ما شاخ هوای تو ز دل برکندیم

ما شاخ هوای تو ز دل برکندیم مهر تو ز جان و دل برون افکندیم چیزی که به جان دوستان نپسندیم با جان و روان…

Continue Reading...

سه چیز ترا سه چیز داده است جمال

سه چیز ترا سه چیز داده است جمال خَدّ را خط و زلف را گل و عارض خال سه چیز من از سه چیز برده…

Continue Reading...

خورشید بچهر و سرو بالائی تو

خورشید بچهر و سرو بالائی تو خورشید نشاط را تو بالائی تو هم با تو بُوَم اگر چه بالائی تو باشد که مرا به زیر…

Continue Reading...

تا کی ز فراق بر دلم بند بود

تا کی ز فراق بر دلم بند بود اندوه فراق بر دلم چند بود آن دل که بدلبر آرزومند بود در فرقت او چگونه خرسند…

Continue Reading...

بیمارم و ناردان لبت پندارم

بیمارم و ناردان لبت پندارم در بویهٔ آبی تنت بیمارم گر آبی و ناردان مرا بسپاری جان و تن خویشتن به تو بسپارم

Continue Reading...

ایزد همه ساله هست با مردم راد

ایزد همه ساله هست با مردم راد بر مرد دری نبست تا ده نگشاد ما را بدل خار بنی سروی داد برداشت چراغکی و شمعی…

Continue Reading...

ای زلف تو از رخان من پرچین تر

ای زلف تو از رخان من پرچین تر وز خون دو چشم من رخت رنگین تر هر روز دل افروزتر و شیرین تر هر روز…

Continue Reading...

افکنده و کنده است آن شمع سرای

افکنده و کنده است آن شمع سرای افکنده کمند و کنده بدخواه ز جای نوشیده و پوشیده و اِستاده بجای پاشیده شبه بر گل و…

Continue Reading...

نیمی ز دلم باد شد و نیمی گرد

نیمی ز دلم باد شد و نیمی گرد نیمی ز تنم گرم شد و نیمی سرد گفتم که وفا متاع مهر اندوزد چون درد دلم…

Continue Reading...

ما دل ز هوای مهر تو ببریدیم

ما دل ز هوای مهر تو ببریدیم مهر تو فروختیم و دل بخریدیم از جور و جفا و کین تو آن دیدم کز هیچکسی به…

Continue Reading...