شاه بیت های غزلیات بیدل
مگرداغ تودوزد چشم بر درد من بیدل
مگرداغ تودوزد چشم بر درد من بیدل وگرنه این گلستانکی سر بوی وفا دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
مگو بیدل سپند ما دل آسودهای دارد
مگو بیدل سپند ما دل آسودهای دارد تسلی هم درین محفل به آتش میتپد گاهی حضرت ابوالمعانی بیدل رح
فریب صلح از تعظیم مغروران مخور بیدل
فریب صلح از تعظیم مغروران مخور بیدل رگ گردن چو برخیزد به عزم جنگ برخیزد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
غماز ناتوانی ما هیچکس نبود
غماز ناتوانی ما هیچکس نبود بیدل شکست رنگ برون داد بوی ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح
غبار جان کنی بر بال وحشت بستهام بیدل
غبار جان کنی بر بال وحشت بستهام بیدل صدای بیستونم قاصد مکتوب فرهادم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
عمرها شد بیدل احرام صبوحی بستهام
عمرها شد بیدل احرام صبوحی بستهام کو خط پیمانه تا شبگیر من پیدا شود حضرت ابوالمعانی بیدل رح
عشرتمبیدل نهبریکدور موقوفاست و بس
عشرتمبیدل نهبریکدور موقوفاست و بس اشک خواهد سبحه گردانید اگر پیمانه نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
عالم موهومهای اسباب صورت بسته است
عالم موهومهای اسباب صورت بسته است آنچه بیدل از خیال خام پیدا کردهایم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
طبع روشن نیست بیوحشت ز اوضاع سپهر
طبع روشن نیست بیوحشت ز اوضاع سپهر صورت دام است بیدل عکس پرویزن درآب حضرت ابوالمعانی بیدل رح
صد سال رفت تا به قد خم رسیدهایم
صد سال رفت تا به قد خم رسیدهایم بیدل چه خوشههاکه نشد نذر داس ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح





