ما هرگز به خودمان اجازه

ما هرگز به خودمان اجازه نمي دهيم به چيزي بيشتر از آنچه كه به راستي بر اين باوريم كه سزاوارش هستيم، دست پيدا كنيم. (اسپنسر…

ما نتيجه ي انواع نفوذها

ما نتيجه ي انواع نفوذها و تاثيرات هستيم و هيچ چيز تازه اي در ما وجود ندارد؛ چيزي كه خودمان آن را كشف كرده باشيم؛…

ما كه هنوز خود را

ما كه هنوز خود را نشناخته ايم، چرا ادعا مي كنيم كه ديگران را مي شناسيم. (حجازي)

ما سرانجام به آن جايي

ما سرانجام به آن جايي مي‌رسيم كه در همه‌ي روز، به آن مي‌انديشيم. (رالف والدو امرسون)

ما در رويدادهاي زندگي

ما در رويدادهاي زندگي خود نقشي نداريم، اما در اينكه چگونه آنها را تعبير كنيم تاثيرگذار هستيم. (نيچه)

ما چيزي هستيم كه در

ما چيزي هستيم كه در استراحت ميان يك نمايش به پايان مي رسيم، گاهي وقت ها به گونه اي فرار از شكاف درهاي خاص به…

ما بيشتر زمانها به

ما بيشتر زمانها به درهايي كه شادي را بر ما بسته است، نگاه مي كنيم، اما هيچ گاه كسي را كه برايمان درهاي شادي را…

ما بسيار تواناتر از آنيم

ما بسيار تواناتر از آنيم كه مي پنداريم. لحظه هايي هست كه در آنها تنها با دست نزدن به هيچ ابتكاري و انجام ندادن هيچ…

ما بايد خوبي را در هر جا

ما بايد خوبي را در هر جا پيدا مي كنيم بگيريم و بكوشيم تا بدي را هم از هر جا كه هست دور سازيم. (جواهر…

ما با غريزه ي جنسي عشق

ما با غريزه ي جنسي عشق نمي ورزيم، بلكه تحت شرايط احساسي ديگر عشق مي ورزيم و در حقيقت اين شرايط، همان احساس ديگر است….

ما از تجربه هايمان چيزي

ما از تجربه هايمان چيزي سر در نمي آوريم و چشم براه مي مانيم تا ديگران به ما بگويند، چيزهايي كه تجربه كرديم چه معني…

لذتي كه از علم حاصل مي

لذتي كه از علم حاصل مي شود، بي آلايش است. (افلاطون)

لحظه اي به لاك پشت

لحظه اي به لاك پشت بنگريد! او تنها زماني پيش مي رود كه گردنش را از زير كاسه بيرون بياورد. (نامشخص)

لازم است بدانيد كه

لازم است بدانيد كه نخستين گام، بسيار مهم است و گام ديگر، ساختن يك دورنماي مثبت است. (استيو چندلر)

گناهگار را دوست بدار از

گناهگار را دوست بدار، از گناه بيزار باش. (آندره ميتوس)

گل را مي توان زير پا له

گل را مي توان زير پا له كرد، ولي بوي عطر آنرا نمي توان در فضا كُشت. (فرانسوا ولتر)

گزش وجدان همانند گاز

گزش وجدان همانند گاز گرفتن سگي است از سنگي و چيزي جز نابخردي نيست. (نيچه)

گردونه‌هاي درخشان

گردونه‌هاي درخشان شهرياران تباه گردند، تن نيز به تباهي رسد، ولي برتري نيكان هرگز سوي نابودي نرود و نيكان، نيكان را چنين گويند. (بودا)

گر نادان به همه‌ي عمر

گر نادان به همه‌ي عمر نيز همنشين دانا گردد، زود باشد كه راستي را دريابد، چنان كه با زبان، مزه ي آتش را بچشد. (بودا)

گذشتن از سختي هاي پيش

گذشتن از سختي هاي پيش رو، چندان سخت تر از آن چه پشت سر گذاشته ايم نخواهد بود. (ارد بزرگ)

