غزلیات قاسم انوار
در میان همه خوبان بت ما از همه به
در میان همه خوبان بت ما از همه به همه صافند ولی او بصفا از همه به من که با صورت زیبای تو دارم حالی…
در خاکدان مباش، که خوار جهان شوی
در خاکدان مباش، که خوار جهان شوی در روح سیر کن، که جهان در جهان شوی در خاکدان دهر ممان، ای اسیر خاک آن به…
خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی
خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی که مولی را نبیند غیر مولی حقیقت گر تنزل کرد در عشق بصورت ملتبس شد حرف معنی بصورت گر…
چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
چون ماه من از مشرق انوار بر آمد کام دلم از لمعه دیدار برآمد آن ماه دل افروز چو بنمود جمالش کام دل و جان…
چند در مسجد و در صومعه غارت کردند
چند در مسجد و در صومعه غارت کردند سبب این بود که میخانه عمارت کردند باده گران شد و ذرات جهان مست شدند من ندانم…
جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی
جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی که ما در هر جدیدی لذتی داریم، اگر دانی طریق عشق ورزیدن، ز جان خویش ترسیدن محال…
تو مرهم دل ریشی و راحت جانی
تو مرهم دل ریشی و راحت جانی دوای درد دل بیدلان نکو دانی کمال حسن ترا گر بصد زبان گویم بحسن و لطف و ملاحت…
تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود دل ما عاشق آن سرو روان خواهد بود ما درین دیر مغان بهر نیاز آمده ایم سر ما خاک…
پهلوی خوانان غزل می خواند دوش
پهلوی خوانان غزل می خواند دوش او بخود مشغول و جانها به خروش در حقیقت جمله جانها یکیست از حقیقت بر گرفتم روی پوش عاشقان…
بی یاد دوست در دل مستان سرور نیست
بی یاد دوست در دل مستان سرور نیست بی روی او بکعبه و بت خانه نور نیست هرچند قدس ذات ز اشیا منزهست در هیچ…





