تجلی جمالش را اگر آئینه شد عالم

تجلی جمالش را اگر آئینه شد عالم ولی مجلای حسن او کماهی نیست جز آدم تفاوت درمرایا بدنه اندرحسن رخسارش ازین رو در نظر حسنش…

Continue Reading...

تا جان ماست مونس خیل خیال تو

تا جان ماست مونس خیل خیال تو بودم همیشه مست شراب وصال تو کردیم پاک آینه دل ز زنگ غیر تا رو در آینه بنماید…

Continue Reading...

بی شادی وصال تو دل را کجا قرار

بی شادی وصال تو دل را کجا قرار ناید غم فراق تو ای دوست در شمار فریاد جان دلشدگان ای صبا برس از روی دوست…

Continue Reading...

برابر طور عشق ای دل ببین نور تجلی را

برابر طور عشق ای دل ببین نور تجلی را که تا بیخود شوی از خود بدانی طور و موسی را مرا دعوت مکن واعظ بحوران…

Continue Reading...

ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام

ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام پیوند گیسوی تو شده جان خاص و عام ذرات حامدند و تو محمود عالمی زان در جهان محمد…

Continue Reading...

ای عشق تو آتش زده در خرمن جان‌ها

ای عشق تو آتش زده در خرمن جان‌ها وز سوز غمت سوخته دل‌ها و روان‌ها خون شد دل عشاق ز دست الم عشق شرح غم…

Continue Reading...

ای دوست نقاب زلف بگشا

ای دوست نقاب زلف بگشا بی پرده بما جمال بنما حیفست جمال ذات مطلق مخفی شده در صفات و اسما رخسار تو گر نقاب برداشت…

Continue Reading...

ای جمالت رو نموده هر زمان جائی دگر

ای جمالت رو نموده هر زمان جائی دگر چون مسافر حسن تو هر دم بمأوائی دگر من چنان حیران حسن روی یارم کز جهان جز…

Continue Reading...

آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست

آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست پرده ناموس رندان میدرد پیداست کیست انکه از ناز و تکبر سوی مشتاقان خویش هرگز از…

Continue Reading...

آفتاب روی تو تابان شدست

آفتاب روی تو تابان شدست در شعاعش جان و دل حیران شدست نور مطلق گشت ذرات جهان تاکه خورشید رخت تابان شدست جان که در…

Continue Reading...