قرارگاه دلآرام صد هزار نگاه
شبانِ گلهی بیدارِ صبح نشمرده
انیس زوزهی گرگِ مقابلِ شبگاه
سلام حافظ غمهای کوهِ دردِ پدر
سلام محرم اسرار شهر، شهر گناه
چقدر غصهی ناگفته در دلت داری
تو جای من گله از روزگار کن گهگاه
لباس پولکیات کو؟ کجاست آن گل سر؟
بپوش و دل ببر از شهر با ستاره و ماه
چه سالهای درازی کنار من بودی
و خواب چشم من آن را تباه کرد، تباه
غروب کرده دوباره ستارهی عشقم
بگو که قطب جنونم کجاست در این راه؟
سید سهیل صالحی





