ای مسلمانان ندانم چارهٔ

ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم یا مگر سودای عشق او ز سر بیرون کنم عاشقی را دوست دارم عاشقان را دوستر صدهزاران دل…

Continue Reading...

ای شادی و غم ز صلح و جنگ

ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو وی داد و ستد ز سیم و سنگ تو ای آفت و راحت شب و روزم…

Continue Reading...

ای ز آب زندگانی آتشی

ای ز آب زندگانی آتشی افروخته واندر او ایمان و کفر عاشقان را سوخته ای تف عشقت به یک ساعت به چاه انداخته هر چه…

Continue Reading...

ای جهانی پر از حکایت تو

ای جهانی پر از حکایت تو گه ز شکر و گه از شکایت تو برگشاده به عشق و لاف زبان خویشتن بسته در حمایت تو…

Continue Reading...

ای ببرده آب آتش روی تو

ای ببرده آب آتش روی تو عالمی در آتشند از خوی تو مشک و می را رنگ و مقداری نماند ای نه مشک و می…

Continue Reading...

آمد گه آنکه ساغر آریم

آمد گه آنکه ساغر آریم آواز چو عاشقان برآریم بر پشت چمن سمن برآمد ما روی بر آن سمنبر آریم در باغ چو بنگریم رویش…

Continue Reading...

از عشق آن دو نرجس وز مهر

از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله بی خواب و بی‌قرارم چون بر گلت کلاله خدمت کنم به پیشت همچون صراحی از…

Continue Reading...

هر که در بند خویشتن نبود

هر که در بند خویشتن نبود وثن خویش را شمن نبود آنکه خالی شود ز خویشی خویش خویشی خویش را وطن نبود من مگوی ار…

Continue Reading...

نگویی تا به گلبن بر چه

نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری که چندان لحن می‌سازد همی نالد ز کم صبری به لحن اندر همی گوید که…

Continue Reading...

مکن آن زلف را چو دال مکن

مکن آن زلف را چو دال مکن با دل غمگنان جدال مکن پردهٔ راز عاشقان بمدر کار بر کام بدسگال مکن خون حرامست خیره خیره…

Continue Reading...