گزیده اشعار شیخ عبدالحسین فنودی
شب هجران
شب هجران مگر آن زمان به داد دل من رسیده باشد که گیاه ناامیدی زگلم دمیده باشد ز صباح حشر ترسد مگر آن گناهکاری که…
شاه ممالک عشق
شاه ممالک عشق بیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم را تپیدن دل و افغان و سوز و آهم را چه جای دوست که دشمن…
شبنم گل چکیده
شبنم گل چکیده من به چه شادمان کنم خاطر غم رسیده را یا به چه تسلیت دهم قلب ستم کشیده را وه که دل رمیده…
سرنوشت
سرنوشت عجب مدار فتادم اگر به ملک فنود مراز دفتر تقدیر سرنوشت این بود صلاح کار دگر از من خراب مجو که از طراز وجودم…
نگار سنگین دل
نگار سنگین دل صفحه ی رخسار او که مه خجل میکند واضح و روشن بود چه تا به دل می کند غبار هستی من به…
دوای دل مسکین
دوای دل مسکین آری آن رشک قمر دلبر دیرین من است من چو فرهادم و او خسرو شیرین من است صنما سرو قدا ماه رخا…
وفای گلرخان
وفای گلرخان با آنکه از کف داده ام نقد وصال یار را نتوانم از خاطر برم آن طلعت گل نار را قسمت نگر طالع ببین…
ز یار شکوه ندارم
ز یار شکوه ندارم غمی نرفته ز دل ، بر دلم غم دگر آمد کهن نگشته حدیثی، حدیث تازه تر آمد شبان تیره امیدم بدی…
كفر زلف
كفر زلف نگشود بی تو دل به فضای چمن مرا در دیده خار گشت گل و یاسمن مرا با درد خلق فارغم از سیر باغ…
در شکایت از روزگار
در شکایت از روزگار آسمانا چند میریزی به جامم زهر غم را من نخواهم نوش شهدت، کم به جامم ریز سم را هر کجا بینی…