گاهي يتيم بودن هم

گاهي يتيم بودن هم مزايايي دارد. (جين وبستر)

گاهي خداوند دارايي را به

گاهي خداوند دارايي را به دست اُلاغان فربهي مي‌دهد كه از هر موهبت ديگري بي بهره‌شان داشته است. (مارتين لوتركينگ)

گاهي انسان مي بايست

[ گاهي انسان ] مي بايست بين چيزي كه به آن عادت كرده و چيزي كه بسيار دلش مي خواهد داشته باشد، يكي را برگزيند….

گام نخست پيروزي آگاهي

گام نخست پيروزي، آگاهي است. (آنتوني رابينز)

كين خواهي ويژه ي

كين خواهي، ويژه ي بازندگان است. (ريچارد تمپلر)

كودكان موجودات ادبي

كودكان موجودات ادبي هستند، چون همان گونه كه احساس مي كنند، سخن مي گويند و نبايد مثل كسي احساس كنند كه مثل كس ديگري احساس…

كوتاهترين راه هميشه

كوتاهترين راه هميشه لزوما راه تا حد ممكن راست نيست، بلكه آن است كه در آن شرطه ترين [ =پسنديده ترين ] بادها، بادبانهايمان را…

كمتر غمي است هر اندازه

كمتر غمي است، هر اندازه هم جانكاه، كه درآمد خوب در آن كارساز نباشد. (نامشخص)

كمابيش كسي نيست كه بخش

كمابيش كسي نيست كه بخش كوچكي از زندگي را چنان كه در گذشته بود، در وجود خود به دوش نكشد. (ژان پل سارتر)

كليد آينده رشد مداوم

كليد آينده رشد مداوم شخصي و حرفه اي شماست. (برايان تريسي)

كشتي در ساحل بسيار امن

كشتي در ساحل بسيار امن تر است، اما براي اين [ كار ] ساخته نشده است. (پائولو كوئيلو)

كسي كه يك تپه پول دارد

كسي كه يك تپه پول دارد، يك كوه دوست دارد. (مثل فنلاندي)

كسي كه نداي دروني خود را

كسي كه نداي دروني خود را مي شنود، نيازي نيست كه به سخنان بيرون گوش فرا دهد. (نامشخص)

كسي كه مرا از خود براند

كسي كه مرا از خود براند آزرده ام نخواهد ساخت. (والت ويتمن)

كسي كه فرصت برآوردن نياز

كسي كه فرصت برآوردن نياز ديگري را از دست مي‌دهد، يكي از شايسته‌‌ترين تجربه‌هايي را كه زندگي ارائه مي‌كند، از دست داده است. (نامشخص)

مهم نيست كه چه كار

مهم نيست كه چه كار كرده‌ايد، مهم اين است كه خود را چگونه ساخته‌ايد و چگونه انساني شده‌ايد. (آنتوني رابينز)

مهم ترين نكته اين است كه

مهم ترين نكته اين است كه در هر لحظه بتوانيم آنچه را كه هستيم به خاطر آنچه مي توانيم بشويم قرباني كنيم. (نامشخص)

منش نيك و كار را

منش نيك و كار را مي‌ستاييم؛ پايداري در برابر تيرگي را، پايداري در [برابر] شيون و مويه را. (يَسنَه)

من و مادرم ناسازگاري‌ها

من و مادرم، ناسازگاري‌ها و كشمكش‌‌هاي زيادي با هم داشتيم، ولي به نظرم، او از همه‌ي آنها لذت مي‌برد. (مارك تواين)

من هفت سال شعر گفتم تا

من هفت سال شعر گفتم تا ياد بگيرم چگونه يك جمله ي درست بنويسم. (ريچارد براتيگان)

من نمي دانم انسانها با

من نمي دانم انسانها با چه سلاحي در جنگ جهاني سوم با يكديگر مي جنگند، اما در جنگ جهاني چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب…

