غزلیات هلالی جغتائی
وه! چه عمرست این که در هجر تو بردم عاقبت؟
وه! چه عمرست این که در هجر تو بردم عاقبت؟ جان شیرین را به صد تلخی سپردم عاقبت گر شکایت داشتی از ناله و درد…
نه رفیقی که بود در پی غمخواری دل
نه رفیقی که بود در پی غمخواری دل نه طبیبی که کند چارهٔ بیماری دل دل بیمار مرا هر که گرفتار تو خواست یارب آزاد…
من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟
من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟ گر مرا دست دهد بوسه زنم پایش را چشم ناپاک بر آن چهره دریغ است، دریغ دیدهٔ پاک…
ماه من عیدست و شهری را نظر بر روی توست
ماه من عیدست و شهری را نظر بر روی توست روی تو چون ماه عید و ماه نو ابروی توست روشن آن چشمی که ماه…
گر دعای دردمندان مستجاب است ای حبیب
گر دعای دردمندان مستجاب است ای حبیب از خدا هرگز نخواهم خواست جز مرگ رقیب درد بیماری و اندوه غریبی مشکلست وای مسکینی که هم…
عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است
عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است حیرتی دارم که چون آتش در آب افتاده است؟ ظاهرست از حلقهای زلف و ماه عارضت در…
سایهای کز قد و بالای تو بر ما افتد
سایهای کز قد و بالای تو بر ما افتد به ز نوریست که از عالم بالا افتد هر کجا دیده بر آن قامت رعنا افتد…
روز من شب شد و آن ماه به راهی نگذشت
روز من شب شد و آن ماه به راهی نگذشت این چه عمریست که سالی شد و ماهی نگذشت؟ ذوق آن جلوه مرا کشت که…
دلا گر عاشقی بنشین که جانانت برون آید
دلا گر عاشقی بنشین که جانانت برون آید بر آن در منتظر میباش، تا جانت برون آید اگر صد سال آب از گریه بر آتش…
خدا را تند سوی من مبین چون بنگرم سویت
خدا را تند سوی من مبین چون بنگرم سویت تغافل کن زمانی تا ببینم یک زمان رویت ز خاک کوی من گفتی برو یا خاک…
جان خواهم از خدا، نه یکی بلکه صد هزار
جان خواهم از خدا، نه یکی بلکه صد هزار تا صد هزار بار بمیرم برای یار من زارم و تو زار دلا یک نفس بیا…
به نام ایزد، میان مردمان آن تندخو با ما
به نام ایزد، میان مردمان آن تندخو با ما چه خوش باشد که ما در گوشهای باشیم و او با ما ز بدخویی به ما…
بحمدالله که صحت داد ایزد پادشاهی را
بحمدالله که صحت داد ایزد پادشاهی را بر آورد از سر نو بر سپهر حسن ماهی را معاذالله! اگر میکاست یک جو خرمن حسنش به…
ای شاه حسن جور مکن بر گدای خویش
ای شاه حسن جور مکن بر گدای خویش ما بندهٔ توایم بترس از خدای خویش خواهند عاشقان دو مراد از خدای خویش هجر از برای…
اگر سودای عشق اینست، من دیوانه خواهم شد
اگر سودای عشق اینست، من دیوانه خواهم شد چه جای آشنا؟ کز خویش هم بیگانه خواهم شد دمیدی یک فسون وز دست بردی صبر و…
وه! چه شورانگیزی ای شیرین پسر؟
وه! چه شورانگیزی ای شیرین پسر؟ هم نمک میریزد از تو هم شکر خاک پایت چون مرا فرق سرست من چرا بردارم از پای تو…
نمیتوان به جفا قطع دوستداری ما
نمیتوان به جفا قطع دوستداری ما که از جفای تو بیشست با تو یاری ما بسی چو ابر بهاران گریستیم و هنوز گلی نرست ز…
من که باشم که می لعل به آن ماه کشم
من که باشم که می لعل به آن ماه کشم بگذارید که حسرت خورم و آه کشم بس که دریافت مرا لذت خونخواری عشق دل…
ماه شهر آشوب من هر گه به راهی بگذرد
ماه شهر آشوب من هر گه به راهی بگذرد شهر پرغوغا شود چونان که ماهی بگذرد روزم از هجران سیه شد آفتاب من کجاست؟ تا…
کدام جلوه که در سرو سرافراز تو نیست؟
کدام جلوه که در سرو سرافراز تو نیست؟ کدام فتنه که در جلوههای ناز تو نیست؟ مکن به خاک درش ای رقیب عرض نیاز که…
عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز
عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز وه! چه عمرست این؟ که حال ما نمیدانی هنوز یک نظر دیدیم دیدارت و زان…
زبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش
زبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش امید هست که بینم به کام خویشتنش چه نازکیست، تعالیالله! آن قد را؟ که از گل و سمن…
روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟
روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟ عمر من کم باد تا روز چنین کم بگذرد دولت وصلت گذشت و محنت هجران رسید آن…
دل چه باشد کز برای یار ازان نتوان گذشت
دل چه باشد کز برای یار ازان نتوان گذشت یار اگر اینست بالله میتوان از جان گذشت از خیال آن قد رعنا گذشتن مشکلست راست…
چیست پیراهن آن دلبر شیرینحرکات؟
چیست پیراهن آن دلبر شیرینحرکات؟ همچو سرچشمهٔ خضرست و بدن آب حیات این چه قدست و چه رفتار و چه شیرین حرکات؟ گوییا موجزنان میگذرد…
جامهٔ گلگون، روی آتشناک از گل پاکتر
جامهٔ گلگون، روی آتشناک از گل پاکتر جامه آتشناک و رو از جامه آتشناکتر تا چو گل نازک تنش را دیدم، از جیب قبا سینهٔ…
به هر که قصهٔ دل گفتم دلش خونست
به هر که قصهٔ دل گفتم دلش خونست تو هم مپرس ز من تا نگویمت چونست منم که درد من از هیچ بیدلی کم نیست…
باغ عیش من به جای گل همه خار آورد
باغ عیش من به جای گل همه خار آورد آری، این نخلی که من دارم همین بار آورد کوه از سیل سرشکم در صدا آید،…
ای شهسوار حسن سرافراز کن مرا
ای شهسوار حسن سرافراز کن مرا ای من سگت، به سوی خود آواز کن مرا تا با تو راز گویم و فارق شوم دمی بهر…
اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم
اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم وگر چون گرد بر بادم دهی، گرد سرت گردم کشی خنجر که میسازم به دست خویش قربانت…
وه که سودای تو آهر سر به شیدایی کشید
وه که سودای تو آهر سر به شیدایی کشید قصهٔ عشق نهان ما به رسوایی کشید آخر، ای جان، روزی از حال دل زارم بپرس…
نمیتوان به تو شرح بلای هجران کرد
نمیتوان به تو شرح بلای هجران کرد فتادهام به بلایی که شرح نتوان کرد ز روزگار مرا خود همیشه دردی بود غم تو آمد و…
من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را
من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم تو را افتاده بر خاک درت،…
ما که از سوز تو در گریهٔ زاریم چو شمع
ما که از سوز تو در گریهٔ زاریم چو شمع خبر از سوختن خویش نداریم چو شمع پیش تیغ تو سر از تن بگذاریم ولی…
گر برون میآید، آن بیرحم زارم میکشد
گر برون میآید، آن بیرحم زارم میکشد ور نمیآید، به درد انتظارم میکشد گر، معاذالله، نباشد دولت دیدار او محنت هجران به اندک روزگارم میکشد…
عجب!که رسم وفا هرگز آن پری داند
عجب!که رسم وفا هرگز آن پری داند پری کجا روش آدمیگری داند؟ دلم به عشوه ربود اول و ندانستم که آخر این همه شوخی و…
زاهد به کنج صومعه می نوش و مست باش
زاهد به کنج صومعه می نوش و مست باش یعنی که دوزخی شدی، آتشپرست باش ای سرو، اعتدال قدش نیست چون تو را خواهی بلند…
رفتست عزیز من و مکتوب نوشتست
رفتست عزیز من و مکتوب نوشتست یوسف خبر خویش به یعقوب نوشتست شد نامهٔ محبوب خط بندگی من من بندهٔ آن نامه که محبوب نوشتست…
دل به درد آمد و این درد به درمان نرسید
دل به درد آمد و این درد به درمان نرسید سر درین کار شد و کار به سامان نرسید آن جفاپیشه که بر نالهٔ من…
چون قامت آن سرو سهی کرد هلاکم
چون قامت آن سرو سهی کرد هلاکم سروی بنشانید روان بر سر خاکم رفتی و دلم چاک شد از دست تو دلبر باز آ و…
تو را گهی که نظر بر من خراب افتد
تو را گهی که نظر بر من خراب افتد دلم بس که تپد در من اضطراب افتد دلم به یاد لبت هر زمان شود بیخود…
به یار بیوفا عمری وفا کردم ندانستم
به یار بیوفا عمری وفا کردم ندانستم به امید وفا بر خود جفا کردم ندانستم دل آزاری که هرگز دیده بر مردم نیندازد به سان…
با رخ زرد آمدم سوی رخت ای سرو ناز
با رخ زرد آمدم سوی رخت ای سرو ناز یعنی آوردم به خاک درگهت سوی نیاز دولت حسن و جوانی یک دو روزی بیش نیست…
ای سر زلف تو کمند حیات
ای سر زلف تو کمند حیات نیست ز قید تو امید نجات آب حیاتی تو و خط بر لبت سبزهٔ تر بر لب آب حیات…
اگر چون تو سروی ز جایی برآید
اگر چون تو سروی ز جایی برآید شود رستخیز و بلایی برآید خدا را، لب خود به دشنام بگشا که از هر زبانی دعایی برآید…
یک دو روزی میگذارد یار من تنها مرا
یک دو روزی میگذارد یار من تنها مرا وه! که هجران میکشد امروز یا فردا مرا شهر دلگیرست، تا آهنگ صحرا کرد یار میروم، شاید…
وای! که جانم نشد از غم هجران خلاص
وای! که جانم نشد از غم هجران خلاص کاش اجل در رسد تا نشوم از جان خلاص! جمله اسیر تواند، وه! چه عجب کافری کز…
نگسلد رشتهٔ جان من از آن سرو بلند
نگسلد رشتهٔ جان من از آن سرو بلند این چه نخلیست که دارد برگ جان پیوند؟ آه! از آن چشم که چون سوی من افگند…
من عاشق و دیوانه و مستم چه توان کرد؟
من عاشق و دیوانه و مستم چه توان کرد؟ می خواره و معشوقپرستم، چه توان کرد؟ گر ساغر سی روزه کشیدم چه توان گفت؟ ور…
لعل جانبخشت که یاد از آب حیوان میدهد
لعل جانبخشت که یاد از آب حیوان میدهد زنده را جان میستاند مرده را جان میدهد دور بادا چشم بد، کامروز در میدان حسن شهسوار…
کاشکی! خاک حریم حرمت میبودم
کاشکی! خاک حریم حرمت میبودم میخرامیدی و من در قدمت میبودم بی غم عشق تو صد حیف ز عمری که گذشت! بیش از این کاش…
عجب شکسته دل و زار و ناتوان شدهام!
عجب شکسته دل و زار و ناتوان شدهام! چنان که هجر تو میخواست، آنچنان شدهام به گفتگوی تو افسانه گشتهام همه جا به جستجوی تو…
زان دل به جانب سگ کوی تو میکشد
زان دل به جانب سگ کوی تو میکشد کو دامنم گرفته، به سوی تو میکشد دانی چرا به دامنت آویخته دلم؟ خود را به این…
رند لبتشنه چرا جام شرابی نزند؟
رند لبتشنه چرا جام شرابی نزند؟ چون کسی بر جگر سوخته آبی نزند هر که خواهد که دمی جام کشد همچو حباب خیمهٔ عشق چرا…
دگرم بستهٔ آن زلف سیه نتوان داشت
دگرم بستهٔ آن زلف سیه نتوان داشت آنچنانم که به زنجیر نگه نتوان داشت تاب خیل و سپه زلف و رخی نیست مرا روز و…
چو ترک من هوس مجلس شراب کند
چو ترک من هوس مجلس شراب کند هزار عاشق دلخسته را کباب کند خراب چون نشوم از کرشمههای کسی که در کرشمهٔ اول جهان خراب…
ترک یاری کردی، از وصل تو یاران را چه حظ؟
ترک یاری کردی، از وصل تو یاران را چه حظ؟ دشمن احباب گشتی، دوستداران را چه حظ؟ چون ندارد وعدهٔ وصل تو امکان وفا غیر…
به ناز میرود و سوی کس نمینگرد
به ناز میرود و سوی کس نمینگرد هزار آه کشم یک نفس نمینگرد گهی به پس روم و گه سر رهش گیرم ولی چه فایده…
باز عشق آمد و کار دل ازو مشکل شد
باز عشق آمد و کار دل ازو مشکل شد هر چه تدبیر خرد بود همه باطل شد خواستم عشق بتان کم شود افزون گردید گفتم…
ای در دلم آتش عشق تو صد الم
ای در دلم آتش عشق تو صد الم هر یک الم نشانهٔ چندین هزار غم وصل تو زود رفت و فراق تو دیر ماند فریاد…
اگر خوانی درونم بندهٔ این خاندان باشم
اگر خوانی درونم بندهٔ این خاندان باشم وگر رانی برونم چون سگ بر آستان باشم ندانم بندهٔ روی تو باشم یا سگ کویت به هر…
