داوری مکن

داوری مکن پیشانیت سیاه تر از شب بر سجاده ی گناهان تازه ات خوابیده داوری مکن هنوز زنبور های بی تفاوتی نازک ترین برگ های…

سرم دیگردر گریبانم نمیگنجد

سرم دیگردر گریبانم نمیگنجد و ‌گردنم کوتاهی را اقرار میکند. در دور ترین بیشه ها باوری گویا نهان بود وقتی راه میرفتیم از خشخش جنگل…