قاموس سخن
آنچه از ما باقي مي ماند
آنچه از ما باقي مي ماند عشق است. (نامشخص)
آنجا كه مرد به صحت و
آنجا كه مرد به صحت و اهميت افكارش ايمان دارد، آن ندا و شوق لازم براي پشتكار و تلاش بي وقفه جهت كشف روشن ترين،…
آنجا كه استراحت كامل
آنجا كه استراحت كامل حكمراني مي كند ديگر جايي براي نفوذ نيروهاي مهاجم و كنشهاي عصبي وجود ندارد. (نامشخص)
آنان كه گذشته را بخاطر
آنان كه گذشته را بخاطر نمي آورند، محكوم به تكرار آنند. (جرج سانتايانا)
آنان كه به بزرگي مي رسند
آنان كه به بزرگي مي رسند كساني هستند كه شكست برايشان قابل درك نيست. (آنتوني رابينز)
آن گونه از سپاسگزاري كه
آن گونه از سپاسگزاري كه با زبان ابراز نشود، به درد هيچ كسي نميخورد. (نامشخص)
آن كه مقيّد در بند به
آن كه مقيّد [=در بند] به آداب همنشيني و مخالفِ دروغ گفتن است، مانند كسي است كه از مُد پيروي ميكند، ولي جليقه نميپوشد. (والتر…
آن كه دستش زخمي نباشد
آن كه دستش زخمي نباشد، شايد به زهر دست زند، ولي زهر آن را كه زخمي نباشد، اثر نكند و او را كه بدي نكند،…
آن كه خشم بر او چيره
آن كه خشم بر او چيره نشود و بر گنهكار سخت نگيرد، از گزند در امان است. (بزرگمهر)
آن كه براي ابلهان مي
آن كه براي ابلهان مي نويسد همواره مخاطب بسيار مي يابد. (آرتور شوپنهاور)
آن كسي بازيگر است كه از
آن كسي بازيگر است كه از كودكي مي پذيرد تمامي زندگي خود را براي مردم ناشناس به نمايش گذارد. اگر كسي به اين كار بنيادي…
اشتباه را درست نكردن
اشتباه را درست نكردن، خود اشتباه ديگري است. (كنفوسيوس)
آن قدر بر مال دنيا حريص
آن قدر بر مال دنيا حريص مباش كه براي از دست دادنش اندوهناك شوي. (سقراط)
آن چه امروز از آنِ شما
آن چه امروز از آنِ شما است، يك روز به ديگري سپرده مي شود. (جبران خليل جبران)
اميد دارويي است كه شفا
اميد دارويي است كه شفا نمي دهد، اما درد را قابل تحمل مي كند. (نامشخص)
آموزش و پرورش براي اين
آموزش و پرورش براي اين هدف است كه ياد بگيريم چگونه رشد كنيم، بياموزيم در چه راستايي رشد كنيم، بياموزيم چه چيزي خوب و چه…
آموختن آنچه فيلسوف است
آموختن آنچه فيلسوف است، كار دشواري است، زيرا نمي توان آن را ياد داد. بايد آن را از سر تجربه دانست يا بايد به اين…
امروز هيچ ربطي به كار
امروز هيچ ربطي به كار نادرست ديروز يا پشيماني فردا ندارد. (جيم رآن)
آمال و آرزوهاي پزشك اين
آمال و آرزوهاي پزشك اين است كه شما را زنده نگهدارد، اما تصميم من بر اين است كه زنده بمانم. (نامشخص)
البته كه سياستمداران
البته كه سياستمداران بايد از دادن حق رأي به كودكان بترسند، زيرا كودكان همه چيز را مي بينند و به ماهيت همه چيز پي مي…
اگر يك روز يك ساعت
اگر يك روز، يك ساعت، ناگهان همه چيز بخواهد به يك چيز تبديل شود، برترين آنها مهر ورزيدن است. (داستايوسكي)
اگر هميشه همان كاري را
اگر هميشه همان كاري را بكني كه بارها انجام داده اي، نبايد اميد داشته باشي كه چيز تازه اي به دست مي آوري. (نامشخص)
اگر همچنان گرفتار
اگر همچنان گرفتار پارهاي از خويهاي بد خود باشيم، رسيدن به مرحلهي دگرگوني و خودسازي برايمان دشوار است. (استيو چندلر)
اگر هدف زندگي روشن باشد
اگر هدف زندگي روشن باشد، دهها راه بن بست نيز نمي تواند ما را از پيش رفتن به سوي آن باز دارد. (ارد بزرگ)
اگر نمي تواني دوست پيدا
اگر نمي تواني دوست پيدا كني، براي خود دشمن نتراش. (مثل يوناني)
اگر نخواهيد دست كم برخي
اگر نخواهيد دست كم، برخي از قوانين ديگران را بپذيريد و پاس بداريد، نبايد اميدوار باشيد كه ديگران، بر پايه ي قوانين شما رفتار كنند….