یارب! غم ما را که به عرض تو رساند؟
یارب! غم ما را که به عرض تو رساند؟ کانجا که تویی باد رسیدن نتواند خاکم چو برد باد پریشان شوم از غم کز من…
هست آرزوی کشتن آن تندخو مرا
هست آرزوی کشتن آن تندخو مرا گر او نکشت می کشد این آرزو مرا جان من از جدایی آن مه به لب رسید ای وای!…
نا دیده میکنی چو فتد دیده بر منت
نا دیده میکنی چو فتد دیده بر منت جانم فدای دیدن و نادیده کردنت فردا که ریزه ریزه شود تن به زیر خاک برخیزم و…
من با تو یکدلم، سخن و قول من یکیست
من با تو یکدلم، سخن و قول من یکیست اینست قول من که شنیدی سخن یکیست بگداختم، چنان که اگر سر برم به جیب کس…
ما عاشقیم و بی سر و سامان و میپرست
ما عاشقیم و بی سر و سامان و میپرست قانع به هر چه باشد و فارغ ز هر چه هست ای رند جرعهنوش، تو و…
کاکل ز چه بگذاشتهای تا کمر خود؟
کاکل ز چه بگذاشتهای تا کمر خود؟ مگذار بلاهای چنین را به سر خود رفتار تو را گر ملک از عرش ببیند آید به زمین…
عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض
عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض همه سهلست، همین صحبت یارست غرض غرض آنست که فارق شوم از کار جهان ور نه…
زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا
زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا عشق تو ره نمود به کوی جنون مرا هم سینه شد پر آتش و هم دیده شد پر…
راه وفا پیشگیر، کان ز جفا خوشترست
راه وفا پیشگیر، کان ز جفا خوشترست گرچه جفایت خوشست لیک وفا خوشترست روی چو گلبرگ تو از همه گلها فزون کوی چو گلزار تو…
دل به امید کرم دادم و دیدم ستمت
دل به امید کرم دادم و دیدم ستمت چه ستمها که ندیم به امید کرمت دارم آن سر که به خاک قدمت سر بنهم غیر…
چو لاله سینهٔ من کاش پاره پاره کنند!
چو لاله سینهٔ من کاش پاره پاره کنند! به داغهای درون یک به یک نظاره کنند به پیش یار دلم را، چو غنچه، بشکافند به…
ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را
ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را دشمن جانی و از جان دوستتر دارم تو را گر به صد خار جفا آزردهسازی خاطرم…
به روز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
به روز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را که یاران در چنین روزی به کار آیند یاران را عجب خاری خلید از نوگلی در…
با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود؟
با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود؟ بعد از آن بیموجبی چنیدن جفاگاری چه بود؟ مرحمت بگذاشتی، تیغ جفا برداشتی آن محبتها کجا…
ای چشم تو شوختر ز هر شوخ
ای چشم تو شوختر ز هر شوخ چشم از تو ندیده شوختر شوخ از نام دو چشم خود چه پرسی؟ این فتنهگر است و آن…
اگر از آمدنم رنجه نگردد خویت
اگر از آمدنم رنجه نگردد خویت هر دم از دیده قدم سازم و آیم سویت گر بدانم که توان بر سر کویت بودن تا توانم…
یار هر چند که رعنا و سهیقد باشد
یار هر چند که رعنا و سهیقد باشد گر به عاشق نکویی بکند بد باشد مقصد اهل نظر خاک در توست، بلی چون تو مقصود…
هرگز آن شوخ به ما غیر نگاهی نکند
هرگز آن شوخ به ما غیر نگاهی نکند آن هم از ناز کند گاهی و گاهی نکند میروم بر سر راهش به امید نظری آه…
نخل بالای تو سر تا به قدم شیرینست
نخل بالای تو سر تا به قدم شیرینست این چه نخلست که هم نازک و هم شیرینست؟ بس که چون نیشکری نازک و شیرین و…
من به کویت عاشق زار و دل غمگین و غریب
