قاموس سخن
عشق نيازي به آموزگار
عشق، نيازي به آموزگار ندارد. (مثل آلماني)
عشق ميوه تمام فصل هاست
عشق، ميوه تمام فصل هاست و دست همه كس به شاخسارش مي رسد. (مادر ترزا)
عشق لذتي است همراه با
عشق، لذتي است همراه با تصوير يك علت خارجي. (اسپينوزا)
عشق عشق مي آفريند
عشق، عشق مي آفريند. (نامشخص)
عشق سبب جريان يافتن
عشق سبب جريان يافتن زندگي نميشود، بلكه به اين جريان ارزش ميبخشد. (نامشخص)
عشق راستين يعني اينكه
عشق راستين يعني اينكه شما كسي را به آسمان برسانيد و زماني كه به پايين ميافتد، براي گرفتن او، آنجا باشيد. (نامشخص)
عشق را كنار گذاريد؛ آنچه
عشق را كنار گذاريد؛ آنچه از سيارهي خاك ميماند، يك گورستان است. (نامشخص)
عشق خوشبختي است كه دو
عشق، خوشبختي است كه دو طرف براي هم ايجاد مي كنند. (نامشخص)
عشق جوهر زندگي و هدف
عشق، جوهر زندگي و هدف بنيادين آن است. (لارنت گرنيير)
عشق تاج زندگي و سعادت
عشق، تاج زندگي و سعادت جاوداني است. (گوته)
عشق بيشتر گونه اي عذاب
عشق، بيشتر گونه اي عذاب است، اما بي بهره بودن از آن مرگ است. (ويليام شكسپير)
عشق براي مرد گونه اي
عشق براي مرد [ گونه اي ] از احساسات عميق و غير ارادي نيست، بلكه قصد و عقيده است. (نامشخص)
عشق آن نيست كه به هم
عشق آن نيست كه به هم خيره شويم، عشق آن است كه هر دو به يك سو بنگريم. (آنتوان دوسنت اگزوپري)
عشق از خلال عشق ورزيدن
عشق از خلال عشق ورزيدن آموخته ميشود. (لئوبوسكاليا)
عرق ريختن هنگام كار
عرق ريختن هنگام كار، بسيار بهتر از عرق ريختن در باشگاه است. (كيم وو چونگ)
عاشقي كه با تن بشري نه
عاشقي كه با تن بشري نه با نفس انساني عشق مي ورزد، نه او را قدر و قيمتي هست و نه عشق او را دوام…
عاشق بودن توانمند بودن
عاشق بودن، توانمند بودن در پذيرفتن ايده ها و حقايق تازه است؛ دانستن، آن است كه ديگري نيز آنچه كه بوده باقي نمي ماند و…
طنز آدمي را برآشفته مي
طنز، آدمي را برآشفته مي كند، نه براي آنكه آدمي را مسخره مي كند يا بر او مي تازد، بلكه از آن روي كه با…
طبيعت ما كالبد رواني
طبيعت ما كالبد رواني يادبودها و دانستنيهايي است كه بر پايهي شرايط اجتماعي و اقتصادي و مذهبي بنا شده است. (گاي فينلي)
طالع هر كس به دست خودش
طالع هر كس به دست خودش است. (مثل آلماني)
صرف داشتن موهبت و
صرف داشتن موهبت و استعداد كافي نيست، زيرا اگر آن را به حال خود رها كنند عقيم مي ماند. (آندره موروا)
شيوه توليد زندگي مادي
شيوه توليد زندگي مادي، ويژگي عام فراگردهاي اجتماعي، سياسي و رواني را تعيين مي كند. اين آگاهي انسانها نيست كه هستي شان را مشخص مي…
شور و هيجان شما ناشي از
شور و هيجان شما ناشي از هدفهاي زندگي تان است. (آنتوني رابينز)
شهامت گله ناشي از چوپان
شهامت گله ناشي از چوپان بيدار است. (ارد بزرگ)
شناخت به خاطر خود شناخت
شناخت به خاطر خود شناخت؛ اين واپسين دامي است كه اخلاق مي گسترد و آدمي نيز سراپا اسير آن مي شود. (نيچه)
شما هماني هستيد كه فكر
شما هماني هستيد كه فكر مي كنيد. (كلمنت استون)
شما نميتوانيد آواز
شما نميتوانيد آواز بخوانيد، مگر آنكه از رود سكوت بنوشيد و نيز نميتوانيد به قله برسيد، مگر آنكه از كوه بالا رويد. (جبران خليل جبران)
