چراغ مسیحا و طبل خراسان؛ پارسی به مثابه فضیلت و آیین

 

چراغ مسیحا و طبل خراسان؛ پارسی به مثابه فضیلت و آیین

قهار عاصی در این چکامه، پارسی را فراتر از یک زبان و آن را «دل» و «جغرافیای معنوی» می‌داند که از شام تا کاشغر گسترده شده است. او با پیوند زدن این زبان به «خون» و «وثیقه سبز تاریخ»، پارسی را نه یک میراث مرده، بلکه جریانی زنده و «رو به فردا» ترسیم می‌کند که هویت حماسی و تغزلی ما را به هم گره می‌زند.

​در لایه‌ای عمیق‌تر، شاعر پارسی را «چتر شرف» و «چراغ مسیحا» می‌خواند که وظیفه‌ای قدسی برای بیداری و هدایت «پیمبر هنر» بر عهده دارد. از منظر عاصی، این زبان هم در «حماسه» سرسخت است و هم در «ترانه» هموار؛ تضادی شکوهمند که نشان‌دهنده غنای بی‌پایان و توانمندی این زبان در بیان والاترین مفاهیم انسانی و معنوی است.

​در نهایت، عاصی با نگاهی استغناگرایانه، پارسی را بزرگترین فضیلت می‌شمارد که حتی در نبودِ دنیا و بزرگی‌های مادی، برای غنای روح کافی است. او با تعبیر «طبل خراسانیان پاک»، بر اصالت حماسی و پاکی این ریشه تأکید کرده و پارسی را آیینه‌ای می‌داند که شکوه عالم بالا و حقیقتِ «سخن راست» را در زمین منعکس می‌کند.

گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی
غوغای که، ترنم دریاست پارسی
از آفتاب معجزه بر دوش می‌کشد
روبر مراد و روی به فرداست پارسی
از شام تا به کاشغر از سند تا خجند
آیینه‌دار عالم بالاست پارسی
تاریخ، را وثیقهٔ سبز شکوه را
خون من و کلام مطلاست پارسی
روح بزرگ و طبل خراسانیان پاک
چتر شرف، چراغ مسیحاست پارسی
تصویر را، مغازله را و ترانه را
جغرافیای معنوی ماست پارسی
سرسخت در حماسه و هموار در سرود
پیدا بود از این، که جه زیباست پارسی
بانگ سپیده، عرصهٔ بیدار باش مرد
پیغمبر هنر، سخن راست پارسی
دنیا بگو مباش، بزرگی بگو برو
مارا فضیلتی است که ما را راست پارسی
قهار عاصی

به کوشش فهیم هنرور
نشر سخنور | Sokhanwar.Com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *