گلچین اشعار حمیرا نکهت دستگیر زاده
باید به سوی حادثه ی تازه رو کنم
باید به سوی حادثه ی تازه رو کنم از نو رهی به باغ بهی جستجو کنم باید که این گروه ستم باره را به سنگ…
جاده ی صدا
جاده ی صدا دمی که چشم عاشقت اسیر باده می شود زبان قصه های من سلیس و ساده می شود به قصه مگوی ِمن که…
دربه دری
دربه دری باز کن در که به جان آمدم از در به دری زند گی می گذرد یا شده ام من گذری شب کشد پنجه…
شط اشراق
شط اشراق شب شط اشراق شود با خبر آمدنت شهرۀ آفاق شود در سحر آمدنت باغ غزل وار شود سبزی کرار شود عاطفه تکرار شود…
مادر
مادر آسودگی تو را دریافت بی خوابی هایت را بر ما ببخش آن لب را به خاک سپردیم ماکودکان که بار بار ما را بوسیده…
ادعای محض
ادعای محض بهانه های تازه کو که شب ستاره گسترد به زیر گام های تو؟ ببین که دستهای ما به هیزم دقیقه ها شراره وار…
برگرد و بر این خانه دلت را نگران کن
برگرد و بر این خانه دلت را نگران کن بر سقف فروریخته اش نام و نشان کن این خانه به بیداری دست تو بنا شد…
چامۀ عاشقانه
چامۀ عاشقانه ای شاد ترین ترانه دیدارت نایاب ترین نشانه دیدارت لبریز نشاط آشنایی ها چون چامۀ عاشقانه دیدارت در فصل نیایش نگاه من چون…
دوستم بدار
دوستم بدار هنگام فروپاشی باور دوستم بدار هنگام خاموشی عشق دوستم بدار هنگام فریاد بی داد هنگام تنهایی دستان دوستم بدار هنگام به خون خفتن…
شط شراره
شط شراره سیاه چشم های من پر از ستاره می شود و هر ستاره آیتی ز استخاره می شود ستاره های چشم من صمیم یاد…





