غزلیات قاسم انوار
روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود
روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود دل آشفته ما مست بلا خواهد بود دارد امید دل من بخداوند کریم هر بلایی که رسد…
دیدمش دوش که سرمست و خرامان میرفت
دیدمش دوش که سرمست و خرامان میرفت جام بر کف، طرف مجلس مستان میرفت باده در دست و غزل خوان و عجب عربدهجوی از نهان…
دلم از شیوه شیرین تو شوری دارد
دلم از شیوه شیرین تو شوری دارد دیده از طلعت زیبای تو نوری دارد با خیال توچه گویم؟همه شب تابسحر دل غمدیده درین وقت حضوری…
دل آینه صورت و معنیست عجب بود
دل آینه صورت و معنیست عجب بود کان شاهدما روی درین آینه ننمود نه نه، چو صفا نبود هرگز ننماید در آینه جان صفت شاهد…
در میان همه خوبان بت ما از همه به
در میان همه خوبان بت ما از همه به همه صافند ولی او بصفا از همه به من که با صورت زیبای تو دارم حالی…
در خاکدان مباش، که خوار جهان شوی
در خاکدان مباش، که خوار جهان شوی در روح سیر کن، که جهان در جهان شوی در خاکدان دهر ممان، ای اسیر خاک آن به…
خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی
خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی که مولی را نبیند غیر مولی حقیقت گر تنزل کرد در عشق بصورت ملتبس شد حرف معنی بصورت گر…
چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
چون ماه من از مشرق انوار بر آمد کام دلم از لمعه دیدار برآمد آن ماه دل افروز چو بنمود جمالش کام دل و جان…
چند در مسجد و در صومعه غارت کردند
چند در مسجد و در صومعه غارت کردند سبب این بود که میخانه عمارت کردند باده گران شد و ذرات جهان مست شدند من ندانم…
جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی
جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی که ما در هر جدیدی لذتی داریم، اگر دانی طریق عشق ورزیدن، ز جان خویش ترسیدن محال…





