منمای سوار گردی به عنان تو روانه

منمای سوار گردی به عنان تو روانه نروم ز پیش راهت به جفای تازیانه در خرگهت ندانم ز چه گشته ارغوانی مگر آنکه دادخواهی زده…

مستم اگر باده نیست لعل لب یار هست

مستم اگر باده نیست لعل لب یار هست گو می تلخم مباش شربت دیدار هست ساقی ما بی‌طلب گر ندهد جرعه‌ای تشنه‌لبان را کجا قوت…

مدام از آتشی آشفته حالم

مدام از آتشی آشفته حالم فغان کز اختر بد در وبالم سخن نشنیدم و عاشق شدم وای که خواهد داد گردون گوشمالم چنان از همدمانم…

ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز

ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز سوسن و گل در کنار مردم آزاد ریز قطره ی خونابه ام در آتش گلخن فگن پاره ی…

گواه حال مستی بمکتب چشم پر خوابت

گواه حال مستی بمکتب چشم پر خوابت فروغ مجلس می گشت نور طاق محرابت چه شیرینیست در نازت که در هر کوچه شیرینی بدندان لب…

گر به شمشیر جفا پاره کنی سینهٔ ما

گر به شمشیر جفا پاره کنی سینهٔ ما همچنان مهر تو ورزد دل بی‌کینهٔ ما رقم مهر و مه از سینهٔ افلاک رود نرود نقش…

کاکل به تاب رفته ز دام که جسته‌ای

کاکل به تاب رفته ز دام که جسته‌ای دیگر دل کدام پریشان شکسته‌ای رنگین شدست دامن پاکت چه حالتست گویا که در میان دل ما…

عید است و هرسو جلوه‌گر شوخ دلارای دگر

عید است و هرسو جلوه‌گر شوخ دلارای دگر دارم من خونین‌جگر میل تماشای دگر چون عقد زلفی بنگرم پیچد دل غم‌پرورم ترسم که افتد در…

صبحست و جلوه داده مستان پیاله‌ها را

صبحست و جلوه داده مستان پیاله‌ها را روی از نشاط خندان، گل‌ها و لاله‌ها را در هر کنار جویی افتاده های و هویی مرغان بلند…

شب چون روم ز منزل آن ماه خرگهی

شب چون روم ز منزل آن ماه خرگهی از دیده سیل اشک نهد رو بهمرهی چندانکه رفتم از پی گرد سمند او روزی نشد که…

سبزی آثار خط گرد لب آن ساده بست

سبزی آثار خط گرد لب آن ساده بست این عجب آب زمرد بین که بر بیجاده بست کشته ی آن خط نوخیزم که چون ترکیب…

ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند

ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند حضور عیش و غرور جمال تا چکند گره فگنده بر ابرو و کج نهاده کلاه هزار عربده…

رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش

رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش بخونم تشنه لبهای شراب آلوده بینیدش برامد خواب کرده از چمن تا جان دهد عاشق نشان برگ گل…

دوش از طرف گلستان مست و غلتان آمدی

دوش از طرف گلستان مست و غلتان آمدی گرچه ما را کشتی اما خوشتر از جان آمدی با که می خوردی که بیخود گشتم از…

دلم بی آن شکر لب ترک عیش خویشتن گیرد

دلم بی آن شکر لب ترک عیش خویشتن گیرد نه گل را بو کند نه ساغر می در دهن گیرد من از خون خوردن شبهای…

دشمن شدی بیکدمه زاری که داشتم

دشمن شدی بیکدمه زاری که داشتم آیا کجا شد آن همه یاری که داشتم چندان نمک زدی که بجان هم رسید کار در سینه آن…

دارد زبون بتیغ زبان طعنه گو مرا

دارد زبون بتیغ زبان طعنه گو مرا بستان بخیر ای اجل از دست او مرا یا رب چه کینه داشت بمن دشمنی که او شد…

خوبان که ز ملک دلشان چشم خراجست

خوبان که ز ملک دلشان چشم خراجست حق نظرست آنکه ستانند نه باجست در دست طبیبست علاج همه دردی دردی که طبیبم دهد آنرا چه…

حسن تو بچشم ما نگنجد

حسن تو بچشم ما نگنجد آن نور به هیچ جا نگنجد باز امشبم از خیال آن روی در دیده و دل صفا نگنجد بی مغز…