اگر ميدانستم كه داشتن
اگر ميدانستم كه داشتن نوه چقدر شگفتآور است، از ابتدا او را ميداشتم. (نامشخص)
اگر ميتوانيد بين حق به
اگر ميتوانيد بين حق به جانب بودن و مهرباني، يكي را برگزينيد، مهرباني را برگزينيد. (وين داير)
اگر مي خواهيد عرض خيابان
اگر مي خواهيد عرض خيابان را طي كنيد، يك يا دو درجه تغيير مسير، آسيبي به شما نخواهد زد. اما اگر مي خواهيد از عرض…
اگر مي خواهيد به راستي
اگر مي خواهيد به راستي زندگي كنيد، ابتدا مردن را بياموزيد! (نامشخص)
اگر مي خواهي حقيقت را به
اگر مي خواهي حقيقت را به مردم بگويي، يا با مزاح بگو و يا آماده باش كه تو را بكشند. (نامشخص)
اگر من بخشي از افسانه ي
اگر من بخشي از افسانه ي تو باشم تو روزي باز خواهي گشت. (پائولو كوئيلو)
اگر مردم را به حال
اگر مردم را به حال خودشان گذاشتي، تو را به حال خودت خواهند گذاشت. (نامشخص)
اگر ما شايستگي دوست
اگر ما شايستگي دوست داشتن را نداريم، شايد به اين دليل است كه خواهانيم تا دوستمان بدارند؛ يعني چشم داشت چيزي (عشق) را از ديگري…
اگر گمان ميكنيد كه
اگر گمان ميكنيد كه نميتوانيد كاري را انجام دهيد، اگر گمان ميكنيد كه شايستگيهاي انجام كاري را نداريد، پس بدانيد كه هرگز نميتوانيد كار مهمي…
اگر كشاورزي مُشتي دانه
اگر كشاورزي، مُشتي دانه را در بهار بكارد، نبايد چشمداشت برداشتي بزرگ را در پاييز داشته باشد. (جيم رآن)
اگر كسي ديگران را به
اگر كسي، ديگران را به سبب شكستهاي خود، گناهكار بشمرد، جاي آن دارد كه به سبب كاميابيهايش هم ديگران را ستود. (نامشخص)
اگر كسي از خانه بيرون
اگر كسي از خانه بيرون بيايد و نداند به كجا مي رود نادان است. (مثل انگليسي)
اگر قوانين ديگران را
اگر قوانين ديگران را ندانيد، بي شك، بازي را خواهيد باخت، زيرا ناگزير، دير يا زود، آن قوانين را زير پا خواهيد گذاشت. (آنتوني رابينز)
اگر قادر نيستي خود را
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري، همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه اي را بالا ببري. (نامشخص)
اگر عشق دارو بود دستور
اگر عشق دارو بود، دستور كار ضميمه ي آن كتاب پر حجمي مي شد. (نامشخص)
اگر شمار بيشتري از مردم
اگر شمار بيشتري از مردم، همان ميزان انرژي را كه براي سرزنش، گلايه و خرده گيري از ديگران بكار مي برند، براي به دست گرفتن…
اگر شكيبا باشي تا باد
اگر شكيبا باشي تا باد بيفتد و هوا كاملاً صاف شود، هرگز هيچ چيزي نخواهي كاشت و هيچ ثمره اي به دست نخواهي آورد. (نامشخص)
اگر شادي مي خواهيد به
اگر شادي مي خواهيد، به ديگران شادي بدهيد. (ديپاك چوپرا)
