اگر به دنياي درونت حكومت

اگر به دنياي درونت حكومت كني، خوشبخت هستي. (بودا)

اگر به اجبار از چيزي

اگر به اجبار از چيزي خشنود شوم آن چيز هميشه برايم رخ خواهد داد؛ چرا كه براي من قناعت [ =بسنده كاري ] به معناي…

اگر بكوشي و در پي نصيبي

اگر بكوشي و در پي نصيبي حتي براي خود باشي، بدان كه صالحي. (جبران خليل جبران)

اگر براي تو آسان نيست كه

اگر براي تو آسان نيست كه تنها زندگي كني، پس برده به دنيا آمده اي. (فرناندو پسوا)

اگر بخواهيم چيزي درباره

اگر بخواهيم چيزي درباره ي دنياي خودمان بدانيم نبايد تنها به كشور كوچكي كه ممكن است در آن به دنيا آمده باشيم بينديشيم بلكه بايد…

اگر بخواهم ببينم چشمانم

اگر بخواهم ببينم، چشمانم را مي بندم. (نامشخص)

اگر ببينيد كه طبيعت

اگر ببينيد كه طبيعت چگونه با دشواري‌ها روبرو مي شود و پيوسته خود را بازسازي مي‌كند، چاره‌اي جز آموختن از آن نخواهيد داشت. (نامشخص)

اگر با دشمني زياد بجنگي

اگر با دشمني زياد بجنگي، پس از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا مي گيرد. (ناپلئون هيل)

اگر انسان همه‌ي تمركز و

اگر انسان همه‌ي تمركز و انديشه‌‌اش را در سمت چپ مغز خود بگذارد، خود را در يك زندگي ساكت پر از افسردگي، زنداني كرده است….

اگر انسان با خيالبافي

اگر انسان با خيالبافي زنده باشد نيرويش را صرف خيالبافي مي كند و مقدم بر همه، اين قدرت را دارد تا واقعيت موجود را به…

اگر الف تا ياي من اين

اگر الف تا ياي من اين است كه هر آن چه سنگيني است سبك شود و تن ها همه رقاص و جانها همه پرنده؛ به…

اگر از نعمتهايي كه

اگر از نعمتهايي كه خداوند هر روز به ما مي دهد با آغوش باز لذت بريم، هنگامي كه بدي فرا مي رسد، نيروي كافي براي…

اگر از خواستن و پرسيدن

اگر از خواستن و پرسيدن، چيزي به دست مي آوريد، ولي هيچ چيز را از دست نمي دهيد، پس در خواستن و پرسيدن، ترديد نكنيد…

اگر آدمي راستي را به

اگر آدمي، راستي را به عنوان يك ارزش به شكلي در خود جاي داده باشد كه گويي همانند خون آدمي، بخشي از وجود اوست، در…

اگر آب و زمين را چنانكه

اگر آب و زمين را چنانكه بايد پاك نگهداريد، خورشيدِ آسمان با شوق و صفا بر آن خواهد تافت. (گوته)

اكنون بايد با جار و

اكنون بايد با جار و جنجال چيزي را فروخت و در نتيجه، بهترين حنجره ها پاره مي شوند تا بهترين كالاها با فرياد و سر…

افكار هر انسان دنياي

افكار هر انسان دنياي اوست. (مثل آفريقايي)

افزوني دانش گذشته و

افزوني دانش گذشته و افزوني تاريخ، انسان را پژمرده و بزدل خواهد ساخت. در حالي كه انسان بايد قادر باشد گذشته را به خدمت حال…

افرادي كه دائماً دلواپس

افرادي كه دائماً دلواپس و نگران فرداي خود هستند براي چيزي نگرانند كه اصلاً وجود ندارد. (سر ويليام آسلر)

افراد نادرست معايب خويش

افراد نادرست معايب خويش را از خود و ديگران پنهان مي دارند، ولي درستكاران به معايب خود واقف و بدان معترف هستند. (نامشخص)

افراد خوش‌بين هم

افراد خوش‌بين، هم تندرست‌ترند و هم داراتر. (نامشخص)

افراد آفريننده دنيا را

افراد آفريننده، دنيا را آن گونه كه هست نمي‌پديرند، بلكه درصدد ساختن دنيايي ديگر هستند و براي اينكه بتوانند اين دنياي ديگر را بيافرينند، بايد…

اغلب مردم فاقد وجدان

اغلب مردم فاقد وجدان فكري هستند. (نيچه)

اعتراف به ندانستن چيزي

اعتراف به ندانستن چيزي كه نمي دانم باعث خجالت و شرم من نمي شود. (سيسرون)

اصلاح طلب شخصي است كه

اصلاح طلب، شخصي است كه با يك قايق شيشه اي از مجراي فاضلاب مي گذرد. (نامشخص)

اشخاصي كه نمي توانند

اشخاصي كه نمي توانند ديگران را ببخشند، پلهايي را كه بايد از آن بگذرند، خراب مي كنند. (هربرت اسپنسر)

اشتياق واگيردار است

اشتياق واگيردار است. در حضور مشتاقان نمي توانيد خنثي و بي تفاوت باقي بمانيد. (نامشخص)

آن كس كه به ديگري خدمت

آن كس كه به ديگري خدمت مي كند، اگر نخواهد خود را پست و خسيس نشان دهد، بايد يكباره آن را از ياد ببرد. محبتي…

با سالخوردگان و افراد با

با سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت كنيد كه چشمهايشان، چهره سالها را ديده و گوشهايشان، نواي زندگي را شنيده است. (جبران خليل جبران)

با ديگران بودن آلودگي

با ديگران بودن، آلودگي مي آورد. (نيچه)

با خوب بودنِ خودتان مي

با خوب بودنِ خودتان، مي توانيد ديگران را بهتر كنيد. (نامشخص)

با تلاشي آگاهانه خنده

با تلاشي آگاهانه، خنده را به كردار و رفتار هر روزتان بياميزيد. نگذاريد كه روزي بدون خنده و آرامش برآمده از آن، سپري شود. (وين…

با بردباري همه چيز در

با بردباري همه چيز در چنگ توست. (ارد بزرگ)

با آرامش به سوي اهداف و

با آرامش به سوي اهداف و آرزوهاي خود به پيش برويد. باور كنيد كه آنها نه تنها دست يافتني‌اند، بلكه پيشاپيش در راه برآورده شدن…

اينكه زندگي دردناك يا

اينكه زندگي، دردناك يا انديشيدن به زندگي، دردناك است، نادرست است. (فرناندو پسوا)

اينكه امروز كه هستيم

اينكه امروز كه هستيم، پيامد گزينش ديروز ما است. فردا هم همان خواهيم شد كه امروز برمي گزينيم. (جان ماكسول)

آينده به كسي تعلق دارد

آينده به كسي تعلق دارد كه مي داند چگونه منتظر ننشيند. (مثل روسي)

اين همان عشق است كه شما

اين همان عشق است كه شما را در راه خودكاوي و خودشناسي، يك دم تنها نمي گذارد، آن هم زماني كه نمي دانيد به كدامين…

اين كه بداني در راه

اين كه بداني در راه درستي هستي يك چيز است، اما اگر فكر كني راه درست تنها همين است چيز ديگري است. (پائولو كوئيلو)

اين شما هستيد كه زندگي

اين شما هستيد كه زندگي خود را مي‌آفرينيد. (جك كانفيلد)

اين تو و فقط تويي كه

اين تو و فقط تويي كه مسئول آن چيزي هستي كه برايت پيش مي آيد. (اشو)

اين انديشنده نياز به كسي

اين انديشنده نياز به كسي ندارد كه رد و انكارش كند؛ وجود خودش براي اين كار كفايت مي كند. (نيچه)

ايمان پيش از هر چيزي

ايمان، پيش از هر چيزي، پذيرا بودن است: باور به ناشناخته. (نامشخص)

ايده ها در بيرون زمان

ايده ها در بيرون زمان قرار دارند و در نتيجه ابدي هستند. (آرتور شوپنهاور)

آيا زندگي آنقدر عزيز و

آيا زندگي آنقدر عزيز و صلح آنقدر شيرين است كه به بهاي زنجير و اسارت خريداري شود؟ (پاتريك هنري)

اي مهر مادري كه مقدس

اي مهر مادري كه مقدس ترين محبتها هستي، زبان زميني ما ناتوان از وصف عظمت آسماني تو است. (نامشخص)

اي عشق! تو افسر زندگي و

اي عشق! تو افسر زندگي و بختِ بيداري. (گوته)

اي پسر مراقب باش كه به

اي پسر، مراقب باش كه به خاموشي عادت كني. من از سكوت هيچ گونه شرمسار نشدم، ليكن بسيار وقت سخن گفتم و پشيماني بردم. (لقمان)

اولين قوه ي عاقله ي

اولين قوه ي عاقله ي پيشرفت و تعالي مملكت، مدرسه است. (نامشخص)

او يك انديشمند است يعني

او يك انديشمند است؛ يعني مي داند چيزها را چگونه ساده تر از آنچه كه هستند در نظر بگيرد. (نيچه)

اهل ريا و دورويي هرگز

اهل ريا و دورويي، هرگز از دانش راستين برخوردار نمي‌توانند شد. (افلاطون)

آنهايي كه به سبب پيشرفت

آنهايي كه به سبب پيشرفت تكنيكي زياد بشريت، دچار ترس و هراس شده‌اند، هدف و وسيله را با هم اشتباه گرفته‌اند. (آنتوان دوسنت اگزوپري)

آنگاه كه هوا كاملا تاريك

آنگاه كه هوا كاملا تاريك است، مي تواني ستاره ها را ببيني. (رالف والدو امرسون)

آنگاه كه اميد مي ميرد

آنگاه كه اميد مي ميرد، ترس زاده مي شود. (بالتازار گراسيان)

آنكه به گله وحدت مي

آنكه به گله وحدت مي بخشد، گوسفندي نيست كه بع بع مي كند، بلكه سگي است كه گاز مي گيرد. (نامشخص)

انكار يا گريز از

انكار يا گريز از دشواري‌ها، هرگز نمي‌تواند زندگي بامفهوم و خرسند گونه‌اي را براي شما پديد آورد. (آنتوني رابينز)

انساني كه قادر به

انساني كه قادر به آفرينندگي نيست، خواستار نابود ساختن است. (نامشخص)

انسانهاي كارآمد كمياب

انسانهاي كارآمد، كمياب ترين و ارزشمندترين منابع در هر سازمان هستند. (پيتر دراكر)

انسانها در هيچ يك از

انسانها در هيچ يك از ويژگي هايشان به اندازه نيكي كردن به همنوعان خويش، خداي گونه نيستند. (سيسرو)

انسان وقتي در مورد

انسان وقتي در مورد موضوعي كه از آن آگاهي دارد سخن بگويد يا بنويسد، مي تواند سخن خود را به ديگران بقبولاند و موثر واقع…

انسان همچون رودخانه است

انسان همچون رودخانه است؛ هرچه عميق تر باشد آرام تر و متواضع تر است. (مثل آلماني)

انسان هاي سنگين جان و

انسان هاي سنگين جان و سختگير دقيقا با آنچه ديگري را سنگين تر مي كند، يعني عشق و نفرت، سبكتر مي شوند و گاهي به…

انسان نمي تواند به

انسان نمي تواند به تنهايي و براي خود زندگي كند؛ اين مرگ است نه زندگي. (لئو نيكولايويچ تولستوي)

انسان موفق كسي است كه

انسان موفق كسي است كه شكست مي خورد، اما خود را شكست خورده نمي داند. (جان ماكسول)

انسان كوچك به ويژه

انسان كوچك، به ويژه شاعر، چه پُرشور با واژه ها از دست زندگي مي نالد! به او گوش فرا دهيد؛ اما گوش فرا دادن به…

انسان زماني دندان خرد را

انسان زماني دندان خرد را مي‌كشد كه لقمه‌ي بزرگتر از دهانش برمي‌دارد. (مثل ايرلندي)

انسان در كنار ديگران

انسان در كنار ديگران عاقل تر است تا در كنار خويش. (لاروشفوكولد)

انسان خود را نمي شناسد

انسان خود را نمي شناسد، مگر در هنگام فقر و بدبختي. (آلفرد دوموسه)

انسان تنها زماني حق دارد

انسان تنها زماني حق دارد به انساني ديگر از بالا به پائين بنگرد كه ناگزير است او را ياري رساند تا روي پاي خود بايستد….

انسان به ندرت مي‌تواند

انسان به ندرت مي‌تواند در كاري كامياب باشد؛ مگر آنكه شيفته‌ي آن كار باشد. (پرمودا باترا)

انسان براي كسب محبت دست

انسان براي كسب محبت دست به خيلي كارها مي زند؛ اما براي تحريك حسادت ديگران هر كاري كه از دستش ساخته باشد، انجام مي دهد….

انسان بايد رها در لحظه

انسان بايد رها در لحظه [ =دم ] زندگي كند. (فلورانس اسكاول شين)

انسان با جنگ از دنيا چشم

انسان با جنگ از دنيا چشم مي پوشد. (اسميت)

انسان از مادر آزاد

انسان از مادر، آزاد آفريده شده است. (ژان ژاك روسو)

انديشيدن درباره ي خويشتن

انديشيدن درباره ي خويشتن خويش وحشتناك است، اما اين تنها راه صميمانه ي كار است؛ انديشيدن درباره ي خويشتن خويش، آن گونه كه هستم؛ انديشيدن…