شما ناخداي كشتي خودتان و
شما ناخداي كشتي خودتان و نويسنده ي داستان زندگيتان هستيد. (نامشخص)
شما ممكن است تعلل كنيد
شما ممكن است تعلل كنيد، اما زمان هرگز. (بنجامين فرانكلين)
شما در زندگي به
شما در زندگي، به آرزوهايي كه داريد، نمي رسيد، بلكه به آرزوهايي مي رسيد كه سزاوارشان هستيد. (نامشخص)
شما بدون تسلط بر خود نمي
شما بدون تسلط بر خود نمي توانيد فاتح ديگران باشيد. (كيم وو چونگ)
شما آن چيزي كه فكر مي
شما آن چيزي كه فكر مي كنيد نيستيد بلكه آنگونه هستيد كه فكر مي كنيد. (نامشخص)
شكوه و بزرگي يك پيشه
شكوه و بزرگي يك پيشه، شايد پيش از هر چيز، در يكي شدن روحهاست و اين، يك شكوه راستين است؛ شكوه مناسبات روابط انساني. (آنتوان…
شكست نفسي مي كنيد تا خود
شكست نفسي مي كنيد تا خود را بيش از آنچه هستيد نشان دهيد. (نامشخص)
شكست بيشتر نشانه ي كم
شكست، بيشتر، نشانه ي كم بودن پايداري است. (زيگ زيگلار)
شفايي چون اميد وجود
شفايي چون اميد وجود ندارد. (لئوبوسكاليا)
شطرنج به شما ياد مي دهد
شطرنج به شما ياد مي دهد كه در زندگي هدفدار و واقع گرا باشيد؛ تنها با درست شمردن و پذيرفتن اشتباهات است كه مي توانيد…
شرايط خوب گرچه كارآيي
شرايط خوب، گرچه كارآيي خوبي در بيشتر افراد دارد، با وجود اين، كارآيي بد و حتي اندوهباري هم در بخش كوچكي از جمعيت كشور دارد….
شخصيت افراد را مي توان
شخصيت افراد را مي توان با نفوذي كه آنها بر دوستان خود دارند، سنجيد. (اسكار وايلد)
شخص آفريننده فردي
شخص آفريننده، فردي پاكدامن است. (آبراهام مازلو)
شب زندگي براي خردمند
شب زندگي براي خردمند همچون روز روشن است. (ارد بزرگ)
شايد زندگي آن جشني نباشد
شايد زندگي آن جشني نباشد كه آرزويش را داشتي، اما حال كه به آن دعوت شده اي، تا مي تواني زيبا برقص. (چارلي چاپلين)
شايد بزرگترين دشواري
شايد بزرگترين دشواري، همين باشد؛ زندگي چنان كه ما مي شناختيم پايان يافته، ولي هنوز كسي نيست كه بداند چه چيزي جاي آن را گرفته…
شاگرد بودن از مقام تان
شاگرد بودن، از مقام تان نمي كاهد. به راستي، شاگرد بودن در دنيا، توانايي هايي به شما مي دهد كه براي افرادي كه آماده ي…
شادي واگيردار است ولي
شادي، واگيردار است، ولي چشم براه دريافت آن از سوي ديگران نباشيد، بلكه دارندهي آن باشيد. (ناشناس)
شادي خزيدن به زير تمام
شادي، خزيدن به زير تمام پتوها در يك شب سرد است؛ خوشبختي يعني شاد بودن. (نامشخص)
شادماني شريرانه از
شادماني شريرانه از بدبياري همسايه، گستاخانه ترين بيان پيروزي و بازتوليد همسان سازي [برابري] است؛ حتي در درون والاترين نظام جهان. (نيچه)
شاداب بودن بالاترين خوبي
شاداب بودن بالاترين خوبي ها و فضيلت هايي است كه بسياري مي توانند به آن دست پيدا كنند و بسياري از نعمت آن، يا محروم…
سياست فاقد قلب است و
سياست فاقد قلب است و تنها مغز دارد. (ناپلئون بناپارت)
سه چهارم پيروزي در صحنه
سه چهارم پيروزي در صحنه ي نبرد را « روحيه » تشكيل مي دهد. (ناپلئون بناپارت)
سليقه من آن است كه به
سليقه من آن است كه به جاي برپا داشتن مترسك در پيرامون خود، بگذاريم غارت شويم؛ باز هم پاي سليقه در ميان است، فقط سليقه….
