جز یک تپش سپندم چیزی نداشت بیدل

جز یک تپش سپندم چیزی نداشت بیدل آتش زدم به هستی کاین عقده باز کردم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

جان پاک از قید تن بیدل ندامت می‌کشد

جان پاک از قید تن بیدل ندامت می‌کشد گنج را جز خاک بر سرکردن از ویرانه نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

تنها نه بیدل از تپش آرام منزل است

تنها نه بیدل از تپش آرام منزل است هر بسمل‌، آشیان طرب‌، زبر بال داشت حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

تکیه بر عافیت ازقامت پیری ستم است

تکیه بر عافیت ازقامت پیری ستم است بیدل از سایهٔ این خم شده دیوار برآ حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

تحیر صورتی نگذاشت در آیینه‌ام بیدل

تحیر صورتی نگذاشت در آیینه‌ام بیدل صفای خانه‌ای دارم که سیلابست پنداری حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

تارگیسو نیست بیدل رشتهٔ تسخیر من

تارگیسو نیست بیدل رشتهٔ تسخیر من از زبان‌ مار باید جست فسون مرا حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

تا در خیال جاکرد تمییز آب وگوهر

تا در خیال جاکرد تمییز آب وگوهر بیدل من و تو گویا هرگز به هم نبودیم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

تا به بی‌دردی توانی ساعتی آسوده زیست

تا به بی‌دردی توانی ساعتی آسوده زیست بیدل از الفت تبراکن‌که الفت قاتل است حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

پی غلط‌ کرده است بیدل آمد و رفت نفس

پی غلط‌ کرده است بیدل آمد و رفت نفس خلق می‌آید به آیینی‌ که‌ گویا می‌رود حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بی‌یار زیستن ز تو بیدل قیامت است

بی‌یار زیستن ز تو بیدل قیامت است جرمی نکرده‌ای که توان کردنت معاف حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...