من مشهور نشدم مگر به

من مشهور نشدم مگر به واسطه كار و كوشش و اگر از عملي خسته مي شدم، تفريح و رفع خستگي را در اشتغال به كار…

من كه بخشنده ام با

من كه بخشنده ام با خوشدلي مي بخشم، چون دوستي به دوستان. اما غريبان و مسكينان را بهل [ =گذاشتن كسي را به مراد خود…

من شكست نخورده ام تنها

من شكست نخورده ام، تنها هزار راه حل پيدا كرده ام كه به كار نمي آيند. (توماس اديسون)

من دلسرد نمي شوم زيرا

من دلسرد نمي شوم، زيرا هر تلاش نادرستي كه كنار گذاشته شود، گامي به سوي پيش است. (توماس اديسون)

من خيال مي كنم كه هيچ

من خيال مي كنم كه هيچ چيز مانع از آن نيست كه يك ديپلمات خوب تبديل به بازيگر عالي شود، جز نگراني از مرتبه و…

من تلاش مي كنم يكي از

“من تلاش مي كنم”، يكي از وحشتناك ترين گفته هايي است مي توان بيان كرد، سرانجام، هيچ تلاش و كوششي وجود ندارد، يا اين كار…

من به استادهايي كه حتا

من به استادهايي كه حتا نمي توانند ناظم مدرسه شوند بدبين هستم. (فرناندو پسوا)

من با اين فلسفه كه

من با اين فلسفه كه نااميدي و نكبت و غم، نيروي اخلاقي را تقويت مي كند مخالفم. افراد نيكبخت و شادمان هستند كه مهر و…

من از گفتگو و همنشيني با

من از گفتگو و همنشيني با افرادي كه بتوانند بيشتر بخندند و همين واكنش را در من برانگيزند، بسيار لذت مي‌برم. (وين داير)

من از اشتباه بيش از

من از اشتباه بيش از موفقيت درس آموختم. (نامشخص)

ممكن است خداوند گهگاهي

ممكن است خداوند گهگاهي در برخي از رويدادها و امور دير كند، ولي بدان چَم نيست كه به ما پشت كرده و ما را براي…

ملت خود را به حق رأي

ملت خود را به حق رأي همگاني نسپرده، اما با اين همه هر جا كه اين حق اكنون رايج است، به استقبالش رفته و معمولاًً…

مفهوم كليسا نمي تواند به

مفهوم كليسا نمي تواند به قوت خود باقي باشد، مگر آنكه بپذيريم روح الهام بخشي كه اين كليسا را بنا نهاده زنده است، آن را…

معيار غايي يك مرد اين

معيار غايي يك مرد، اين نيست كه در زمان‌هاي آسودگي در كجا ايستاده است، بلكه چگونگي كردار او در ناسازگاري‌ها و چالش‌هاست كه اهميت دارد….

معماري وجود خارجي ندارد

معماري، وجود خارجي ندارد. تنها اثر معماري است كه وجود دارد… شخصي كه يك كار معماري انجام مي‎دهد، در حقيقت آن را به روح معماري…

معجزه‌ها به چشم بر هم

معجزه‌ها به چشم بر هم زدني روي مي‌دهند. نمي‌توان آنها را فراخواند؛ خود به خود مي‌آيند، آن هم بيشتر در زماني كه اميدشان نمي‌رود و…

مصالح دنياي خاص خود را

مصالح، دنياي خاص خود را دارند. با چگونگي قرار دادن آنها در كنار يكديگر و نيز علايمي كه از طريق بافت و رنگ آنها به…

مشكل ترين كارها اين است

مشكل ترين كارها اين است كه انسان خود را بشناسد و آسانترين كارها اين است كه از ديگران عيب جويي كند. (لردآويبوري)

مسئله‌ي نگرش و رفتار است

مسئله‌ي نگرش و رفتار است كه تجربه‌هاي سراسر متفاوتي براي ما مي‌آفريند. (جك كانفيلد)

مسايل بزرگ نياز به عشقي

مسايل بزرگ نياز به عشقي بزرگ دارند و تنها روحيه هاي قوي، شفاف، مطمئن و با بينايي مستحكم قادر به داشتن اين عشق بزرگ هستند….

