صبا چه گفت بگوش چمن که خندانست؟

صبا چه گفت بگوش چمن که خندانست؟ میان صحن گلستان خروش مستانست چه حالتست سمن را که سرگران شده است؟ چه بود سرو سهی را…

Continue Reading...

سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی

سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی که: چون تو تازه گلی کی رسد به همچو منی؟ مبالغه است و دریغست و حیف می آید که…

Continue Reading...

ساقیا، مست خرابیم، بما جامی آر

ساقیا، مست خرابیم، بما جامی آر پیش ما شیشه می آر ولی عذر میآر ساقیا، مستم و شوریده، نمیدانم چیست؟ جام جمشید بمن ده، که…

Continue Reading...

زان نکهت مشکین،که همی آید از آن سو

زان نکهت مشکین،که همی آید از آن سو تا فانی مطلق نشوی دل نبرد بو چون مست شدی مسکن جان، لجه دریاست هشیار شدی، جانب…

Continue Reading...

رو خرقه گرو کن، دل و دلدار بدست آر

رو خرقه گرو کن، دل و دلدار بدست آر ما عاشق یاریم، چه جای سر و دستار؟ در که گل فخار جهان باده بجوشست اینست…

Continue Reading...

دوست در مجلس جان آمد و محفل آراست

دوست در مجلس جان آمد و محفل آراست شیوها کرد که هرگز بصفت ناید راست باده نوشید و غزل خواند و صراحی در دست هر…

Continue Reading...

دلدار من از خانه ببازار برآمد

دلدار من از خانه ببازار برآمد ناگه بسر کوچه خمار برآمد گلبانگ «تعالی » بشنیدند روانها صد نعره ز تسبیح و ز زنار برآمد دعوی…

Continue Reading...

دریغ باشد ازین چار سوی کون و فساد

دریغ باشد ازین چار سوی کون و فساد برون رویم، نبرده متاع خود بمراد تو شاهد دو جهانی، اگر شوی واقف ز حسن خویش نگر…

Continue Reading...

در مجلس ما جز سخن یار مگویید

در مجلس ما جز سخن یار مگویید با حضرت آن یار ز اغیار مگویید در قلزم توحید همه غرق فنایند از جوشش آن قلزم زخار…

Continue Reading...

در تو عجب مانده ام ای عشق شنگ

در تو عجب مانده ام ای عشق شنگ نوری و ناری بگه صلح و جنگ از غم و فکر دو جهان رسته است عاشق دیوانه…

Continue Reading...