به جان دور از تو ای شمع از غم شب‌های تارم من

به جان دور از تو ای شمع از غم شب‌های تارم من مرا شب گشت از غم چند شب را زنده دارم من مقیم گوشهٔ…

Continue Reading...

بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم

بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم ولی آنرا نهان از دیده اغیار می خواهم چه لطفیست این که بیداد خود از من کم…

Continue Reading...

با منی اما چه حاصل سوی من مایل نه‌ای

با منی اما چه حاصل سوی من مایل نه‌ای در دلی اما چه سود آگه ز حال دل نه‌ای تو بدان مایل که بر من…

Continue Reading...

ای ذکر ذوق بخش تو زیب زبان ما

ای ذکر ذوق بخش تو زیب زبان ما بی ذکر تو مباد زبان در دهان ما از سکه سعادت توفیق فیض تست رایج بهر معامله…

Continue Reading...

اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان

اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان چو گردانیده سرگشته ام سرگشته تر گردان من از جان ناامیدم تیر خود بر من مکن ضایع اگر…

Continue Reading...

یارب بحق حرمت رندان درد نوش

یارب بحق حرمت رندان درد نوش ما را میفکن از نظر پیر می فروش می نیست آب دانه انگور بلکه هست خون دلی ز جور…

Continue Reading...

هست با خلعت گلگون قدت ای حور سرشت

هست با خلعت گلگون قدت ای حور سرشت الفی کش قلم صنع به شنگرف نوشت جامه گلگون من آن طرفه نهالیست که دهر آبش از…

Continue Reading...

نی همین سرگرم سودای بتان تنها منم

نی همین سرگرم سودای بتان تنها منم هر که باشد عشق می ورزد همین رسوا منم تاری از زلفیست در هر تن که می جنبد…

Continue Reading...

نمی دانم چه بد کردم چرا رنجید یار از من

نمی دانم چه بد کردم چرا رنجید یار از من که افکند از نظر برداشت چشم اعتبار از من مگر از خاکساریهای من کردند آگاهش…

Continue Reading...

ندانستم که آن ماه آن چنین راه ستم گیرد

ندانستم که آن ماه آن چنین راه ستم گیرد شود سرکش ز پا افتادگان را دست کم گیرد قدم تا چند از بار غم آن…

Continue Reading...