مرگ هزاران در به زندگي

مرگ، هزاران در به زندگي دارد، من بي‌ترديد يكي را خواهم يافت. (نامشخص)

مرگ تهيدستان و سرور

مرگ تهيدستان و سرور بزرگان، اين دو، كالايي است كه آوازه ندارد. (ديويد كيتس)

مرغ بهشتي فقط در دستان

مرغ بهشتي فقط در دستان كسي مي‌آرامد كه در چنگش نگيرد. (نامشخص)

مردي را در نظر بگيريد كه

مردي را در نظر بگيريد كه در غربت و دور از خويشاوندان و خانواده خود زندگي مي كند. چنين مردي به طور حتم نياز به…

مردمي كه در يك كشور

مردمي كه در يك كشور زندگي مي كردند و به هم نزديكتر بودند طبعاً با يكديگر بيشتر آشنا مي شدند و تصور مي كردند كه…

مردم همواره متوجه نيت و

مردم همواره متوجه نيت و هدف خير شما و تلاش‌هاي از روي راستي شما براي برقراري ارتباط سالم و درست با خودشان هستند و همه…

مردم فكر مي كنند كه من

مردم فكر مي كنند كه من عقل چنداني ندارم، پس چرا تصورشان را بر هم زنم؟ (نامشخص)

مردم در روابط خود

مردم در روابط خود، خواهان عشق هستند. عشق، به زندگي نيرو و رنگ و معنا مي بخشد. هيچ عظمتي بدون عشقي بزرگ به دست نمي…

مردم به كسي كه درصدد

مردم به كسي كه درصدد انجام كار در حد عالي باشد، احترام مي گذارند، اما از توقعات و انتظارات غير واقع بينانه بيزارند. (جان ماكسول)

مردم از زياد كار كردن

مردم از زياد كار كردن نمي ميرند، بلكه فشار و نگراني كه در مورد انجام دادن كارها به جسم شان وارد مي شود سبب مرگشان…

مردان بزرگ كساني هستند

مردان بزرگ كساني هستند كه مي دانند انديشه هاي بزرگ بر جهان حكم مي رانند. (رالف والدو امرسون)

مرد كامروا كسي است كه

مرد كامروا كسي است كه بيش از آنكه زنش بتواند خرج كند، پول در بياورد و زن كامروا كسي است كه بتواند چنين شوهري پيدا…

مرد حكيم خرده نگيرد بر

مرد حكيم خرده نگيرد بر آينه. (مثل فارسي)

مرد بزرگ دير وعده مي دهد

مرد بزرگ دير وعده مي دهد و زود عمل مي كند. (كنفوسيوس)

مرد اگر نمي خواهد در

مرد اگر نمي خواهد در مرحله ي عشق و محبت خسته شود، بايد با حسن نيت، اهميت مقامي را كه عشق در زندگاني و حيات…

مذهب بيمارستان روح است؛

مذهب بيمارستان روح است؛ روحي كه دنيا آن را مجروح كرده است. (نامشخص)

مدير عامل‌هاي ناتوان

مدير عامل‌هاي ناتوان، مدير عامل‌هاي ناتوان‌‌تري را به وجود مي‌آورند. (جفري كروكشنك)

محدوديت ها فقط در ذهن

محدوديت ها فقط در ذهن وجود دارند؛ پس هر وقت محدوديتي به ذهنتان رسيد، بي درنگ آن را از مغز خود بيرون كنيد. (آنتوني رابينز)

محال است كه آدمي بتواند

محال است كه آدمي بتواند بيش از آنچه آسان مي انگارد، به دست آورد؛ زيرا آدمي در بند اندك چشم داشت هاي ذهن نيمه هشيار…

