به خالت نسبت مشک ختنا کردم خطا کردم

به خالت نسبت مشک ختنا کردم خطا کردم من این تشبیه بینیت چرا کردم چرا کردم صبا انداخت در دستم شی زلف چو چوگانش چه…

Continue Reading...

بعد از امروز آشکارا دوست می دارم ترا

بعد از امروز آشکارا دوست می دارم ترا از تو چون پوشم نگارا دوست میدارم ترا در وجود من ز هستی هر سر مویی که…

Continue Reading...

بر درت بی آب شد اشکم ز بسیار آمدن

بر درت بی آب شد اشکم ز بسیار آمدن بعد ازین خون خواهد از چشم گهربار آمدن ای دل ار آهنگ آن در میکنی چون…

Continue Reading...

باز در عشق یکی دل به غلامی دادم

باز در عشق یکی دل به غلامی دادم خواجه را گو که بیاید به مبارکبادم بنده را از تو چه جای گله، آزادیهاست هست جای…

Continue Reading...

بار بنشست به مجلس بنشانید چراغ

بار بنشست به مجلس بنشانید چراغ روی او نور تجلیست مخوانید چراغ آفتابیست زه طالع شده همسایه ما نه شب است این که از همسایه…

Continue Reading...

با رخ آن مه به دعوی کی برآید آفتاب

با رخ آن مه به دعوی کی برآید آفتاب کی نماید ذره هر جا رخ نماید آفتاب سوختم از حسرت ای ابر افکن آنجا سایه‌ای…

Continue Reading...

ای نور دیده را نگرانی بسوی تو

ای نور دیده را نگرانی بسوی تو جانا تعلقیست دلم را بکوی تو گر دیگران ز وصل تو درمان طلب کنند ما را بس است…

Continue Reading...

ای غمت یار بی نوایی ها

ای غمت یار بی نوایی ها با من از دیرش آشنایی ها از چراغ رخت به خانه چشم در شب تیره روشنایی ها گفت پای…

Continue Reading...

ای رخ و زلف سیاه تو شب تیره و ماه

ای رخ و زلف سیاه تو شب تیره و ماه مردم دیده که باشد؟ که کند در تو نگاه مردم چشم تو ماتم زده عشاقند…

Continue Reading...

ای بوده با تو ما را خویشی و آشنایی

ای بوده با تو ما را خویشی و آشنایی با آشنای خویشت تا چند بی‌وفایی؟ دل می‌دهد گواهی کز ما دلت ملول است آری تو…

Continue Reading...