پیشِ قدرت ذرّهای میدان که نیست
(مثنوی، دفتر اول)
اگر جهان بزرگ و بینهایت به نظر میرسد به خاطرِ کوچکی و محدود بودنِ ماست. در برابرِ خداوندی که بینهایت است این جهان ذرّهای بیش نیست. مولانا ما را نسبت به این خطا آگاه میکند که بزرگیِ هر پدیدهای در نظرِ ما لزوماً به معنای بزرگ بودنِ آن نیست بلکه به علتِ کوچک بودنِ ماست مخصوصاً در برابرِ خداوندی که هر چه در عالَم است در برابرِ او خُرد و ناچیز است. توجه به این نکته ما را هم نسبت به خود و هم به جهان و هم خداوند آگاه میکند که مبادا خود را بزرگ بپنداریم و تکبّر ورزیم و دوم آنکه هیچ چیزِ دیگر جز خداوند را بزرگِ حقیقی و بیکران و قدرتِ بینهایت ندانیم. ما و هر چیزِ دیگر در این عالَم مخلوقِ خداوند هستیم و بنابراین تحتِ امر و قدرتِ او در این عالَم زندگی میکنیم. همواره توجه به این امر انسان را فروتن نگاه میدارد و از لغزشِ خودبزرگبینی و انانیّت باز میدارد.
بیبُن: بینهایت و بیپایان
علی منهاج