چه بد گفتم که خونم زین جواب تلخ می‌ریزی

چه بد گفتم که خونم زین جواب تلخ می‌ریزی شکر داری و در جامم شراب تلخ می‌ریزی دلی دارم به صد جا داغ و طعن…

چشم گریانم که می‌گردد ز شوقت خون در او

چشم گریانم که می‌گردد ز شوقت خون در او جا ندارد جز خیال آن لب میگون در او غنچهٔ سیراب از باران اشکم در چمن…

تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد

تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد که خواهد خواست خونم، مهربان من که خواهد شد مگر خواب اجل گیرد شب هجر…

تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود

تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود از تماشا سیر نتوان شد مگر پنهان بود باز وقت آمد که هر کس با حریف…

بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام

بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام یاد از شمع رخت کرده ام و سوخته ام چاک خواهد شدن آخر دل من همچو انار زین…

به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را

به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را چو بود غم تو در دل ز طرب چه سود ما را بنما رخ و هماندان که نماند…

برغم من بحریفان می شبانه مکش

برغم من بحریفان می شبانه مکش مسوز جان من و آه عاشقانه مکش گذار تا بروم گرد بازی اسبت هوای ره مکن ایشوخ و تازیانه…

باز آن مه در سمند ناز در جولان شده

باز آن مه در سمند ناز در جولان شده فتنه را سر کرده و سر فتنه ی دوران شده تا صف خوبان شهر آشوب را…

ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر

ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر در خون ز ترکتاز تو هر سو دلی دگر شب نیست کز فروغ تو ای شمع انجمن پروانه…

ای چشم ترا جانب هر ذره نگاهی

ای چشم ترا جانب هر ذره نگاهی وی در دل هر ذره ز مژگان تو راهی هر چند که گریان ترم از ابر بهاری در…

آنی که از تو حرف جفا می توان شنید

آنی که از تو حرف جفا می توان شنید دردت کشم که نام دوا می توان شنید قدت بلند باد که بر نخل حسن تست…

امروز اگر می بمن آن لب نرساند

امروز اگر می بمن آن لب نرساند پیداست که مخمور تو تا شب نرساند نظاره ی جولان توام کی برد از هوش گر این طرفت…

از کعبه عزم دیر برون از طریق بود

از کعبه عزم دیر برون از طریق بود آیا چه چاره چون دل گمره رفیق بود همچون فرشته از در میخانه بازگشت عقلم که دیرساله…

یارم اگر بمهر کشد یا بکین چه باک

یارم اگر بمهر کشد یا بکین چه باک من کشته ی ملامت و دردم ازین چه باک در خنده اش هزار گشادست زیر لب از…

هرگز نظر به کام نیالوده‌ایم ما

هرگز نظر به کام نیالوده‌ایم ما فارغ نشین حسود که آسوده‌ایم ما زخم دل شکسته به الماس بسته‌ایم بر داغ‌های سینه نمک سوده‌ایم ما آب…

هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدم

هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدم گه در گوش گهی رشته ی کاکل کشدم از تجمل نکند بر من درویش نگاه آه از…

نسوزیم که گل این چراغ می ماند

نسوزیم که گل این چراغ می ماند غبار می رود از پیش و داغ می ماند چو از قبای خودم نکهتی نمی بخشی مگو که…

منور ساختی ای شمع خوبان محفل ما را

منور ساختی ای شمع خوبان محفل ما را فروغ مطلع خورشید دادی منزل ما را چراغ دیدهٔ دل شد ز یُمن مقدمت روشن اثر بین…

مستانه برون تاخته‌ای توسن کین را

مستانه برون تاخته‌ای توسن کین را بتخانهٔ چین ساخته‌ای خانهٔ زین را گر صیدکنان ناوک مژگان بگشایی چشم تو گرفتار کند آهوی چین را روزی…

مدامت چهره گلگون از شراب لاله گون بادا

مدامت چهره گلگون از شراب لاله گون بادا ترا خوبی و ما را گرمی مهرت فزون بادا زجامت جرعه یی کز لعل نوشین چاشنی گیرد…

ما شسته‌ایم ز آینهٔ دیده گرد غیر

ما شسته‌ایم ز آینهٔ دیده گرد غیر زین نقشخانه جلوهٔ او دیده‌ایم خیر فارغ بود دل از مدد شیخ خانقاه آن را که جذب پیر…

گه به لطفم می‌نوازد گه به نازم می‌کشد

گه به لطفم می‌نوازد گه به نازم می‌کشد زنده می‌سازد مرا آن شوخ و بازم می‌کشد نازنین من کجایی وه که در راه امید دیدهٔ…

گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش

گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش آتش بخرمنم زنی از برق آه خویش هر دم که بیتو ام نفسی کاهدم ز عمر دردا…

کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یار

کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یار نامرادانیم ما را با مراد دل چکار گر نمی چینم گل شادی خوشم با خار غم…

عمریست کز سر ما میل مراد رفته

عمریست کز سر ما میل مراد رفته شادی و کامرانی ما را زیاد رفته از برق نا امیدی آتش بجان فتاده وز آه نا مرادی…

شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن

شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن که داغ بود آیینهٔ گیتی‌نمای من روم در دشت و چون مجنون نهم سر در…

شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا می‌آمدی

شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا می‌آمدی آنچنان پُرحال و رنگین از کجا می‌آمدی هر طرف افتان و خیزان بودی و من منتظر جان من…

ستمگران غم اهل نظر نمی دانند

ستمگران غم اهل نظر نمی دانند جراحت دل و داغ جگر نمی دانند دو اسبه رو به هم آورده در بساط غرور ستاره بازی گردون…

ز گلگشت آمدی بنشین که مشک چین فرو ریزد

ز گلگشت آمدی بنشین که مشک چین فرو ریزد میان بگشا که از هر سو گل نسرین فرو ریزد خوش آن محفل که خورشیدی درون…

رفتیم و هر چه بود بعالم گذاشتیم

رفتیم و هر چه بود بعالم گذاشتیم دنیا و محنتش همه با هم گذاشتیم قطع نظر ز حاصل ده روزه ی جهان این منزل خراب…

دور از تو عمر من همه با درد و غم گذشت

دور از تو عمر من همه با درد و غم گذشت عمر کسی چنین بغم و درد کم گذشت گفتم که روز عید خورم با…

دلم آه سحر چون با دعا دمساز گردانید

دلم آه سحر چون با دعا دمساز گردانید ز غربت آفتاب من عنانرا باز گردانید هوای دلکش صحرا و آب دیده ی عاشق نهال نازکش…

دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست

دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست عود دلم از دود جگر تار سیه بست منشور سرافرازی و گردنکشی او تعویذ دل ماست که بر…

خیز و چراغ صبح کن ماه تمام خویش را

خیز و چراغ صبح کن ماه تمام خویش را ساغر آفتاب ده تشنه ی جام خویش را خال نهاده پیش لب زلف کشیده گرد رخ…

خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل

خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل درد جگر چاک ندانند چه حاصل چند اینهمه از دور نگه کردن و مردن قدر نظر پاک ندانند چه…

چونی هر چند از درد جدایی ناتوان رنگم

چونی هر چند از درد جدایی ناتوان رنگم شود از ناله هر دم تیز تر سوی تو آهنگم دلم را از جمالت پرده ی هستی…

چنین که پیش نظر صورت نکوی تو دارم

چنین که پیش نظر صورت نکوی تو دارم بهر طرف که کنم سجده روبروی تو دارم ز دیدن دگرانم چه سود چون من حیران نظر…

چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت

چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت این شیوه کاشکی هم از آغاز می گرفت دل از بهانه ی تو زبون شد، چنین…

تو آن گلی که مه آسمان جبین تو بوسد

تو آن گلی که مه آسمان جبین تو بوسد ملک ز سد ره فرود آید و زمین تو بوسد چنان لطیف مزاجی که جای بوسه…

تا چند دردسر کشم از گفتگوی خویش

تا چند دردسر کشم از گفتگوی خویش جایی روم که خود نبرم راه سوی خویش چون من بخوی کس نیم و کس بخوی من آن…

بیا که شاهد گل شمع بوستان گردید

بیا که شاهد گل شمع بوستان گردید چمن ز حوروشان روضه ی جنان گردید هوا کریم صفت گشت و ابر گوهر بار فلک انیس شد…

به بویت صبحدم گریان به گلگشت چمن رفتم

به بویت صبحدم گریان به گلگشت چمن رفتم نهادم روی بر روی گل و از خویشتن رفتم بگشت باغ رفت آن شاخ گل با تای…

بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا

بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا افروخت از رخ تو چراغی دگر مرا هر جام می که در نظرم میدهی بغیر داغیست تازه…

باز آن رخ شکفته عرقناک بهر چیست

باز آن رخ شکفته عرقناک بهر چیست وان زلف تاب داده بپیچاک بهر چیست مگذار زنده هر که نخواهی، ترا چه غم چشم سیاه و…

ایدل متاع جان بخرابات برده به

ایدل متاع جان بخرابات برده به نقد خرد بساقی باقی سپرده به چون حاصل حیات جهان نامرادی است صد خرمن مراد بیکجو شمرده به جایی…

ای حدیثت شکر ناب چه شیرین‌سخنی

ای حدیثت شکر ناب چه شیرین‌سخنی که به شیرینی گفتار شکر می‌شکنی می.توان دید ز لطف بدنت جوهر جان جان من باد فدای تو چه…

آنم که سر نمیکشم از خنجر بلا

آنم که سر نمیکشم از خنجر بلا دارم زعشق روی تو سر در سر بلا عشقم ادیب و تخته ی تعلیم لوح صبر تن نسخه…

آمد سحاب و چهره ی گلها ز خواب شست

آمد سحاب و چهره ی گلها ز خواب شست نیسان دهان غنچه بمشک و گلاب شست صبحست می بنوش که گردون باشک گرم از بهر…

از عمر بسی نماند ما را

از عمر بسی نماند ما را بیش از نفسی نماند ما را هر سود و زیان که بود دیدیم دیگر هوسی نماند ما را ماییم…

یاد داری که دلم را بجفا خون کردی

یاد داری که دلم را بجفا خون کردی مست بودی چه بجان من مجنون کردی بر سرم شب همه شب جنگ رقیبان تو بود در…

هرگز به ازین پسر نبودست

هرگز به ازین پسر نبودست نازکتر ازین بشر نبودست از عمر چه کام دیده باشد دستی که در آن کمر نبودست بس وحشی و شرم…

هر آنچ از صورت و معنی بر اهل راز می تابد

هر آنچ از صورت و معنی بر اهل راز می تابد تمام از گوشه ی آن نرگس غماز می تابد قبای سبز را در خور…

نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان را

نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان را چنین مگذار لب تشنه شکست افتاده خامان را زبانم لال بادا تا نگویم از که می‌نالم که باشم…

منم و سر ارادت چو سگان بر آستانی

منم و سر ارادت چو سگان بر آستانی بجبین ز مهر داغی برخ از وفا نشانی بهزار جان شیرین بدلست و عمر سرمد نفسی که…

مست گشتم سر ز قید هوشیاران می‌برم

مست گشتم سر ز قید هوشیاران می‌برم رخت خویش از پهلوی پرهیزگاران می‌برم چون شفق بربسته رخت خون‌فشان از طرف خاک خیمهٔ همت بر اوج…

محروم باد چشم من از گلشن وصال

محروم باد چشم من از گلشن وصال گر بگذرد بهار و گلم بیتو در خیال گل پنج روزه ییست ولی نخل حسن تو پیوسته در…

ما سر به آب خنجر قصاب شسته ایم

ما سر به آب خنجر قصاب شسته ایم دست از مراد خویش بصد آب شسته ایم پهلو نهاده ایم بشمشیر آبدار وز دل غبار بستر…

گلی که از نفسش مشک ناب بگدازد

گلی که از نفسش مشک ناب بگدازد چرا لب شکرین از شراب بگدازد خوش آن بدن که ز می در قبا چو گل روید نه…

گر بگویم به تو ای مه که چه زیبندهٔ نازی

گر بگویم به تو ای مه که چه زیبندهٔ نازی رخ بر افروزی و از عشوه و نازم بگدازی گر بدانی که چه خوبست خطت…

کار دل از پهلوی دلدار بگشاید مرا

کار دل از پهلوی دلدار بگشاید مرا یار باید تا گره از کار بگشاید مرا گر مرا بر دار بندد یار بهر امتحان کیست کان…

عشقم بلای جان شد، آن لعل آتشین هم

عشقم بلای جان شد، آن لعل آتشین هم تلخست باده بر من، نیشست انگبین هم می خوردن و جوانی زیبد ترا که دانی آداب مجلس…

شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم

شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم فغان از اختر بد حال و از بخت دگرگون هم نبودم من که می…

