دیده را زان سبزه نو رسته نوروزی ببخش

دیده را زان سبزه نو رسته نوروزی ببخش سینه را زان غمزه خون خواره دلدوزی ببخش یک طرف بنما ز روی و یک گره بگشا…

Continue Reading...

دوش من روی چو ماه آشنایی دیده ام

دوش من روی چو ماه آشنایی دیده ام جان فدایش، گر چه بهر جان بلایی دیده ام مست آن ذوقم که دی از حال من…

Continue Reading...

دهنت را نفس نمی بیند

دهنت را نفس نمی بیند مگرت هست و کس نمی بیند یک نفس نیست کز دهان تو، دل تنگیی در نفس نمی بیند بلبلی چون…

Continue Reading...

دلم زو شب حدیث ناز می گفت

دلم زو شب حدیث ناز می گفت همی گفت آن حدیث و باز می گفت نمی آمد مرا خواب از غم دوست ز هجران سرگذشتی…

Continue Reading...

دلبرم بی وفاست، چتوان کرد

دلبرم بی وفاست، چتوان کرد میل او با جفاست، چتوان کرد چون دل پادشاه کشور حسن فارغ از هر گداست، چتوان کرد ماجراها میان حسن…

Continue Reading...

دل مرا چو ز روی تو یاد می آید

دل مرا چو ز روی تو یاد می آید هزار شادی در دل زیاد می آید تو پای خویش فراموش کرده ای از حسن کجات…

Continue Reading...

دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماند

دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماند وز من اندر هر سر کو گفتگوی دل بماند هر کجا بینم غم دل گویم و…

Continue Reading...

از تو بر خاطر مرا آزار نیست

از تو بر خاطر مرا آزار نیست بی تو در ملک جهانم کار نیست گر به جای من ترا عشاق هست جز تو در عالم…

Continue Reading...

اثری نماند باقی ز من اندر آرزویت

اثری نماند باقی ز من اندر آرزویت چه کنم که سیر دیدن نتوان رخ نکویت همه روز گرد کویت همه شب بر آستانت غرضی جز…

Continue Reading...

دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود

دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود که آرزوی عزیزان به رنگ و بو نرود کسی که یاد لبت هر دمش گلوگیر…

Continue Reading...