غزلیات کمال خجندی
هدایه خواندی و هیچت هدایتی نرسید
هدایه خواندی و هیچت هدایتی نرسید عناه کشید و زآن سو عنایتی نرسید از خوان علم که پر نقل حکمت است ترا برون ز نقل…
نوبهاران ز گلم بوی تو خوش می آید
نوبهاران ز گلم بوی تو خوش می آید همه را باغ و مرا روی تو خوش می آید همچو نرگس ننهم چشم به سرو لب…
نام به بردم شبی روی توام آمد به یاد
نام به بردم شبی روی توام آمد به یاد ذکر شب کردم دل از مه با سر زلفت فتاد دیده چون نقش صنوبر بست با…
مه عیدت مبارک باد ای خورشید مهرویان
مه عیدت مبارک باد ای خورشید مهرویان زلب حلوای عیدی ده نخستین با دعاگویان خلایق را نظر بر ماه و ما را بر تو نظاره…
من ز غمت خرم و به یاد تو شادم
من ز غمت خرم و به یاد تو شادم درد تو دارم که هیچ درد مبادم تا ورق روی تو مطالعه کردم هرچه بخواندم همه…
مقام عشق تو هر چند منزل خطر است
مقام عشق تو هر چند منزل خطر است فدای بکر مویت گرم هزار سر است چه حالت است که بردیم گنج و رنج نبود بگوی…
مرا گفتی برین در این فغان چیست؟
مرا گفتی برین در این فغان چیست؟ خروش بلبلان در بوستان چیست چرا خواهم شب وصل تو بالین اگر خواب آیدم آن آستان چیست چرا…
مرا با زلف او گر دسترس نیست
مرا با زلف او گر دسترس نیست همین سودا که در سر هست پس نیست عنان دولت از اول . بیفتاد به دست ناکسان در…
ما رسی هیچ شب ای مه از وطن جانب ما نیامدی
ما رسی هیچ شب ای مه از وطن جانب ما نیامدی همچو شهان به مرحمت سوی گدا نیامدی سوخت غمم چو از دعا حاجت ما…
ما در این شهر ملولیم و از این قوم نغور
ما در این شهر ملولیم و از این قوم نغور دور از این جمع پریشان و ز دلها شده دور بکه بندم دل و در…





