گفتند که شش جهت همه نور خداست

گفتند که شش جهت همه نور خداست فریاد ز حلق خاست کان نور کجاست بیگانه نظر کرد بهر سو چپ و راست گفتند دمی نظر…

Continue Reading...

آن کس که مرا به صدق اقرار کند

آن کس که مرا به صدق اقرار کند چون لعبتگان مرا به بازار کند بیزارم از آن کار و نیم بازاری من بندهٔ آن کسم…

Continue Reading...

گر خار بدین دیدهٔ چون جوی زنی

گر خار بدین دیدهٔ چون جوی زنی ور تیر جفا بر دل چون موی زنی من دست ز دامن تو کوته نکنم گر همچو دفم…

Continue Reading...

یک بار دگر قبول کن بندگیم

یک بار دگر قبول کن بندگیم رحم آر بدین عجز و پراکندگیم گر باد دگر ز من خلافی بینی فریاد مرس به هیچ درماندگیم

Continue Reading...

دل در تو گمان بد بر دور از تو

دل در تو گمان بد بر دور از تو این نیز ز ضعف خود برد دور از تو تلخی بدهان هر دل صفرائی خود بر…

Continue Reading...

هر چند در این پرده اسیرید همه

هر چند در این پرده اسیرید همه زین پرده برون روید امیرید همه آن آب حیات خلق را می‌گوید بر ساحل جوی ما بمیرید همه

Continue Reading...

آری صنما بهانه خود کم بودت

آری صنما بهانه خود کم بودت تا خواب بیامد و ز ما بر بودت خوش خسب که من تا به سحر خواهم گفت فریاد ز…

Continue Reading...

من دوش به خواب در بدیدم قمری

من دوش به خواب در بدیدم قمری دریا صفتی عجایبی سیم‌بری امروز بگرد هر دری میگردم کز یارک دوشینه چه دارد خبری

Continue Reading...

تا چند ز جان مستمند اندیشی

تا چند ز جان مستمند اندیشی تا کی ز جهان پرگزند اندیشی آنچه از تو ستد همین کالبد است یک مزبله گو مباش چند اندیشی

Continue Reading...

ما را بدم پیر نگه نتوان داشت

ما را بدم پیر نگه نتوان داشت در خانهٔ دلگبر نگه نتوان داشت آنرا که سر زلف چو زنجیر بود در خانه به زنجیر نگه…

Continue Reading...