اگر زورقي روانه
اگر زورقي روانه نكردهاي، بيهوده ننشين تا زورق نگاهدارندهي عشقت از راه برسد. (نامشخص)
اگر رويا و خيال نباشد
اگر رويا و خيال نباشد، مردم نابود مي شوند. (مثل)
اگر رمان به راستي بايد
اگر رمان به راستي بايد از ميان برود، به اين دليل نيست كه نيروي اش تمام شده است، بلكه بدان علت است كه رمان در…
اگر دوستت را در تمامي
اگر دوستت را در تمامي شرايط درك نكني، او را هرگز درك نخواهي كرد. (جبران خليل جبران)
اگر دعا كنيم ايمان
اگر دعا كنيم، ايمان خواهيم داشت، اگر ايمان داشته باشيم، محبت خواهيم نمود و اگر محبت كنيم، خدمت نيز خواهيم كرد. (مادر ترزا)
اگر در کارتان در حال
اگر در کارتان در حال پيشرفت نيستيد و بهتر نمي شويد، پس داريد بدتر مي شويد. (نامشخص)
اگر در تابستان نكوشي در
اگر در تابستان نكوشي، در پاييز هم ثمره اي به دست نخواهي آورد. (مثل بلغاري)
اگر دارنده ي روحي
اگر دارنده ي روحي، دوچندان مراقب خود باش! به خودت مي كِشند، دوستت مي دارند، بعد هم تو را مي درند؛ روان هاي رمه اي!…
اگر خود به خويشتن اعتماد
اگر خود به خويشتن اعتماد نداريد، ديگران هم به شما اعتماد نخواهند كرد. (جان ماكسول)
اگر خنده را فلج كني
اگر خنده را فلج كني، گريه را نيز فلج كرده اي. تنها كسي كه مي تواند خوب بخندد مي تواند خوب گريه بگريد و اگر…
اگر چيزي را به طور كامل
اگر چيزي را به طور كامل ميدانيد، آن را به ديگران بياموزيد. (نامشخص)
اگر جستارهاي روانكاوي
اگر جستارهاي روانكاوي هيچ چيز هم به ما نياموخته باشد، دست كم اين را به ما آموخته است كه سركوب كردن اميال خويشتن، روش خوبي…
اگر تنها يك درصد شانس
اگر تنها يك درصد شانس كاميابي در يك پروژه وجود داشته باشد، يك دارندهي كسب و كار راستين، آن يك درصد را به چشم جرقهاي…
اگر تاكنون به نصف
اگر تاكنون به نصف آرزوهايتان رسيده ايد، بدون ترديد زحمت شما دو برابر شده است. (نامشخص)
اگر پايهي شادماني خود
اگر پايهي شادماني خود را، دستيابي به هدف ويژهاي بدانيد، در مسير زندگي، به شدت احساس اندوه خواهيد كرد. (استيو چندلر)
اگر به ميان گرگها روي
اگر به ميان گرگها روي، از آنها زوزه كشيدن خواهي آموخت. (مثل فرانسوي)
اگر به راستي ميخواهيد
اگر به راستي ميخواهيد در كاري كه ميكنيد، برتر باشيد، بيشتر از آنچه خواسته شده، انجام دهيد. (جك كانفيلد)
اگر به جاي اسلحه با
اگر به جاي اسلحه با آموزگار به جنگ دنيا مي رفتيم، همه دشمنان نابود مي شدند. (نامشخص)
اگر بنا بود كه دلايل خود
اگر بنا بود كه دلايل خود را همراه داشته باشم، آيا نمي بايست اكنون توشه داني از يادبودها مي بودم؟ (نيچه)
