سر بگذرانم از سر گردون به گردنی

سر بگذرانم از سر گردون به گردنی گر بگذرد به خاطر او یاد چون منی تا در دلم خیال رخ او قرار یافت مسکین دلم…

Continue Reading...

زمستان ز مستان نبیند زبونی

زمستان ز مستان نبیند زبونی و گر خود بلا بارد از ابر خونی زمستان بهاریست آنجاکه باشد شراب ارغوانی، سماع ارغنونی ز شر زمستان شرابت…

Continue Reading...

ز راه دوستی گفتم دلم را چاره بر باشی

ز راه دوستی گفتم دلم را چاره بر باشی چه دانستم که در کارم ز صد دشمن بتر باشی؟ دل سخت تو کی بخشد بر…

Continue Reading...

روزی که از لب تو بر ما سلام باشد

روزی که از لب تو بر ما سلام باشد شادی قرار گیرد، عشرت مدام باشد گر جان من بخواهی، کردم حلال بر تو چیزی که…

Continue Reading...

رخ تو بجز جور و خواری نداند

رخ تو بجز جور و خواری نداند دل من بجز بردباری نداند ز بی یارمندی بنالند مردم من از یارمندی، که یاری نداند ز روزم…

Continue Reading...

دوشت به خواب دیدم، تعبیر این چه باشد؟

دوشت به خواب دیدم، تعبیر این چه باشد؟ با من به خشم بودی، تاثیر این چه باشد گفتم که بوسه‌ای ده، انگشت را به طیره…

Continue Reading...

دلها بربودند و برفتند سواران

دلها بربودند و برفتند سواران ما پای به گل در شده زین اشک چو باران او رفت، که روزی دو سه را باز پس آید…

Continue Reading...

دلبر من بر گذشت همچو بهاری دگر

دلبر من بر گذشت همچو بهاری دگر بر رخش از هفت ونه، نقش و نگاری دگر گفتمش ای جان، بیا، دست به یاری بده گفت…

Continue Reading...

دل به صحرا می‌رود، در خانه نتوانم نشست

دل به صحرا می‌رود، در خانه نتوانم نشست بوی گل برخاست، در کاشانه نتوانم نشست گر کنم رندی، سزد، کندر جوانی وقت گل محتسب داند…

Continue Reading...

درهجر تو درمان دل خسته ندانم

درهجر تو درمان دل خسته ندانم زان پیش که روزی به غمت می‌گذرانم گفتی که به وصلم برسی زود، مخور غم آری، برسم، گر ز…

Continue Reading...