به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را

به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را به دامن تیز کردم آتش پروانهٔ خود را نه جرم چشمه‌ساران بود و نه تقصیری از…

به چمن روی نهی سرو و سمن می‌سوزند

به چمن روی نهی سرو و سمن می‌سوزند برفروزی، همه اطفال چمن می‌سوزند چه شوی گرم زبان بازی سوسن در باغ بی‌زبانان جوانان چمن می‌سوزند…

بلهوس گر نیستی دور از کنار یار باش

بلهوس گر نیستی دور از کنار یار باش گر نه گلچینی برو خار سر دیوار باش در نظر چون خفتگان آیند بیداران عشق مستی‌یی گر…

بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام

بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام غصّه‌ها حل کرده و در حلق مینا کرده‌ایم غیر شرح بیقراری نیست در طومار موج ته بته…

ببرید زلف گرچه به پای تو سر نهاد

ببرید زلف گرچه به پای تو سر نهاد سر باخت هر که از حد خود پا به در نهاد بی‌جرم اگر زدی سر زلف اعتراض…

این روضه که وقفست بر اغیار نعیمش

این روضه که وقفست بر اغیار نعیمش بر کِشتة عشّاق سمومست نسیمش یک عمر نفس سوختم و نرم نکردم آن دل، که به یک ناله…

ای ترا جلوه خوش و قامت رعنا موزون

ای ترا جلوه خوش و قامت رعنا موزون همه اندام تو نیکو همه اعضا موزون بیت ابروی تو ناخن به جگر بیش زند گرچه دیوان…

امشب که دست نالة زارم بساز بود

امشب که دست نالة زارم بساز بود در بزم دل، مدار به سوز و گداز بود چشم سفید گشته گرفتم به لخت دل این بود…

آفت عاشق ز صلح و جنگ پیدا می‌شود

آفت عاشق ز صلح و جنگ پیدا می‌شود هر کجا این شیشه باشد سنگ پیدا می‌شود نقش شیرین کرد بیدادی که شیرین هم نکرد فتنه…

از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را

از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را من خود به امّید خطر خوش کرده‌ام این راه را در وادی عشق و جنون…