مفهوم هستی گُنگ بود انسان تولد شد

مفهوم هستی گُنگ بود انسان تولد شد پیغمبری در نقش یک چوپان تولد شد خاک از غم بی‌زنده‌جانی شوره‌زاری بود تا در فضای آسمان باران…

تا تو خوش باشی من از دور و برت گم می‌شوم

تا تو خوش باشی من از دور و برت گم می‌شوم مثل دستی لای موهای سرت گم می‌شوم چون گیاه هرزه‌ای در خاک‌ریزی ‌رُسته‌ام بین…