گویند که عشق را بکن درمانی
گویند که عشق را بکن درمانی ز آن پیش که در علاج آن درمانی ما چاره درد عشق دانیم ولیک صبر است علاج عشق و…
کس در سر کار عشق دلگیر نشد
کس در سر کار عشق دلگیر نشد از لذت عاشقی کسی سیر نشد دیدیم بسی پیر که او گشت جوان دیدیم بسی جوان که او…
هرچند که در جهان هنر بی ثمر است
هرچند که در جهان هنر بی ثمر است این صنعت عکس تو به از هر هنر است بر پاره کاغذی، دمی، افسونی و آن را…
هر بنده که بر در تو دربانی کرد
هر بنده که بر در تو دربانی کرد حاتم صفت آغاز زرافشانی کرد گسترده فلک چو خوان احسان تو دید صد ثور بجای بره قربانی…
مجموعه دلبری است روی چو مهت
مجموعه دلبری است روی چو مهت منجوقه سروری است طرف کلهت برهمزن لشکری است تیغ ابروت صید افکن عالمی است تیر نگهت
یک عمر به گرد کوی تو گردیدم
یک عمر به گرد کوی تو گردیدم یک عهد خیال روی تو ورزیدم آنچه از تو نمی شنفتمی، اشنفتم و آنچه که از تو نمی…
از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون میکشی
از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون میکشی جان را به زنجیر بلا در ورطهٔ خون میکشی تا عقل دیوانه شود، عنبر بر آتش مینهی…
ابر آمد و بگریست بر اطراف چمنها
ابر آمد و بگریست بر اطراف چمنها شد شسته به شبنم رخ گلها و سمنها با داغ تو رفتند شهیدان تو زین باغ چون لاله…
ابرو ز من متاب، که دل دردمند تست
ابرو ز من متاب، که دل دردمند تست تیری که خورده ام ز کمان بلند تست آباد، کشوری که تویی شهریار آن آزاد، بنده ای…
اشک چو پرده میدرد، خلوتیان راز را
اشک چو پرده میدرد، خلوتیان راز را چند به دل فرو خورم، ناله جانگداز را؟ هر سحری ز خون دل، آب زنم به راه تو…