سكوت دردناك است اما در
سكوت، دردناك است؛ اما در سكوت است كه همه چيز شكل مي گيرد و در زندگي ما لحظه هايي هست كه تنها كار ما بايد…
سعي كنيد كه بينديشيد
سعي كنيد كه بينديشيد چطور مي توانيد هر روز يك نفر را خوشحال كنيد. (نامشخص)
سعادت گلي است كه مي
سعادت گلي است كه مي تواند از وزش يك نسيم ضعيف، افسرده و پژمرده گردد. (نامشخص)
سري كه درد نمي كند
سري كه درد نمي كند دستمال نمي بندند. (مثل فارسي)
سرنوشت چيزي است كه انسان
سرنوشت چيزي است كه انسان تنها وقتي اوضاعش به خوبي نمي گذرد به آن اعتقاد دارد و وقتي مشكلات از بين رفت، سرنوشت هم فراموش…
سرشت جادو بدين گونه
سرشت جادو بدين گونه پديدار شود: از راه نگاهِ [افسوني]. پس هرگاه جادو گام پيش نهد و به افسون شيون بركشد، بيشتر كارهاي كشندهي جادويي…
سربازي كه مي ترسد جان
سربازي كه مي ترسد، جان خود و ديگر سربازان را به خطر مي افكند. (ارد بزرگ)
سر كه شوخ طبعي را به
سر كه شوخ طبعي را به چيزي نگيرد، در دل، اخگري نمي افروزد! (نيچه)
سخن گفتن را با سخن گفتن
سخن گفتن را با سخن گفتن و مطالعه را با مطالعه كردن و نوشتن را با نوشتن و كار كردن را با كار كردن خواهيد…
سختي هاي بزرگ به آدمي
سختي هاي بزرگ به آدمي نيرويي دو چندان مي بخشد. (ارد بزرگ)
ستارهشناس ميتواند چيزي
ستارهشناس ميتواند چيزي از دانستنيهايش دربارهي نظم آسماني بگويد، ولي نميتواند آگاهياش را به شما دهد. (جبران خليل جبران)
سامانه همه گير هستي با
سامانه همه گير هستي با آنكه يكنواخت پنداشته مي شود، رو به پويش و پيشرفت است. گردش آرام هستي نبايد ما را فريب دهد. ما…
ساده بودن نشانهي آسان
ساده بودن، نشانهي آسان بودن نيست. (جك كانفيلد)
زيبايي يعني ميانه روي
زيبايي يعني ميانه روي كامل در ميان احساس و ادراك؛ در ميان حس شدني و انديشه كردني. (اريك نيوتن)
زيبايي در فرا رفتن از
زيبايي، در فرا رفتن از روزمرگي ها است. (نامشخص)
زيبايي به تماشاگر لذت مي
زيبايي به تماشاگر لذت مي بخشد. (نامشخص)
زياد هم دربند به ثمر
زياد هم دربند به ثمر رسيدن مو به موي روياهايتان نباشيد؛ چرا كه مهمتر از آن، دگرگوني بزرگي است كه با اين روش، در منش…
زنها مانند كوههاي خوش
زنها مانند كوههاي خوش منظره اي هستند كه بايد از دور تماشايشان كرد و از مناظرشان لذت برد. (مثل ژاپني)
زندگي يك خواب است و عشق
زندگي يك خواب است و عشق روياي آن. (آلفرد دوموسه)
زندگي همين است و قرار
زندگي، همين است و قرار نيست چيزي جز اين باشد؛ زنجيره اي از نبردها و آسودگي ها. (ريچارد تمپلر)
زندگي هر شخص زماني شروع
زندگي هر شخص زماني شروع مي شود كه بتواند بيرون از خودش زندگي كند. (آلبرت انيشتين)
زندگي مشترك بزرگ و
زندگي مشترك، بزرگ و بيپايان است؛ از يك سو ميتواند نابود شود و از سوي ديگر، به آرامي ادامه يابد. زندگي مشترك، حيوان بزرگ پايداريست،…
زندگي لبريز از ناخرسندي
زندگي لبريز از ناخرسندي و آزمندي، لذت نميشناسد. (كيم وو چونگ)
زندگي كردن با هدف
زندگي كردن با هدف، گونهاي از زندگيست كه در ژرفترين سطح، مايهي افتخار روح شماست و آن را تغذيه ميكند؛ در حالي كه در همان…
زندگي زماني كه خوش
زندگي، زماني كه خوش باشد، بهتر است. سخن ژرفي است، اين گونه نيست؟ (نامشخص)
زندگي دو نيمه است نيمه
زندگي دو نيمه است : نيمه اول در انتظار نيمه دوم و نيمه دوم در حسرت نيمه اول. (اسپنسر جانسون)
زندگي خانوادگي مانند
زندگي خانوادگي [ مانند ] شركتي است كه هرچه سهم دو شريك در آن بيشتر باشد، قدرت آن شركت و پايداري آن بيشتر خواهد بود….
