آنکه ناید بدلش رحم ز بیماری دل
آنکه ناید بدلش رحم ز بیماری دل کی بیاد آیدش از حال گرفتاری دل بسکه دل بر سر دل ریخته ای دل برهش که ترا…
از یک خروش یارب شب زنده دارها
از یک خروش یارب شب زنده دارها حاجت روا شدند هزاران هزارها یک آه سردسوخته جانی، سحر زند درخرمن وجود جهانی، شرارها آری دعای نیمشب…
آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش
آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش زود باشد که پشیمان شود از کردهی خویش بشنو این نکته که در مذهب رندان کفرست…
با توسن خیال بهر سو شتافتیم
با توسن خیال بهر سو شتافتیم از دوست، غیر نام و نشانی نیافتیم دلبر نشسته در دل و ما بیخبر ازو بیهوده کوه و دشت…
باز آهنگ جنون کردیم ما
باز آهنگ جنون کردیم ما عقل را از سر برون کردیم ما جز فنون عشق کآن آئین ماست سر بسر ترک فنون کردیم ما در…
بر آنکه مرید می و معشوقه و جامست
بر آنکه مرید می و معشوقه و جامست جز دوست نعیم دو جهان جمله حرامست ترک سر و جان گیر پس آنگاه بیاسای آری سفر…
بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را
بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را هرگز نتوان دید جمال احدی را با خود نظری داشت که بر لوح رقم زد کلک ازلی،…
بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها
بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها بیحاصلیست حاصل این قیل و قالها حالی اگرچه رند خرابات خانهایم لیکن فقیه مدرسه بودیم سالها! یعنی بمی…
بعد ازین خدمت آن سروروان خواهم کرد
بعد ازین خدمت آن سروروان خواهم کرد خدمتش از دل و جان دردوجهان خواهم کرد بردم تیغ غمش، سینه سپر خواهم کرد پیش تیر نگهش…
بعقل غره مشو تند پا منه در راه
بعقل غره مشو تند پا منه در راه بگیر دامن عشق و ز صبر همت خواه عیان در آینهی کاینات حق بینید اگر بچشم حقیقت…





