چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم

چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم گهی با گردبادی خیزم و گرد سرت گردم شود بر پهلویم هر استخوانی خنجری هر گه ز…

جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانم

جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانم ز رنگ کار او با من چه خواهد کرد می‌دانم چه حاجت شرح بیداد زلیخا پرسم از…

تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل

تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل عارضت ماه تمامیست میان دو هلال بس که دارد مه من شدت الفت برقیب بی رقیبش…

بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی

بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی کرد از خاکسترم هر ذره را بلبلی ای صبا گم شد دل آشفته ام بالله بجو مو…

به درد و محنت بسیار ما را یار می‌داند

به درد و محنت بسیار ما را یار می‌داند ولی کم می‌کند اظهار آن بسیار می‌داند مگو با من چه ربطیست این که با دلدار…

بر باد مده سلسله مشک فشان را

بر باد مده سلسله مشک فشان را مگشای ز پیوند تنم رشته جان را راز تو نهانست مرا در دل و ترسم چشم ترم اظهار…

با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم

با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم ما را چه می کشی چو گناهی نکرده ایم تا شعله برون نشود ز آتش درون هرگز ز…

ای که تا یار منی در پی آزار منی

ای که تا یار منی در پی آزار منی کشم آزار ترا چون نکشم یار منی سر ز سنگ ستم و تیغ جفایت نکشم دلبر…

اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او

اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او وگر شد کوهکن هم من کمر بستم به کار او نمی خواهم که میرد در رهت اغیار می…

یارست فارغ از من و من بی قرار عشق

یارست فارغ از من و من بی قرار عشق کار منست ناله و اینست کار عشق نو عاشقم سزد که دل چاک من بود اول…