غزلیات فخرالدین عراقی
چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟
چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟ که کلی از من مسکین رمیدی چه افتادت که از من سیر گشتی؟ چرا یک بارگی از من…
تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
تنگ آمدم از وجود خود، تنگ ای مرگ، به سوی من کن آهنگ بازم خر ازین غم فراوان فریاد رسم ازین دل تنگ تا چند…
پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی
پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی که دراز و دور دیدم ره زهد و پارسایی پسرا، می مغانه دهی ار حریف مایی که…
بنمای به من رویت، یارات نمیافتد
بنمای به من رویت، یارات نمیافتد آری چه توان کردن؟ با مات نمیافتد گیرم که نمیافتد با وصل منت رایی با جور و جفا، باری،…
با من دلشده گر یار نسازد چه کنم؟
با من دلشده گر یار نسازد چه کنم؟ دل غمگین مرا گر ننوازد چه کنم؟ بر من آن است که با فرقت او میسازم وصلش…
ای عشق، کجا به من فتادی؟
ای عشق، کجا به من فتادی؟ وی درد، به من چه رو نهادی؟ ای هجر، به جان رسیدم از تو بس زحمت و دردسر که…
ای در میان جانم گنجی نهان نهاده
ای در میان جانم گنجی نهان نهاده بس نکتههای معنی اندر زبان نهاده سر حکیم ما را در شوق لایزالی در من یزید عشقش پیش…
آن بخت کو که بر در تو باز بگذرم؟
آن بخت کو که بر در تو باز بگذرم؟ وآن دولت از کجا که تو بازآیی از درم؟ میخواستم که با تو برآرم دمی به…
از در یار گذر نتوان کرد
از در یار گذر نتوان کرد رخ سوی یار دگر نتوان کرد ناگذشته ز سر هر دو جهان بر سر کوش گذر نتوان کرد زان…
هر که در بند زلف یار بود
هر که در بند زلف یار بود در جهانش کجا قرار بود؟ وانکه چیند گلی ز باغ رخش در دلش بس که خار خار بود…





