فرمای خدمتی که برآید ز دست ما
(سعدی، غزلیات)
وقتی آدمی احساس کند در جایی که هست او را نمیخواهند و گویی مزاحم است، بهترین راه ترک آنجاست. نمیتوانیم فردی را پیدا کنیم که با همه شرایط و موقعیّتها سازگاری داشته باشد. سنخیّت آدمی با جایی که در آنجا حضور دارد بسیار مهّم است. اگر سنخیّت نباشد، نه شخص احساس خوبی خواهد داشت و نه دیگران حس خوبی را از حضور او انتقال خواهند داد. گاه جایی میروید و نیّتتان خدمتی بوده و بس؛ اما گاه خدمت را هم از شما نمیپذیرند. گاهی نیز خدمت شما را میپذیرند اما بعد از مدتی دیگر به دردشان نمیخورید و باید رخت بربندید و بروید.
علی منهاج





