غرقِ بحرِ حیرت و جویایِ سر تا پایِ تو

غرقِ حیرت

غرقِ بحرِ حیرت و جویایِ سر تا پایِ تو
قطره یِ میباشم از امواج و از دریایِ تو

ماهیِ هستم که در آبست و دارد آن طلب
چون حبابی در هوا و بی هوا شیدایِ تو

جان‌و‌تن باشی‌و‌ عقل‌و هم‌توانِ من همیش
گم‌شدم در‌هستیت ای‌جان، زبان گویایِ تو

خاطرت در‌سر همیشه، هستی‌ام از‌‌من ربود
محو کردم گردِ خود را تا شود پیدای تو

بس انیق است‌ اینکه میگویند در بالاستی
خلقتِ عالم شده با قدرتِ والای تو

نور در دنیا تویی و زندگی هم از تو است
کی بگنجد در مکان انوار جان افزایِ تو

“عطا محمد انیق اشرفی”
7-Nov-2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *