قاموس سخن
اگر عشق نتواند تو را يك
اگر عشق نتواند تو را يك شاعر سازد، هيچ چيز ديگر نخواهد توانست. (اشو)
اگر شناخت زن و مرد نسبت
اگر شناخت زن و مرد نسبت به ويژگي هاي دروني و بيروني يكديگر بيشتر گردد، كمتر دچار گسست مي شوند. (ارد بزرگ)
اگر شما احساس ميكنيد كه
اگر شما احساس ميكنيد كه پندارهاي نوآور و آفرينندهاي داريد، شكي نداشته باشيد كه هنرمند و آفريننده نيز هستيد. (استيو چندلر)
اگر شأن خود را ناديده
اگر شأن خود را ناديده گرفتيم، ديگر حق نداريم از بيشأني گله كنيم. (لئوبوسكاليا)
اگر زني خواست كه تو براي
اگر زني خواست كه تو براي پول همسرش شوي، با او ازدواج كن، اما پولت را از او دور نگه دار. (مثل تركي)
اگر رويايي در سر نداشته
اگر رويايي در سر نداشته باشيد، چه بسا در ظاهر، سخت كار كنيد و باز هم به جايي نرسيد. (فلورانس اسكاول شين)
اگر رهبر نتواند پيامي را
اگر رهبر نتواند پيامي را به روشني برساند و ديگران را برانگيزد كه بر اساس آن عمل كنند، بود و نبود پيامش يكسان است. (نامشخص)
اگر دوستي ها نبود دشمني
اگر دوستي ها نبود، دشمني ها، دنيا را جهنم مي كرد. (مارك تواين)
اگر دعا و نماز نبود شايد
اگر دعا و نماز نبود شايد مدتها پيش به جنون و ديوانگي رسيده بودم. (مهاتما گاندي)
اگر در مورد شما بد گفتند
اگر در مورد شما بد گفتند سكوت كنيد. (جبران خليل جبران)
اگر در تمام دنيا يك ذره
اگر در تمام دنيا يك ذره بي مقدار كه خود، جهان ديگري است، از قوانين گيتي پيروي نمي كرد، مدتهاي مديدي بود كه جهان ما…
اگر داستاني خنده دار را
اگر داستاني خنده دار را با دقت به طول و تفضيل نگاه كنيم، داستان بيش از پيش حزن انگيز مي شود. (نامشخص)
اگر خود را باور داشته
اگر خود را باور داشته باشيد، هر كاري، شدنيست. (كيم وو چونگ)
اگر خواستار يك اجتماع
اگر خواستار يك اجتماع هستيد، بايد بخشي از آن باشيد و از آن جانبداري كنيد؛ وگرنه راكد مي شود و مي ميرد. (ريچارد تمپلر)
اگر چيزي شما را آشفته
اگر چيزي شما را آشفته ميكند، يعني هر آنچه كه به شما احساس بدي ميدهد، از شرّ آن رهايي يابيد؛ چون در اين صورت ميبينيد…
اگر جوان را از عشق منع
اگر جوان را از عشق منع كنيد مانند اين است كه مريض را براي كسالتش سرزنش كنيد. (دوكلوس)
اگر تو باوري داشته باشي
اگر تو باوري داشته باشي دست از جست و جو برمي داري؛ اگر باوري داشته باشي گمان مي كني كه از قبل مي داني. (اشو)
اگر تاكنون چندين بار
اگر تاكنون چندين بار شكست خورده ايد، نگوييد كه شكست خوردم، تنها بگوييد تنبلي كردم. زيرا اگر شخص تنبل نباشد، هيچ گاه شكست نخواهد خورد….
اگر پديده هاي خارجي باعث
اگر پديده هاي خارجي باعث رنج شما مي شوند، گناهكار، آنها نيستند، بلكه داوري هاي شما در مورد آنها مايه ي رنجش تان مي شود….
اگر به ميهماني گرگ مي
اگر به ميهماني گرگ مي روي، سگ به همراه ببر. (مثل روسي)
اگر به راستي مي خواهيم
اگر به راستي مي خواهيم دگرگون شويم، بايد دگرگوني را برگزينيم و به انجام دگرگوني، پايبند باشيم. (شري كارتر اسكات)
اگر به جاي توجه به نتيجه
اگر به جاي توجه به نتيجه و دستاورد كار، براي سختي ها و مشكلات آن ماتم بگيريد، كم كم نااميد و دلسرد مي شويد. (جان…
اگر بنا بود همه ي آرزوها
اگر بنا بود همه ي آرزوها برآورده شود، دنيا به شكل ديگري در مي آمد. (نامشخص)
اگر براي هدفهاي خود
اگر براي هدفهاي خود برنامه نداشته باشيد، صرفاً يك رويا باقي خواهند ماند. (ريچارد تمپلر)
اگر بر ساماندهي نيروهاي
اگر بر ساماندهي نيروهاي خود توانا نباشيم، ديگران سرنوشت مان را مي سازند. (ارد بزرگ)
اگر بخواهيد در زندگي خود
اگر بخواهيد در زندگي خود كامياب باشيد، بايد توجه خود را به آنچه هم اكنون برايتان پيش آمده، معطوف كنيد. (ريچارد تمپلر)
اگر بتوانيد كاري را تصور
اگر بتوانيد كاري را تصور كنيد، به حتم مي توانيد آن را انجام دهيد. (والت ديسني)
اگر باخردي هرگز گرد بدي
اگر باخردي، هرگز گرد بدي نگرد كه نيكوترين كسان آن بود كه بيرون و درونش پاكيزه و نيك باشد. (بزرگمهر)
اگر ايمان به درستي به
اگر ايمان به درستي به كار رود، بزرگترين نيرويي است كه منشأ خير و خوبي در زندگاني مي شود. (آنتوني رابينز)
اگر انسان سرمايهاش را
اگر انسان، سرمايهاش را در مغزش بگذارد، نه در كيف پولش، هيچكس نميتواند آن را از او بربايد. (بنجامين فرانكلين)
اگر آن دستي را نبينيم كه
اگر آن دستي را نبينيم كه با مهرباني مي كشد، نگرش ما به زندگي نادرست است. (نيچه)
اگر اشخاص خودخواهي تلاش
اگر اشخاص خودخواهي تلاش دارند شما را بفريبند، نامشان را از ليست نامهاي همنشينان خود خط بزنيد، اما هرگز درصدد انتقام جويي برنياييد. زيرا اگر…
اگر از زندگي سر در مي
اگر از زندگي سر در مي آورديم، تحمل ناپذير مي شد. خوشبختانه چنين نيست. ما با همان ناآگاهي مثل حيوانات زندگي مي كنيم و مانند…
اگر آرزويي نداشته و به
اگر آرزويي نداشته و به خودتان باور نداشته نباشيد كه ميتوانيد پس از اينكه به شما گفتند بايد تسليم شويد [=گردن نهيد]، ادامه دهيد، هرگز…
اگر آدمي از شغل خود
اگر آدمي از شغل خود خرسند نباشد، يكي از مهمترين راههاي دستيابي به خويشتن را گم كرده است. (آبراهام مازلو)
آگاه باشيد! دوست داشتن و
آگاه باشيد! دوست داشتن و عشق ورزيدن را بايد احساس كرد. (آندره موروا)
اكثر ازدواجها نه محصول
اكثر ازدواجها نه محصول انتخاب و خواست حقيقي، كه ثمره ي انديشه هاي سطحي و شرايط اتفاقي اند. (آرتور شوپنهاور)
افعي ترسناك را دسته اي
افعي ترسناك را دسته اي مورچه از پاي درمي آورند. (مثل ژاپني)
آفرينش بيشتر پديدار
آفرينش، بيشتر، پديدار ساختن آن چيزي است كه از پيش، وجود داشته است. (نامشخص)
افرادي كه به راستي به
افرادي كه به راستي، به راستي، در دستيابي به خواستهها و آرزوهايشان، كامياب هستند، به بخت و سرنوشت خود متكي نيستند و كاسه و كوزهي…
افراد عملاً در يك بازي
افراد عملاً در يك بازي شركت مي كنند، اما تيمها هستند كه مقامهاي قهرماني را به دست مي آورند. (جان ماكسول)
افراد پرشتاب و ناشكيبا
افراد پرشتاب و ناشكيبا، بسيار ناتوان و بيچارهاند. كدام زخم تاكنون با شتاب و بيتابي بهبود يافته است. (ويليام شكسپير)
افتادگي يا گردن نهادن و
افتادگي يا گردن نهادن و خشنود بودن و يا هرچه مي خواهيد نامش را بگذاريد، نشانه ي سستي و درماندگي است. (جين وبستر)
آغاز حركت به سوي هدفي
آغاز حركت به سوي هدفي ارزشمند، خود كاميابيست. (نامشخص)
اصيل ترين غرايز را تامل
اصيل ترين غرايز را تامل، شريف مي گرداند. (نيچه)
آشيانهاي پر از عشق
آشيانهاي پر از عشق، هميشه دو نفر را در خود جاي ميدهد. (ران كافمن)
اشخاص معمولاً به كسي كه
اشخاص معمولاً به كسي كه به آنها توجه كرده است، علاقه نشان مي دهند. (جان ماكسول)
اشتباه مي تواند حتي از
اشتباه مي تواند حتي از يك شكاف بگذرد، ولي حقيقت در يك دروازه گير مي كند. (نامشخص)
آن كس كه بزرگ است نسبت
آن كس كه بزرگ است نسبت به فضايل و قضاوتهاي ثانويه خود بيرحم است. (نيچه)
با زبان شعر بهتر مي توان
با زبان شعر بهتر مي توان در دلها نفوذ كرد. (گوته)
با دزدان معامله مکن و
با دزدان معامله مکن و آنها را گرفتار نما (کورش کبير)
با حقيقت روبرو شويد به
با حقيقت روبرو شويد، به آن نگاه كنيد، از آن نگريزيد؛ زيرا زماني كه فرار مي كنيد، زمان آغاز ترس است. (كريشنا مورتي)
با تشويق مي توان نيروهاي
با تشويق مي توان نيروهاي خفته و زنگ زده را بيدار و نيروهاي بيدار و برانگيخته را براي هميشه پايدار و استوار كرد. (نامشخص)
با اينكه مي دانيم زيبايي
با اينكه مي دانيم زيبايي و خوبي دشمن هم هستند، چرا اين آب و آتش را در يك وجود مي طلبيم؟ (ويليام تن)
اينها ضعفا هستند كه
اينها ضعفا هستند كه اراده به سوي قدرت خودشان را به اين صورت مخفي مي كنند كه جهان ديگري بسازند؛ در حقيقت جهان افلاطوني همين…
اينكه چه كسي باشيد و در
اينكه چه كسي باشيد و در چه موقعيتي قرار داشته باشيد، بر عهده شما و نتيجه انتخابها و تصميم گيري هاي خودتان است. (برايان تريسي)
آينده ي كودكان بسته به
آينده ي كودكان بسته به تربيت پدر و مادر است. (ويكتور هوگو)
اينچنين ميستاييم
) اينچنين ميستاييم گوشْور وَن [= «روان آفرينش» يا «روان جهان» يا «روان زمين»] و گِوش تَشَن [= آفريدگار جهان يا سازنده آفرينش] و روانهاي…
اين مهم نيست كه شما چه
اين مهم نيست كه شما چه نوشته ايد، بلكه مهم اين است كه ديگران چه برداشتي از آن دارند. (نامشخص)
اين عمر به يك چشم بر
اين عمر به يك چشم [ بر هم ] زدن نقش بر آب است. (مثل)
اين ديدگاه اشتباه است كه
اين ديدگاه اشتباه است كه بپنداريم مرد توانا فرزندي مانند خود خواهد داشت. (ارد بزرگ)
اين تاج مرد خندان اين
اين تاج مرد خندان، اين تاج گل سرخ را من خود بر سر نهادم. من خود خنده ي خويش را مقدس خواندم. بهر چنين كاري…
اين از ويژگي هاي عشق است
اين از ويژگي هاي عشق است كه هيچ گاه ثابت نمي ماند؛ عشق، بدون وقفه رشد مي كند، در صورتي كه كاهش نيابد. (آندره ژيد)
ايمان از كردار جدا نيست
ايمان از كردار جدا نيست و عمل از پندار. (جبران خليل جبران)
ايثار برگزيدگي و
ايثار [ =برگزيدگي ] و اشتياق شما، به عملكردتان كمك خواهد كرد و به برخي از هم تيمي هاي شما الهام خواهد بخشيد. (جان ماكسول)
آيا بهتر نيست كه انسان
آيا بهتر نيست كه انسان گرفتار يك قاتل و جاني شود تا اينكه در روياهاي يك زن شهوت پرست فرو رود. (نيچه)
اي مرگ از تو به سبب نوري
اي مرگ از تو به سبب نوري كه بر ناداني ما ميافكني، سپاسگزاريم. (نامشخص)
اي دلبر من غزلهايي را
اي دلبر من، غزلهايي را كه روزگاري در دشت و دمن برايت مي سرودم، اكنون در ديواني فشرده و زنداني كرده ام، زيرا زمانه ناسازگار…
اي آقا!! قبل از اينكه
اي آقا!! قبل از اينكه عصبانيت [ خود ] را به همسرت ابراز كني فكر كن! اي خانم!! وقتي از دست شوهرت عصباني هستي، حرمت…
اولين تكليف بشر حمايت از
اولين تكليف بشر حمايت از افراد ضعيف و جريحه دار نكردن يك وجدان بشري است. (گاندي)
او از مردم گريزان است
او از مردم گريزان است، اما مردم به دنبال او مي دوند، زيرا او پيشاپيش آنها است… چقدر مردم گلّه صفت هستند. (نيچه)
آه! جوان ها! افسوس كه
آه! جوان ها! افسوس كه شما قيمت و بهاي وقت را نمي دانيد! (گوته)
آنها كه غم كمتري دارند
آنها كه غم كمتري دارند، با خودنمايي بيشتري مي گريند. (نامشخص)
آنگاه كه سنداني آهن
آنگاه كه سنداني [ =آهن ضخيم ]، پا برجا باش، روزي كه چكش گشتي محكم تر بكوب. (نامشخص)
آنكه مي تواند نسبت به
آنكه مي تواند نسبت به نيكي ديگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن بيم ندارد. (نامشخص)
آنكه امروز را از دست مي
آنكه امروز را از دست مي دهد، فردايي را نخواهد يافت. خوشبختي آينده در بهره بردن از زمان حال است. (نامشخص)
آنقدر دانش آدمي را كفايت
آنقدر دانش آدمي را كفايت است كه راه راست را از كج و نيكبختي را از بدبختي شناسد. (نامشخص)
انساني كه به حقيقت دست
انساني كه به حقيقت دست يافته چگونه مي تواند دروغ بگويد؟ براي چه بايد دروغ بگويد؟ او هيچ دروغي براي گفتن ندارد. (اشو)
انسانهاي بدخواه و
انسانهاي بدخواه و چشمتنگ براي ديگران مايهي دردسر هستند، ولي براي خودشان، مايهي شكنجه و آزار. (ويليام پن)
انسانها به نسبت ظرفيتي