اگر براي مدتي طولاني و
اگر براي مدتي طولاني و كافي، به چيزي بچسبيد و آن را ادامه دهيد، سرانجام به هدف خود ميرسيد. (جك كانفيلد)
اگر بر اين باوريد كه فرد
اگر بر اين باوريد كه فرد باهوشي هستيد، سبب آن، اين است كه چارچوبهاي مرجع روشني را در ذهن خود، پويا مي كنيد كه اين…
اگر بخواهيد ترسي را از
اگر بخواهيد ترسي را از خويش برانيد، بدانيد كه جايگاه ترس در دلتان ريشه دارد و نه در كساني كه از آنها ميترسيد. (جبران خليل…
اگر بتوانيد خودتان را
اگر بتوانيد خودتان را باور كنيد، بزرگترين راز زندگي را آموخته ايد. (پيتر مك ويليام)
اگر باخردي هرگز گرد بدي
اگر باخردي، هرگز گرد بدي نگرد كه نيكوترين كسان آن بود كه بيرون و درونش پاكيزه و نيك باشد. (بزرگمهر)
اگر ايمان به درستي به
اگر ايمان به درستي به كار رود، بزرگترين نيرويي است كه منشأ خير و خوبي در زندگاني مي شود. (آنتوني رابينز)
اگر انسان سرمايهاش را
اگر انسان، سرمايهاش را در مغزش بگذارد، نه در كيف پولش، هيچكس نميتواند آن را از او بربايد. (بنجامين فرانكلين)
اگر آن دستي را نبينيم كه
اگر آن دستي را نبينيم كه با مهرباني مي كشد، نگرش ما به زندگي نادرست است. (نيچه)
اگر اشخاص خودخواهي تلاش
اگر اشخاص خودخواهي تلاش دارند شما را بفريبند، نامشان را از ليست نامهاي همنشينان خود خط بزنيد، اما هرگز درصدد انتقام جويي برنياييد. زيرا اگر…
اگر از زندگي سر در مي
اگر از زندگي سر در مي آورديم، تحمل ناپذير مي شد. خوشبختانه چنين نيست. ما با همان ناآگاهي مثل حيوانات زندگي مي كنيم و مانند…
اگر آرزويي نداشته و به
اگر آرزويي نداشته و به خودتان باور نداشته نباشيد كه ميتوانيد پس از اينكه به شما گفتند بايد تسليم شويد [=گردن نهيد]، ادامه دهيد، هرگز…
اگر آدمي از شغل خود
اگر آدمي از شغل خود خرسند نباشد، يكي از مهمترين راههاي دستيابي به خويشتن را گم كرده است. (آبراهام مازلو)
آگاه باشيد! دوست داشتن و
آگاه باشيد! دوست داشتن و عشق ورزيدن را بايد احساس كرد. (آندره موروا)
اكثر ازدواجها نه محصول
اكثر ازدواجها نه محصول انتخاب و خواست حقيقي، كه ثمره ي انديشه هاي سطحي و شرايط اتفاقي اند. (آرتور شوپنهاور)
افعي ترسناك را دسته اي
افعي ترسناك را دسته اي مورچه از پاي درمي آورند. (مثل ژاپني)
آفرينش بيشتر پديدار
آفرينش، بيشتر، پديدار ساختن آن چيزي است كه از پيش، وجود داشته است. (نامشخص)
افرادي كه به راستي به
افرادي كه به راستي، به راستي، در دستيابي به خواستهها و آرزوهايشان، كامياب هستند، به بخت و سرنوشت خود متكي نيستند و كاسه و كوزهي…
افراد عملاً در يك بازي
