گلچین اشعار حمیرا نکهت دستگیر زاده
دل بیقرار
دل بیقرار دلبسته صخـــــره بـــــر سبق آبشـــــــار تو دل میدهد به کـــــوه، ثبــــــات فـــــــرار تو دست من و نیــــــاز من و تنگــــــــدستی ام دلتنگ قصه…
شوکت شگفتن
شوکت شگفتن تو ای زلال آب ها سرود بکر رفتنی نیایش جوانه ها نیاز سبز رستنی تبار تیرۀ غمم بسیط رشد ماتمم نفیر درد عالمم…
مرثیه ای برای ظاهرهویدای بزرگ
مرثیه ای برای ظاهرهویدای بزرگ خورشید صدایی به دل خـــــاک نهــــــادیم ای خاک بخـــــوان مرثیه کــــز پای فتادیم پیـــــری پــــدری زاده ی پاکــــــی و تبرا…
امید های بهی
امید های بهی با این تن شکسته و خسته نشسته ام در خویشتن شکسته ام و سخت خسته ام لب باز کرده ام که کلامی…
بهار آشنا
بهار آشنا “به کجای شب نویسم غزل شبانۀ خود” به طلوع واژه ریزم سحر فسانۀ خود چه کلام خفته در من، سخن نگفته در من…
چگونه راه میدهی
چگونه راه میدهی چگونه راه میدهی به باغ من جوانه را که عشق جاده می شود عبور هر ترانه را به برگ ها چکیده است…
دردی به خشت خسته ی دیوار زنده است
دردی به خشت خسته ی دیوار زنده است درد عظیم فاصله، ای یار زنده است یک خط مرا ز چشم تو بنهفته سالها اما تپش…
طلوع راز
طلوع راز تو دمیدی به تن من که چنین مست بهارم؟ مزن آتش به قرارم مزن آتش به قرارم نه دل از عشق تو خالی،…
مگو که آشنا نه ای.
مگو که آشنا نه ای. بهانه های رویشی به بیشه های بودنم ترانه های پویشی به ریشه ای سرودنم بلوغ نخل خواهشم، چو سبزه پرز…
آلیس
آلیس با یک شتاب روشن آیینه باز میشد آلیس قصه هایم در رنگ رنگ رویا از جنس راز میشد آواز بکر و نابی از ژرفنای…





