شاه بیت های غزلیات بیدل
فریبکسوت وهمت ره یقین زده بیدل
فریبکسوت وهمت ره یقین زده بیدل ز رنگ خویش برآ تا به رنگ خویش برآیی حضرت ابوالمعانی بیدل رح
غیر بار عشقهر باری کههستافکندنیست
غیر بار عشقهر باری کههستافکندنیست بیدل ار باری بری، باری به دوش این باربر حضرت ابوالمعانی بیدل رح
غباربیدل ما راکه دستگیر شود
غباربیدل ما راکه دستگیر شود اگر نسیم توان شد صواب بردارید حضرت ابوالمعانی بیدل رح
عمرها شد شوخی دیده خرامی کردهام
عمرها شد شوخی دیده خرامی کردهام میکند از چشم من بیدل همان سیماب گل حضرت ابوالمعانی بیدل رح
عشق را بیدل دماغ التفات یادکیست
عشق را بیدل دماغ التفات یادکیست خواجگی مفت طربگر بنده میگیرد مرا حضرت ابوالمعانی بیدل رح
عبرت نگهان را به تماشاگه هستی
عبرت نگهان را به تماشاگه هستی بیدل مژه بر دیده گران گشت غنودند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
طربپرستی از افسردگی برآ بیدل
طربپرستی از افسردگی برآ بیدل که شعله نیز ز پا تا نشسته دارد رنگ حضرت ابوالمعانی بیدل رح
صفاها آخر از عرض هنر زنگار شد بیدل
صفاها آخر از عرض هنر زنگار شد بیدل ز غفلت تا بهکی آیینهات جوهر برون آرد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
شوق طاووس است بیدل بیضه میباید شکست
شوق طاووس است بیدل بیضه میباید شکست صد در فردوست از یک عقده وا خواهد شدن حضرت ابوالمعانی بیدل رح
شکست دل نشد بیدل کفیل نالهٔ دردی
شکست دل نشد بیدل کفیل نالهٔ دردی نفس در موی چینی نقبها زد تا دمید از من حضرت ابوالمعانی بیدل رح