متصرف بودن يعني از دست

متصرف بودن يعني از دست دادن، احساس كردن بدون متصرف بودن، يعني پاس داشتن؛ اين بدان معنا است كه از چيزي هستي اش را بيرون…

مانند مرد عمل فكر كن و

مانند مرد عمل، فكر كن و مانند مرد فكر، عمل كن. (نامشخص)

مادر يگانه موجودي است

مادر، يگانه موجودي است كه حقيقت عشق پاك را مي شناسد. (اونوره دو بالزاك)

مادام كه حيوان ناز و

مادام كه حيوان، ناز و نوازش مي شود، واكنش هاي زيبايي دارد، ولي به محض اينكه با او مخالفت مي شود، همه ي خشونت طبيعتش…

ما همه از كارهايي خسته

ما همه از كارهايي خسته مي شويم كه انجام نمي دهيم، وگرنه انجام كار هرگز ما را خسته نمي كند. (نامشخص)

ما هر روز مي‌توانيم يك

ما هر روز مي‌توانيم يك نظم ويژه را جايگزين يك بي‌تدبيري كنيم. (جيم رآن)

ما مي توانيم مدعي شويم

ما مي توانيم مدعي شويم كه جسم وجود ندارد و همچنين ادعا كنيم كه جهاني نيز وجود ندارد… اما هرگز نمي توانيم ادعا كنيم كه…

ما كه هندي هستيم بايد در

ما كه هندي هستيم بايد در هند زندگي كنيم و براي هند كار كنيم، اما نبايد فراموش كنيم كه در عين حال در پيوند با…

ما ساخته و پرداخته كساني

ما ساخته و پرداخته كساني مي شويم كه دوستمان داشته اند. (آناتول فرانس)

ما در روابط عادي خود با

ما در روابط عادي خود با پيرامونيان، تا اندازه‌اي مرموز هستيم و نمي‌گذاريم شخص روبرو، پي به خويشتن راستين ما ببرد، ولي در رابطه‌ي عاشقانه،…

ما چون شادمان هستيم

ما چون شادمان هستيم، لبخند نمي‌زنيم، بلكه شادمانيم، چون لبخند مي‌زنيم. (پرمودا باترا)

ما بيشتر براي از ياد

ما بيشتر براي از ياد بردن درد و رنج خويش به آينده پناه مي بريم؛ در پهنه ي زمان، خطي را تصور مي كنيم كه…

ما بنا به عادت فقط

ما بنا به عادت فقط چيزهايي را “تاريخ” مي خوانيم كه به جنگ و صلح و سركوب سياسي يا سياست حزبي مربوط شود. (نامشخص)

ما بايد به شاگردان خود

ما بايد به شاگردان خود بياموزيم، چگونه آفريننده باشند، يعني دست كم بتوانند با نوآوري‌هاي امروز روبرو شوند و آنها را بپذيرند و دست به…

ما با آنچه به دست مي

ما با آنچه به دست مي آوريم زندگاني مي كنيم، اما با آنچه مي دهيم زندگاني مي بخشيم. (جان ماكسول)

ما از آن جهت متولد شده

ما از آن جهت متولد شده ايم كه كار نيكي براي ديگران بكنيم، اما اينكه ديگران براي چه متولد شده اند، از آن خبر ندارم….

لذتي كه براي آفرينش

لذتي كه براي “آفرينش”، در انسان به وجود مي آيد، يكي از كليدهاي مهم در امر “پر معنا [ =چَم ] ساختن زندگي” است. (گيل…

لحظاتي هست كه جز غم و

لحظاتي هست كه جز غم و رنج چيزي رخ نمي دهد و نمي توانيم از آن دوري كنيم. تنها زماني دليلش را مي فهميم كه…

لازم نيست گوش كنيد فقط

لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد. حتي لازم نيست منتظر شويد، فقط بياموزيد كه آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را…

گنج عشق گدايان را

گنج عشق، گدايان را توانگر مي كند. (گوته)