انديشه و انگاره اي كه

انديشه و انگاره اي كه نتواند آينده اي زيبا را نويد دهد، ناتوان و بيمار است. (ارد بزرگ)

انديشه هاي خوب تراويده

انديشه هاي خوب، تراويده ي روح پاك است و بوي خوش، تراويده ي گل خوشبو. (آناتول فرانس)

انديشه داشتن؟ باشد! از

انديشه داشتن؟ باشد! از آن به سروري مي رسم! اما انديشه ورزيدن را خوش دارم فراموش كنم! (نيچه)

اندوه چون شيشه ي عطري

اندوه، چون شيشه ي عطري بسيار گرانبها است؛ به اندازه اي كه نمي توان برايش بهايي در نظر گرفت. (كريستين بوبن)

آنچه هستيد شما را بهتر

آنچه هستيد شما را بهتر معرفي مي كند تا آنچه مي گوييد. (بزرگمهر)

آنچه مغز و قلب را از

آنچه مغز و قلب را از آلايش پاك مي كند، فقط دانش است؛ آنچه برجاي مي ماند بي دانشي است. (نامشخص)

آنچه كه نويسندگان

آنچه كه نويسندگان انديشمند را تحريك به فكر مي كند خود موضوع است. به همين جهت انديشه ايشان بي درنگ متوجه موضوع مي شود. تنها…

آنچه كه احساس مي كنيم

آنچه كه احساس مي كنيم، بيشتر از آنچه كه مي دانيم اهميت دارد. (نامشخص)

آنچه سبب شر نباشد مسبب

آنچه سبب شر نباشد، مسبب شر نيز نخواهد بود. (افلاطون)

آنچه را كه من در اين

آنچه را كه من در اين لحظه انجام مي دهم يا نمي دهم به اندازه بزرگترين رويداد گذشته، براي هر آنچه كه در آينده قرار…

آنچه را زماني بد مي

آنچه را زماني بد مي دانيم، معمولا پس مانده امري نابهنگام است كه زماني آن را نيك مي دانسته ايم؛ نياكان آرماني كهن. (نيچه)

آنچه در بيرون از ما سر

آنچه در بيرون از ما سر مي‌زند، فاش كننده‌ي چيزي‌ست كه در درون‌مان مي‌گذرد. (لئوبوسكاليا)

آنچه بيش از همه انسانها

آنچه بيش از همه انسانها را شيفته مي كند زيبايي است. (پائولو كوئيلو)

آنچه انسان هرگز نخواهد

آنچه انسان هرگز نخواهد فهميد اين است كه چگونه در برابر كسي كه ما را آفريده و همه چيز ما از اوست، مسئول خواهيم شد…

انجام كارهاي بزرگ تنها

انجام كارهاي بزرگ تنها بوسيله ي رأي و اراده و مشيت و شور و قدرت و اختيار و آمريت و عقل پخته و رسايي كه…

آنجا كه ديگر تو را

آنجا كه ديگر تو را نردبامي نمانده باشد، بايد بداني كه چگونه از روي سر خويش بالا روي. از روي سر و از فراز دل…

آناني كه مي‌خواهند

آناني كه مي‌خواهند بهترين باشند، بايد همه‌ي تلاش خود را بكنند. (كيم وو چونگ)

آنان كه خرسندي بيشتري

آنان كه خرسندي بيشتري دارند، آرزوي كمتري دارند. (آنتوان دوسنت اگزوپري)

آن مغرور حتي از اسبي كه

آن مغرور، حتي از اسبي كه كالسكه اش را پيش مي راند بيزار است. (نيچه)

آن كه نمي تواند از خواب

آن كه نمي تواند از خواب خود براي فراگيري دانش و آگاهي بكاهد، توانايي برتري و بزرگي را ندارد. (ارد بزرگ)

آن كه صد سال تنبل و سست

آن كه صد سال تنبل و سست زيَد، زندگي يكروزه‌ي آن كه نيروي استوار يافته، بهتر از آن صد سال است. (بودا)

آن كه خوراكش كم است

آن كه خوراكش كم است، عمرش زياد و طولاني است. (لقمان)

آن كه به هوش سرشار خويش

آن كه به هوش سرشار خويش ارزش نمي‌نهد و در بند آن است كه با گرايش‌هاي كوته‌فكران سازواري [= سازگاري] داشته باشد، نزد من رتبه…

آن كه از كردار خود خشنود

آن كه از كردار خود خشنود باشد، شرمسار نخواهد بود. (نامشخص)

آن كس كه مدعي رهبري است

آن كس كه مدعي رهبري است، اما پيرو ندارد، آبروي خود مي برد و زحمت ما مي دارد. (جان ماكسول)