شاه بیت های غزلیات بیدل
کسی بیدل به سعیوحشت از خود برنمیآید
کسی بیدل به سعیوحشت از خود برنمیآید ز غفلت تاکجا گرداب ما از بحر سر پیچد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
محمل شوق من آسوده نیابی بیدل
محمل شوق من آسوده نیابی بیدل اشک راهیست اگر من ز دویدن رفتم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
ندارد این مکتب تعّین کدورت انشاتری چو بیدل
ندارد این مکتب تعّین کدورت انشاتری چو بیدل به صفحهگرنام او نویسم بجز غبار از رقم نگیرد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
نیستی بیدل به داد خود نمایی میرسد
نیستی بیدل به داد خود نمایی میرسد عاقبت خود را به رنگ رفته پنهان کرد شمع حضرت ابوالمعانی بیدل رح
دلگرد جنون میکند امروز ببینید
دلگرد جنون میکند امروز ببینید در خانهٔ ما بیدل دیوانه نباشد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
کی توان بیدل حریف چاک رسوایی شدن
کی توان بیدل حریف چاک رسوایی شدن چون سحر پیراهن ما یکگریبانوار نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
مرگ را در طینت آسوده طبعان راه نیست
مرگ را در طینت آسوده طبعان راه نیست آتش یاقوت بیدل ایمن از خاکستر است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
گر احتیاج به توفان دهد غبار تو بیدل
گر احتیاج به توفان دهد غبار تو بیدل چو صبح به که صدا از نفس بلند نیفتد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
گر اسقاط اضافات است منظور یقین بیدل
گر اسقاط اضافات است منظور یقین بیدل بس است الله الله از منالله و الی اللهش حضرت ابوالمعانی بیدل رح
گر به این رنگ است بیدل کلفت ویرانهات
گر به این رنگ است بیدل کلفت ویرانهات رحم کن بر حال سیلی کز بنای او گذشت حضرت ابوالمعانی بیدل رح





