مشتاق بود گوش به رودی و سرودی

مشتاق بود گوش به رودی و سرودی مطرب به نوا ساز بکن چنگی و رودی در پرده عشاق مزن شور مخالف آهنگ مؤالف زن و…

Continue Reading...

مرا سزد که نگنجم چو غنچه اندر پوست

مرا سزد که نگنجم چو غنچه اندر پوست که برشکفت به باغ دلم گل رخ دوست به ناف آهوی چین اندر است نافه مشک تو…

Continue Reading...

مخمور سروریم کجائی می غم های

مخمور سروریم کجائی می غم های مردیم بامید وفا جور و ستم های گر رشحه باران نبود شعله برقی از من مگذر غافل ای ابر…

Continue Reading...

ما گدایان درِ میخانه‌ایم

ما گدایان درِ میخانه‌ایم در گدایی شُهره و افسانه‌ایم هرکجا سر زد گلی ما بلبلیم هرکجا شمعی بُوَد پروانه‌ایم کعبه و دِیْر دیگر را طایِفیم…

Continue Reading...

لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی

لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی می بخور بر طرف جوی و سرو گلروئی بجوی می کشان سرخوش زباده عاشقان از وصل…

Continue Reading...

گفتی بلب رسانم از اشتیاق جانت

گفتی بلب رسانم از اشتیاق جانت جان من است آن لب امشب بیار بر لب از سرو و گل چو خواهی امشب که هست در…

Continue Reading...

گرم چو جامه بگیری شبی تو در بر خویش

گرم چو جامه بگیری شبی تو در بر خویش چو شمع صبح بپایت فدا کنم سر خویش گرت شکی است در اخلاص عاشق صادق ببین…

Continue Reading...

گر تو اقامت کنی به آن قد و قامت

گر تو اقامت کنی به آن قد و قامت روز قیامت عیان کنی ز کرامت چون روم از کوی تو به پند و نصیحت من…

Continue Reading...

که گفت ای سرو سیمین‌تن به طرف باغ و بستان آی

که گفت ای سرو سیمین‌تن به طرف باغ و بستان آی گل افشان کن زرخسار و بتاراج گلستان آی غلامت تا شود غلمان بهشتی را…

Continue Reading...

کرد وقف غیر لعل شکرین خویش را

کرد وقف غیر لعل شکرین خویش را بر مگس آخر صلا زد انگبین خویش را خط گرفته گرد لب گو یا سلیمان رخت تا زدست…

Continue Reading...