انسانها به نسبت ظرفيتي كه براي كسب تجربه دارند عاقل به شمار مي روند. كساني خوشبخت هستند كه از تجربه ي ديگران استفاده مي كنند…
انسان و جهان همچون حلزون
انسان و جهان همچون حلزون و صدف اش به يكديگر پيوسته اند: جهان و انسان تفكيك ناپذيرند، جهان گستره ي انسان است و بتدريج كه…
انسان هرگز نميتواند از
انسان هرگز نميتواند از رويا دست بكشد، رويا خوراك روح است. (پائولو كوئيلو)
انسان ها به نسبت ظرفيتي
انسان ها به نسبت ظرفيتي كه براي كسب تجربه دارند عاقل اند نه به نسبت تجاربي كه اندوخته اند. (جرج برنارد شاو)
انسان نبايد هيچ امري را
انسان نبايد هيچ امري را به عنوان حقيقت قبول كند، مگر آنكه به راستي در نظر او حقيقت باشد. (دكارت)
انسان ممكن است در برابر
انسان ممكن است در برابر يك فضيلت، چاپلوس و متملق باشد. (نيچه)
انسان فرزند كار و زحمت
انسان، فرزند كار و زحمت خويش است. (چارلز رابرت داروين)
انسان راستگو خوش سيماتر
انسان راستگو، خوش سيماتر است، سرنوشت، او را چنين نقش كرده و خورشيد شامگاهي تا حد خداوندي، سزاوار ستايش. (ويكتور هوگو)
انسان در جهان همچون شبح
انسان در جهان همچون شبح سرگرداني است كه در عبور از اين راه حياتي، سايه اي از خود به يادگار نمي گذارد. (ويكتور هوگو)
انسان حيواني بيمار است
انسان، حيواني بيمار است. (ژان ژاك روسو)
انسان تركيب عجيبي است و
انسان تركيب عجيبي است و در عين ناچيزي، خود را برتر از همه مي شمارد. (نامشخص)
انسان به طور طبيعي تمايل
انسان به طور طبيعي تمايل به آسانترين راه دارد. اگر در برابر اين تمايل ايستادگي كنيد، نيرومندتر و تواناتر مي شويد. (برايان تريسي)
انسان براي اين پاي چپ و
انسان براي اين، پاي چپ و راست دارد كه نخست با پاي چپ اشتباه كند، سپس با پاي راست، دوباره با پاي چپ و سپس…
انسان بايد با ديگران كم
انسان بايد با ديگران كم و با خودش زياد حرف بزند. (مثل دانماركي)
انسان اگر ناخوش باشد و
انسان اگر ناخوش باشد و كار كند، بهتر از اين است كه سلامت باشد و بيكار بنشيند. (نامشخص)
انسان موجودي است كه
[ انسان ] موجودي است كه در هر شرايطي، مي تواند همنوع خود را به كام مرگ بفرستد. (نامشخص)
انديشهي مرگ انديشهي
انديشهي مرگ، انديشهي رهايي است. (نامشخص)
انديشه هاي ما در غرفه
انديشه هاي ما در غرفه هاي بيشمار مغز با زنجير ناپيدا به يكديگر پيوسته اند. چون يكي از آنها بيدار شود، هزار تاي ديگر نيز…
انديشه ها جايگاهي والاتر
انديشه ها جايگاهي والاتر از دنياي ظاهري دارند. چه حقير است و كوچك ، زندگي آنكه دستانش را ميان ديده و دنيا قرار داده و…
انديشه اي كه هم اكنون در
انديشه اي كه هم اكنون در سر دارم مفت سگ هم نمي ارزد، چون كاملاً به هم ريخته ام. (ريچارد براتيگان)
آندره موروا
هیچ تجربه و آزمونی را نمی توان دلیل اعتبار گرفت. آندره موروا