افراد عملاً در يك بازي شركت مي كنند، اما تيمها هستند كه مقامهاي قهرماني را به دست مي آورند. (جان ماكسول)
افراد پرشتاب و ناشكيبا
افراد پرشتاب و ناشكيبا، بسيار ناتوان و بيچارهاند. كدام زخم تاكنون با شتاب و بيتابي بهبود يافته است. (ويليام شكسپير)
افتادگي يا گردن نهادن و
افتادگي يا گردن نهادن و خشنود بودن و يا هرچه مي خواهيد نامش را بگذاريد، نشانه ي سستي و درماندگي است. (جين وبستر)
آغاز حركت به سوي هدفي
آغاز حركت به سوي هدفي ارزشمند، خود كاميابيست. (نامشخص)
اصيل ترين غرايز را تامل
اصيل ترين غرايز را تامل، شريف مي گرداند. (نيچه)
آشيانهاي پر از عشق
آشيانهاي پر از عشق، هميشه دو نفر را در خود جاي ميدهد. (ران كافمن)
اشخاص معمولاً به كسي كه
اشخاص معمولاً به كسي كه به آنها توجه كرده است، علاقه نشان مي دهند. (جان ماكسول)
اشتباه مي تواند حتي از
اشتباه مي تواند حتي از يك شكاف بگذرد، ولي حقيقت در يك دروازه گير مي كند. (نامشخص)
آن كس كه بزرگ است نسبت
آن كس كه بزرگ است نسبت به فضايل و قضاوتهاي ثانويه خود بيرحم است. (نيچه)
با زبان شعر بهتر مي توان
با زبان شعر بهتر مي توان در دلها نفوذ كرد. (گوته)
با دزدان معامله مکن و
با دزدان معامله مکن و آنها را گرفتار نما (کورش کبير)
با حقيقت روبرو شويد به
با حقيقت روبرو شويد، به آن نگاه كنيد، از آن نگريزيد؛ زيرا زماني كه فرار مي كنيد، زمان آغاز ترس است. (كريشنا مورتي)
با تشويق مي توان نيروهاي
با تشويق مي توان نيروهاي خفته و زنگ زده را بيدار و نيروهاي بيدار و برانگيخته را براي هميشه پايدار و استوار كرد. (نامشخص)
با اينكه مي دانيم زيبايي
با اينكه مي دانيم زيبايي و خوبي دشمن هم هستند، چرا اين آب و آتش را در يك وجود مي طلبيم؟ (ويليام تن)
اينها ضعفا هستند كه
اينها ضعفا هستند كه اراده به سوي قدرت خودشان را به اين صورت مخفي مي كنند كه جهان ديگري بسازند؛ در حقيقت جهان افلاطوني همين…
اينكه چه كسي باشيد و در
اينكه چه كسي باشيد و در چه موقعيتي قرار داشته باشيد، بر عهده شما و نتيجه انتخابها و تصميم گيري هاي خودتان است. (برايان تريسي)
آينده ي كودكان بسته به
آينده ي كودكان بسته به تربيت پدر و مادر است. (ويكتور هوگو)
اينچنين ميستاييم
) اينچنين ميستاييم گوشْور وَن [= «روان آفرينش» يا «روان جهان» يا «روان زمين»] و گِوش تَشَن [= آفريدگار جهان يا سازنده آفرينش] و روانهاي…
اين مهم نيست كه شما چه
اين مهم نيست كه شما چه نوشته ايد، بلكه مهم اين است كه ديگران چه برداشتي از آن دارند. (نامشخص)
اين عمر به يك چشم بر
اين عمر به يك چشم [ بر هم ] زدن نقش بر آب است. (مثل)





