غزلیات آشفتهٔ شیرازی
سوختم کس نه دود دید و نه بوی
سوختم کس نه دود دید و نه بوی پیش خامان حدیث پخته مگوی میل شیرین زبانی دشمن نکنم گرچه دوست شد بدخوی صبری ایشیخ بادیه…
سبزه از خاک برآورد سرو لاله دمید
سبزه از خاک برآورد سرو لاله دمید می گلرنگ بچنگ آرو بنه جام نبید هر چه داری بده و جام زساقی بستان صرفه آن برد…
ساقی بیار بوسم کز می خمار دارم
ساقی بیار بوسم کز می خمار دارم وز بحر هستی امشب میل کنار دارم ناصح مده تو پندم کز عشق ناگزیرم مستم بکن تو ساقی…
زمشکین موی و روی ای لعبت روم
زمشکین موی و روی ای لعبت روم تو چین و روم آوردی در این بوم وجودت گر نبودی عالم آرا بعالم بدیکی موجود و معدوم…
زشکنجه گر بمیرم نظر از تو برنگیرم
زشکنجه گر بمیرم نظر از تو برنگیرم چون زتست درد درمان زکسی نمی پذیرم تو زحسن بی نظیری بدیار ماه رویان من دلشده نظرباز و…
زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم
زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم عاشقم عاشق با عشق چه تدبیر کنم گوشمالم دهی ای عشق بتان همچون چنگ که چو بربط…
ز رعنایی چه نازد سروبُن یا گل ز زیبایی
ز رعنایی چه نازد سروبُن یا گل ز زیبایی که با سرو گلاندامی سری داریم و سودایی هجوم خط و ارباب هوس گرد لبت نوشد…
رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدن
رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدن بود نظاره گلچین برای گلچیدن میان بلبل و گلچین از آن بود غوغا که این به غارت و…
دیوانه ای که از تو در او وجد و حالتست
دیوانه ای که از تو در او وجد و حالتست گر حرف کفر گفت نه جای ضلالتست بر فتوی حکیم بده می ببانگ چنگ زاهد…
دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم
دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم باد را از نفسی آتش سوزان کردم آتش از شرح غمت در نی کلکم افتاد من چرا شیر…





