در حریف بیوفا میننگرد
(مثنوی، دفتر پنجم)
عشق کالایی است که یا نباید آن را خرید و یا تماما باید خرید.
عشق را نمیتوان نیمه و ناقص خرید. عشق نیز خود را یا نمیفروشد و یا تماماً میفروشد. به تعبیر دیگر عشق نسیه نیست، نقد است. این نکته را شاید بسیاری از ما غافلیم و دقیقا همین غفلت باعث توهّم عاشقی میشود.
عاشقی یعنی همهٔ معشوق را در کام کشیدن و یکپارچه همهٔ او شدن؛ وحدت عاشقانه به همین معناست. ثنویّت در عشق ناشدنی است. اگر عشق شدنی باشد، تنها در وحدتی کافی و وافی به دست میآید. عشق کالایی نیست که میان دو نفر تقسیم شود. بلکه دو نفر از این کالا دقیقاً یکسان، تماماً و به طور کامل بهره میبرند.





