چه گفت با تو شنیدی رباب و عود به گوش

چه گفت با تو شنیدی رباب و عود به گوش ز کس مترس و به بانگ بلند باده بنوش سروش عاطفت از نو نوید رحمت…

Continue Reading...

چشم و ابروی تو گویند که در مذهب ما

چشم و ابروی تو گویند که در مذهب ما حق بود کشتن عشاق و علیه الفتوی با رقیب ار بسر من تو شبیخون آری او…

Continue Reading...

چرا هر دم از پیش ما میگریزی

چرا هر دم از پیش ما میگریزی شهی از گدایان چرا میگریزی به بخیلی مگر ای بخوبی توانگر که از عاشق بینوا میگریزی چرانی چرا…

Continue Reading...

تو زما وصف آن جمال مپرس

تو زما وصف آن جمال مپرس لب او بین و از زلال مپرس عقل گفتا به روی او چو نی گفتمش روی بین و حال…

Continue Reading...

ترا چگونه توان گفت یوسف ثانی

ترا چگونه توان گفت یوسف ثانی ثنای حسن نو او گفت او بود ثانی حدیث بوسف مصری که احسن القصص است کسی بسوز نخواند چو…

Continue Reading...

پیش رویت صنما وصف قمر نتوان کرد

پیش رویت صنما وصف قمر نتوان کرد نسبت حقه لعلت به شکر نتوان کرد با وجود رخ و زلفین عبیر افشانت صفت برگ گل و…

Continue Reading...

بیاید بر آن دیده بگریست زار

بیاید بر آن دیده بگریست زار که محروم ماند ز دیدار یار نه اشک است آن در یکدانه آه که از گریه باز آیدم در…

Continue Reading...

به من عید شد مبارک باد

به من عید شد مبارک باد عیدی عاشقان چه خواهی داد عیدی و عید ما مه رخ تست عید ما بی رخ تو عید مباد…

Continue Reading...

به خال لب خط سبزت قرابتی دارد

به خال لب خط سبزت قرابتی دارد لب تو از دم عیسی نیابتی دارد مگر محزر اشکم که ساخت سرخیها به لوح چهره خیال کتابتی…

Continue Reading...

بگذار تا به گلشن روی تو بگذریم

بگذار تا به گلشن روی تو بگذریم در باغ وصل از گل روی تو برخوریم باشد اسیر چشم گدایان پادشاه بردار پرده تا که رخت…

Continue Reading...