شب آه و ناله از دل غمناک می زدم

شب آه و ناله از دل غمناک می زدم برق فنا بخرمن افلاک می زدم از درد بلبلان خزان دیده در چمن خوناب دیده بر…

ساقیا بیدار گردان چشم خواب آلوده را

ساقیا بیدار گردان چشم خواب آلوده را باده نوش و نقل کن دلهای خون پالوده را لاله از حد میبرد مستی و گل تر دامنی…

ز غم جان می‌دهم چون دلربای خود نمی‌بینم

ز غم جان می‌دهم چون دلربای خود نمی‌بینم چه درد است این که جز مردن دوای خود نمی‌بینم سزد گر سر نهم در دشت و…

رفتیم و گرد هستی از کوی یار بردیم

رفتیم و گرد هستی از کوی یار بردیم داغ دل بلا جو زین لاله زار بردیم بزم وصال دیده با داغ هجر رفتیم از گلشنی…

دود برآمد ز دلم چون سپند

دود برآمد ز دلم چون سپند دور نشد از سر کارم گزند آه که با طالع بد آمدم دود سپندم نکند ارجمند عاشق دیوانه نداند…

دلگیرم از بزم طرب غمخانه‌ای باید مرا

دلگیرم از بزم طرب غمخانه‌ای باید مرا من عاشق دیوانه‌ام ویرانه‌ای باید مرا از دولت عشق و جنون آزادم از قید خرد اکنون برای همدمی…

درون سینه ام این نیم جان کز بهر ماهی بود

درون سینه ام این نیم جان کز بهر ماهی بود بیک نظاره بیرون رفت پنداری که آهی بود کسم در هیچ گلشن ره نداد امشب…

خیز ای ندیم و مجمره ی عود برفروز

خیز ای ندیم و مجمره ی عود برفروز ساقی بیا و چهره ی مقصود برفروز امشب که آفتاب حریفست و مه انیس شمع طرب بطالع…

خوبان خراب نرگس مستانهٔ تواَند

خوبان خراب نرگس مستانهٔ تواَند خود را زیاد برده در افسانهٔ تواَند آنان که می‌برند به حسن از پری گرو رخساره برفروز که دیوانهٔ تواَند…

چون یار شدی مهر و وفا گم نکنی باز

چون یار شدی مهر و وفا گم نکنی باز از ره نروی گوش به مردم نکنی باز سوزد جگر مدعی از تندی خویت در روی…

چه باشد عاشقی خود را به غم‌ها مبتلا کردن

چه باشد عاشقی خود را به غم‌ها مبتلا کردن به صد خون جگر بیگانه‌ای را آشنا کردن چه حاصل زین همه افسانهٔ مهر و وفا…

چشم من از نظارهٔ آن زلف مشک‌بو

چشم من از نظارهٔ آن زلف مشک‌بو چون نافهٔ تری‌ست که خون می‌چکد از او یک قطره خون سوختهٔ خال گلرخی‌ست هر غنچهٔ بنفشه که…

تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایم

تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایم چنان نبود که در کویت شبی رخ بر زمین سایم خوش آن راحت که چون سنگ…

تا چند طلب باشد و مطلوب نباشد

تا چند طلب باشد و مطلوب نباشد خون گریم و نظاره ی محبوب نباشد هر ناله میان من و او قاصد دردیست دلسوز مرا حاجت…

بیا که ساقی ما بی نقاب جلوه نمود

بیا که ساقی ما بی نقاب جلوه نمود ببین در آینه ی جام چهره ی مقصود سزد که پیر خرابات جرم ما بخشد به آب…

به بستر افتم و مردن کنم بهانهٔ خویش

به بستر افتم و مردن کنم بهانهٔ خویش بدین بهانه مگر آرمش به خانهٔ خویش بسی شبست که در انتظار مقدم تو چراغ دیده نهادم…

بد نمیآید هلاک دوستان خوب مرا

بد نمیآید هلاک دوستان خوب مرا ذره یی میل محابا نیست محبوب مرا شرم رویش خلق را منع از تماشا میکند کس ندیدست و نبیند…

باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست

باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست وز آب دیده کلبه ی ویرانه پر شدست چندان بنرگس تو نظر باختم که باز چشم…

ای مرا هر ذره با مهر تو پیوندی دگر

ای مرا هر ذره با مهر تو پیوندی دگر هر سر مویی به وصلت آرزومندی دگر بگسل از دام گرفتاری که بر هر ذره اش…