زندگي پرسش دشواري است
زندگي پرسش دشواري است، من ترجيح مي دهم آن را صرف تامل بر خودش كنم. (آرتور شوپنهاور)
زندگي به شايستگيها
زندگي، به شايستگيها پاسخ ميدهد، نه به نيازمنديها. (جيم رآن)
زندگي بر آن است تا به
زندگي بر آن است تا به انديشه هاي ما پاسخ شايسته اي بدهد و اميد و آرزوهاي ما را برآورده سازد. (نامشخص)
زندگي بازگشت انديشه ها
زندگي، بازگشت انديشه ها، گفتارها و كردارهاي ماست كه دير يا زود به ما باز مي گردد. (فلورانس اسكاول شين)
زندگاني يك نمايش و
زندگاني، يك نمايش و سينماي هميشگي است. تماشاچيان صحنه ي زندگاني يكي پس از ديگري برمي خيزند و از سينماي زندگاني بيرون مي روند. (آندره…
زنان تحصيلكرده همسران
زنان تحصيلكرده، همسران خوبي از آب در مي آيند. زيرا براي اينكه توضيح بدهند كه چرا غذا شور يا بيمزه شده است، كلمات بيشتري در…
زن مانند شيشه ظريف و
زن مانند شيشه ظريف و شكستني است. هرگز توانايي مقاومت او را نيازماييد، زيرا ممكن است شيشه ناگهان بشكند. (ميگوئل سروانتس ساآودِرا)
زن خوب وزير دارايي خوبي
زن خوب، وزير دارايي خوبي براي خانه است و در اثر لطف و مهرباني و بينايي و بينش او است كه بودجه ي خانه هميشه…
زمين لرزه همچنان كه بسي
زمين لرزه همچنان كه بسي چاهها را كور مي كند و بسي تشنگي مي آفريند، نيروهاي نهان و اسرار را نيز آشكار مي كند. زمين…
زماني مي رسد كه بايد از
زماني مي رسد كه بايد از انتظار تبديل شدن به آدم ايده آل خود دست برداريد و به همان فرد ايده آل تبديل شويد. (نامشخص)
زماني كه مردم از پيشهام
زماني كه مردم از پيشهام ميپرسند، ميگويم پيش از هر چيز من يك مادرم. (نامشخص)
زماني كه شرايط آن گونه
زماني كه شرايط آن گونه است كه ميخواهيم، تنها شادمان هستيم، ولي رشد نميكنيم و نميآموزيم. (آنتوني رابينز)
زماني كه توهم جاودان
زماني كه (توهم جاودان بودن) را از دست بدهي، زندگي هم معنايش را از دست مي دهد. (ژان پل سارتر)
زماني كه انسان به دنبال
زماني كه انسان به دنبال شخصي راه بيفتد، از دنبال كردن حقيقت دست برداشته است. (نامشخص)
زماني فرا ميرسد كه فرد
زماني فرا ميرسد كه فرد، مقاومتناپذير و اثر كارهاي او يكسره فراگير ميگردد. اين حالت، زماني رخ مينماياند كه فرد، خود را تا حد صفر…
زمانهايي هست كه بايد
زمانهايي هست كه بايد بيش از آنچه دريافت ميكنيم، ببخشيم. (لئوبوسكاليا)
زمان بهترين مشكل گشا
زمان، بهترين مشكل گشا است. (مثل)
زبان عضوي است كه وزنش
زبان عضوي است كه وزنش اندك، اما عبادت و گناهش بسيار بزرگ است. (نامشخص)
كسي كه نتواند بر ترس
كسي كه نتواند بر ترس غلبه كند، هنوز اولين درس زندگي را نياموخته است. (رالف والدو امرسون)
كسي كه مرا از خود براند
كسي كه مرا از خود براند آزرده ام نخواهد ساخت. (والت ويتمن)
كسي كه فقط با كمك چشم
كسي كه فقط با كمك چشم ديگران مي بيند فريب مي خورد. (مثل فرانسوي)
كسي كه زمزمهي آرام
كسي كه زمزمهي آرام امواج رودخانهها را بشنود، از هيج جيز، نااميد نخواهد شد. (هنري ديويد تورئو)





