یک لحظه به دل در شُو، شاید که تو دریابی
(اقبال لاهوری)
سخنِ پر مغز و عالی و کلامی که لایههایِ تودرتویِ معنایی دارد، به سادگی در قالبِ کلمات نمیگنجد. زبان محدود است و ظرفیّتِ سخنانِ نامحدود را ندارد. معانیِ بلند و فاخر در جامهٔ کوتاه و تنگِ زبان جای نمیگیرند. هر قدر هم تلاش کنیم چنین مفاهیمی را به کلام درآریم، گویی نیمی از معنا جا میماند. اقبال همچون عارفانِ ایرانی راهِ این مشکل را در دل میجوید و میگوید که برای فهمِ معانیِ بلند جز رجوع به دل راه دیگری نیست. شنیدن با دل و درک با دل تنها راهِ فهمِ درست و عمیقِ کلامِ متعالی است.
علی منهاج





