احاطه ام كن

احاطه ام كن احاطه ام كن چنان كه آتش چو بر درختان شراره بندد ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره…

Continue Reading...

یارِ فارسی گویم از دهن گُهر می ریخت

یارِ فارسی گویم از دهن گُهر می ریخت گویشِ دری راخوب ناب‌و باهُنر می ریخت درمیانِ لب‌خند اش واژه ها عسل می گشت هرچه مختصر…

Continue Reading...

نمی‌خندد

نمی‌خندد اگـر آدم نه خندد زنده‌گی یـک‌سر نمی‌خندد زمین با جمله موجودات بحر و بر نمی‌خندد خدا زیبا، تو زیبا، گفتن و خندیدنت زیبـا بخند…

Continue Reading...

وقتی دو دل به هم که شود یار ِیک به یک

وقتی دو دل به هم که شود یار ِیک به یک لبـــریـــز از محبـت و ایثـــارِ یک به یک امـروزِ زنده‌گی اگـر آغـاز شد به…

Continue Reading...

من آمدم که سبزه بکارم سراب را

من آمدم که سبزه بکارم سراب را هم مهر را مهار بگیرم هم آب را من آمدم خدا خردم داد و اختیار تا طی کنم…

Continue Reading...

من آدم‌های هر جای زمین را دوست میدارم

من آدم‌های هر جای زمین را دوست میدارم نه تنها مردمِ جاپان و چین را دوست میدارم تمامِ قاره‌ها را با نژاد و رنگ و…

Continue Reading...

ما زنده گکانیم به جانی که نداریم

ما زنده گکانیم به جانی که نداریم مشهورِ جهانیم به آنی که نداریم غربت زده گانیم که در دهر نگنجیم با نام و نشانیم به…

Continue Reading...

کینه به قلب آدمی کوه شد و کتل نشد

کینه به قلب آدمی کوه شد و کتل نشد خنده‌که تا جوانه زد حاجت کل‌مکل نشد در همه پنج قاره ام،بی تو نشد گذاره ام…

Continue Reading...

غنـودن تا هـویدا مـی‌کند سیـبِ بلـوغـت را

غنـودن تا هـویدا مـی‌کند سیـبِ بلـوغـت را لـبِ سـردم تمنا می‌شود لـب‌هـای قوغت را چه‌خوش بغنودنت زیبد که روی سبزه و گل‌ها تـو در نظـاره‌ی…

Continue Reading...

کو درین شهرِ پُر از غم دل بیغم که بخندد

کو درین شهرِ پُر از غم دل بیغم که بخندد غـمِ مـردم نگـذارد دل آدم که بخندد آدم این سوختن و کشتن و بستن که…

Continue Reading...