيچ رويداد غيرمنتظره…

زندگي انسان ثروتمند بايد

زندگي انسان ثروتمند بايد دو دوره داشته باشد: دوره تحصيل ثروت و دوره توزيع آن. (اندرو كارنگي)

زندان جايي بس امن است

زندان جايي بس امن است براي ناآرامان! چه آسوده به خواب مي روند جانهاي جانيان زنجيري! تنها وجدان داران از وجدان در عذابند! (نيچه)

زن و مرد هر دو به حكم

زن و مرد، هر دو به حكم طبيعت، شريك در انجام همه‌ي وظايف مي‌باشند، ولي در همه‌ي كارها زن ناتوان‌تر از مرد است. (افلاطون)

زن شريك زندگاني و يار

زن، شريك زندگاني و يار ساعات درماندگي است. (گوته)

زن اگر موافق باشد رحمت

زن اگر موافق باشد رحمت الهي و در غير اين صورت، بلاي آسماني است. (نامشخص)

زمستان بدون بهار قلب

زمستان بدون بهار، قلب عاشق شكست خورده است. (نيچه)

زماني كه همه چيز داري

زماني كه همه چيز داري، نمي تواني به راستي بگويي چه چيز اهميت دارد. (نامشخص)

زماني كه كودكي به دنيا

زماني كه كودكي به دنيا مي‌آوريد، همه‌ي جنبه‌هاي روحي، رواني و حتي كار و كردار زندگي‌تان دگرگون مي‌شود. (نامشخص)

زماني كه ديگر از هيچ چيز

زماني كه ديگر از هيچ چيز آزرده نشديد، ناآرامي هاي بروني هم ناپديد مي شوند. (فلورانس اسكاول شين)

زماني كه به تو مي نگرم

زماني كه به تو مي نگرم كه ميان آن همه اردك و خرس و سگ پارچه‌اي آسوده خوابيده‌اي، مرا به اين انديشه مي‌اندازد كه فردايمان…

زماني كه از آنچه ممكن

زماني كه از آنچه ممكن است پيش بيايد، مي‌ترسيم، آنچه را پيش آمده و وجود دارد (هر چند زياد خوشايند هم نباشد)، به سادگي تاب…