من به کویت عاشق زار و دل غمگین و غریب چون زید بیچاره عاشق؟ چون کند مسکین غریب؟ پرشس حال غریبان رسم و آیینست لیک…
گهگهم خوانی و گویی که چه حالست تو را؟
گهگهم خوانی و گویی که چه حالست تو را؟ حال من حال سگان، این چه سوال است تو را؟ میکنم یاد تو و میروم از…
کام از آن لب مشکل و ما را غم کامست و بس
کام از آن لب مشکل و ما را غم کامست و بس کار ناکامان همین اندیشهٔ خامست و بس با همه کس زان لب جانبخش…
عاشقان هرچند مشتاق جمال دلبرند
عاشقان هرچند مشتاق جمال دلبرند دلبران بر عاشقان از عاشقان عاشقترند عشق مینازد به حسن حسن مینازد به عشق آری، آری، این دو معنی عاشق…
ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟
ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟ دگر طاقت ندارم، چاک خواهم زد گریبان را بزن یک خنجر و از درد جان…
دیدیم ز یاران وفادار بسی را
دیدیم ز یاران وفادار بسی را لیکن چو سگان تو ندیدیم کسی را قطع هوس و ترک هوی کن، که درین راه چندان اثری نیست…
دردمندم گر مرا درمان نباشد گو مباش
دردمندم گر مرا درمان نباشد گو مباش دردمندان تو را جان نباشد گو مباش گر غریبی بر سر کویت بمیرد گو بمیر ور گدایی بر…
چو از داغ فراقت شعلهٔ حسرت به جان افتد
چو از داغ فراقت شعلهٔ حسرت به جان افتد چنان آهی کشم از دل، که آتش در جهان افتد سجود آستانت چون میسر نیست میخواهم…
تا کی آن شوخ نظر بر دگری اندازد؟
تا کی آن شوخ نظر بر دگری اندازد؟ کاشکی جانب ما هم نظری اندازد آه از آن خنجر مژگان که به هر چشم زدن چاکها…
به صد امید هر دم گرد آن دیوار و در گردم
به صد امید هر دم گرد آن دیوار و در گردم بسی امیدوارم، آه! اگر نومید برگردم چه حسنست این؟ که از یک دیدنت دیوانه…
اینچنین بیرحم و سنگیندل که جانان منست
اینچنین بیرحم و سنگیندل که جانان منست کی دل او سوزد از داغی که بر جان منست؟ ناصحا، بیهوده میگویی که دل بردار ازو من…
ای به خوبی از همه خوبان عالم خوبتر
ای به خوبی از همه خوبان عالم خوبتر شیوهٔ حسن و جمالت هر یک از هم خوبتر آدمی، گر یوسف مصرست، مانند تو نیست ای…
افروخت رنگت از می و دلها کباب شد
افروخت رنگت از می و دلها کباب شد روی تو ماه بود و کنون آفتاب شد گفتم به دور عشق تو سازم سرای عیش غمخانهای…
یار، چون در جام میبیند، رخ گلفام را
یار، چون در جام میبیند، رخ گلفام را عکس رویش چشمهٔ خورشید سازد جام را جام می بر دست من نه، نام نیک از من…
هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد
هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد مینهم سر بر زمین تا پا به روی من نهد آن که هر سو کشتهای سر…
مینویسم سخنم از آتش دل بر کاغذ
مینویسم سخنم از آتش دل بر کاغذ جای آنست اگر شعله زند در کاغذ چون قلک سوختی از آتش دل نامهٔ من اگر از آب…
مگو افسانهٔ مجنون چو من در انجمن باشم
مگو افسانهٔ مجنون چو من در انجمن باشم ازو باری چرا گوید کسی جایی که من باشم کسی افسانهٔ درد مرا جز من نمیداند از…
گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را
گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را محتسب تا چند در شور اورد میخانه را؟ هر کجا شبها ز سوز خویش گفتم شمهای…
کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد
کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد فکر دل کن، که مرا دست و دل از کار افتاد بهتر آنست که چون…
ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل
ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل با مردم بیغم نتوان گفت غم دل جا کن به دل و دیده که غیر از تو نشاید سلطان…





