قراری کرده ام با خود که چون در پیش بار افتم

قراری کرده ام با خود که چون در پیش بار افتم به خاک پای او بی خود بغلطم بی قرار افتم مرا گویند چون بینی…

Continue Reading...

عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید

عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید بوی بار آشنا از آشنائی بشنوید از لب لیلی و مجنون نکته دارید گوش از زبان گل و…

Continue Reading...

عشق آئین پارسایان نیست

عشق آئین پارسایان نیست سلطنت رسم بینوایان نیست می به صوفی مده که آن صافی در خور حال هی صفایان نیست مگر آن دل که…

Continue Reading...

عاشقان خط تو را مشک ختا می‌گویند

عاشقان خط تو را مشک ختا می‌گویند گر خط آن‌است که داری نه خطا می‌گویند طاق ابروی تو را گوشه‌نشینان جهان قبله‌ی دعوت و محراب…

Continue Reading...

صحبت یارِ بهشتی‌ست پُر از ناز و نعیم

صحبت یارِ بهشتی‌ست پُر از ناز و نعیم ای خوش آن دم که به ما آید از آن روضه نسیم حور چشم سیهش خواند به…

Continue Reading...

شبت خوش باد ای باد سحرگاه

شبت خوش باد ای باد سحرگاه که آوردی هوای زلف آن ماه چه سود از ناله شبها که جانان ز حال دردمندان نیست آگاه در…

Continue Reading...

سروسهی به بستان گر سالها برآید

سروسهی به بستان گر سالها برآید با قد دلربایان در حسن بر نیاید صوفی ز ما بیاموز آئین عشقبازی کز زاهد ریای این کار کمتر…

Continue Reading...

سر زلف تو کرد آخر به سودایی گرفتارم

سر زلف تو کرد آخر به سودایی گرفتارم که دیگر از پریشانی دمی سر بر نمی‌آرم طبیب من علاجی کن به هر حالی که می‌دانی…

Continue Reading...

زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند

زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند توقیع حسن بر ورق یاسمین زند مهریست نقش خاتم دولت که آفتاب آنرا ز مهر عارضی نو بر…

Continue Reading...

ز من که عاشق و رندم مجری زهد و صلاح

ز من که عاشق و رندم مجری زهد و صلاح که روز مستم و شب هم زهی صباح و رواح قبه و واعظ ما را…

Continue Reading...