صبح است ز خرمی جهان می‌خندد

صبح است ز خرمی جهان می‌خندد هر قطره به بحر بیکران می‌خندد بو در گل و نشئه در می و می در جام از شوق،…

Continue Reading...

تا بر لب من آه شررباری هست

تا بر لب من آه شررباری هست بر ساز شکستهٔ دلم تاری هست درهای امید را اگر بربستند تا مرگ بود رخنهٔ دیواری هست

Continue Reading...

آن منظر فیض صبحگاهی بنگر

آن منظر فیض صبحگاهی بنگر انوار تجلی الهی بنگر در وادی نقره فام گردون هر شب آن قافله لایتنهای بنگر

Continue Reading...

طفلی بودم غنوده بر بستر ناز

طفلی بودم غنوده بر بستر ناز برخاست ز دور نغمه های دمساز تا گوش نهادم نه صدا بود و نه ساز ای شور جوانی! تو…

Continue Reading...

تا این خرد خام تو، معیار بود

تا این خرد خام تو، معیار بود این ساختن و شکستت کار بود تنها نه سرت به پای من خورد به سنگ هر جا که…

Continue Reading...

آن نیمهٔ نان که بینوایی یابد

آن نیمهٔ نان که بینوایی یابد وآن جامه که کودک گدایی یابد چون لذت فتحی‌ست که اقلیمی را لشکرشکنی، جهانگشایی یابد

Continue Reading...

سرمایهٔ عیش، صحبت یاران است

سرمایهٔ عیش، صحبت یاران است دشواری مرگ، دوری ایشان است چون در دل خاک نیز یاران جمعند پس زندگی و مرگ به ما یکسان است

Continue Reading...

پیران که چنین مقام و حرمت دارند

پیران که چنین مقام و حرمت دارند زان نیست که یک دو دم قدامت دارند این حرمت از آن است که آنها دو نفس در…

Continue Reading...

آن ماه سخن ز بامیان می‌گوید

آن ماه سخن ز بامیان می‌گوید اسرار گذشتهٔ جهان می‌گوید دل قصهٔ عشق او ز چشمش پنهان از موی شنیده بامیان می‌گوید

Continue Reading...

شهرت طلبی چند به هم ساخته‌اند

شهرت طلبی چند به هم ساخته‌اند چون گرگ گرسنه در جهان تاخته‌اند کردند به زیر پا هزاران سر و دست تا گردن شوم خود برافراخته‌اند

Continue Reading...