آشیان با فطرتِ او ساز نیست
(اقبال لاهوری، کلیات)
سکون، ایستایی و در تکاپو نبودن با فطرت و روح آدمی سازگار نیست؛ از این جهت افسردگی را قبض و گرفتگی روان گفتهاند. اقبال لاهوری نیز لذت واقعی زندگی را در حرکت و عدم سکون میداند. این حرکت، سفر و پروازی است که از خود آغاز میشود و در خود ادامه مییابد، اما لزوما به قصد رسیدن به مقصد و آشیانی خاص نیست. مهم این نیست که آدمی در این سفر به کجا میرسد بلکه مهم این است که مدام در مسیر باشد، متوقف نشود و به شناخت بیشتر و آگاهی عمیقتر برسد. شاید بتوان این نکته را نیز اضافه کرد که موتور و محرک این حرکت عشق است. عشق جوهر و ذات حرکت و در حقیقت بسط دهنده روح است.
علی منهاج





