از هر خوشی بدور جهان عشق خوشتر است

از هر خوشی بدور جهان عشق خوشتر است تن گر بکاست عشق ولی روح پرور است عاشق زخویش غایب و حاضر ببزم دوست گر بینیش…

Continue Reading...

از دل خسته چه پرسی که دلم در بر اوست

از دل خسته چه پرسی که دلم در بر اوست نمک داغ درونم لب چون شکر اوست طلب انس از آن ترک پریزاد خطاست زانکه…

Continue Reading...

ابر صفت همی کنم خنده و گریه کار خود

ابر صفت همی کنم خنده و گریه کار خود خنده زنم بکار او گریه کنم بکار خود عمر در از صرف شد بر سر زلف…

Continue Reading...

یار با ما در انجمن باشد

یار با ما در انجمن باشد عیش خلوت نصیب من باشد نفس سالک اگر بود سیاح گو سیاحت در انجمن باشد گفت روح الله مجرد…

Continue Reading...

وقتی زفراق رنجه بودم

وقتی زفراق رنجه بودم صبر دل خسته آزمودم دیدم سر عاشقان کنی گوی منهم بهوس سری نمودم خوش آنکه بکار زار عشقت چوگان تو همچو…

Continue Reading...

همچو یعقوب ز نو مصلحتی ساخته‌ام

همچو یعقوب ز نو مصلحتی ساخته‌ام تازه نرد نظری با پسری باخته‌ام به هواداری آن طرفه غزال چینی دام در رهگذر آهویی انداخته‌ام تا چه…

Continue Reading...

هر که ببازار عشق آرد جنس وفا

هر که ببازار عشق آرد جنس وفا من شومش مشتری جان دهمش دربها گر تو درآئی بدیر کعبه مقبل شود ور تو روی از حرم…

Continue Reading...

هر رهروی که خار مغیلان بپای اوست

هر رهروی که خار مغیلان بپای اوست دیدار کعبه مرهم زخم و دوای اووست نفی مکان بدیهی عقل است و ای عجب آنرا که جای…

Continue Reading...

نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم

نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم نه عهد با تو که پیمان به میْ‌کشان بستم اگرچه رشته جان بافته به مهر جهان بریدم از…

Continue Reading...

نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان

نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان به خطا چه می‌پسندی که عبیر گردد ارزان بسپهر بزم مستان بنگر بجام و ساقی که گرفته با…

Continue Reading...